نسخه
PDF
شماره ۴۰۹۴ - ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - - ۱ مى ۲۰۰۸ 
صفحه ۵
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
آدبايور اميدوار به معجزه
«امانوئل آدبايور» مهاجم توگويى آرسنال اطمينان دارد تيمش فصل آينده جبران مافات خواهد كرد. او در اين باره اظهار داشت: «به احتمال فراوان امسال هم دستاورد خاصى نخواهيم داشت اما حتم دارم سال آينده با قدرت به ميدان رقابت بازمى گرديم. برترى ۶ بر ۲ مقابل دربى  كانتى، نمايانگر قدرت ما بود. فصل آينده باتجربه تر از هميشه به ميدان مى رويم. بالا رفتن سن بازيكنان يك عامل مثبت در راه موفقيت احتمالى است. نمى دانم شايد در ۲ هفته پايانى معجزه اى رخ دهد و ما قهرمان شويم!»
يادداشت هاى سرخ
065325.jpg
065214.jpg
065181.jpg
۱۱ سال پس از اتفاق شوم فرودگاه مونيخ، روى سكوهاى ومبلى به انتظار يك معجزه نشسته ام. بنفيكاى اوزه بيو خيلى سخت تسليم مى شود يا بهتر بگويم گويا اصلاً قصد ندارد مقابل انگليسى هاى پرتوقع كم بياورد. آنها در طول ۹۰ دقيقه به يك تساوى رضايت مى دهند اما توفان بزرگ، پايه هاى قدرت آنها را ويران مى كند. اصولاً منچستريونايتد عادت دارد در عرض چند دقيقه حتى تقدير را هم به نفع خود رقم بزند. در چنين شرايطى زمان مى گذرد و در پايان هنگامى كه دوستداران فوتبال ورزشگاه را ترك كرده اند، با خود مى  انديشم چگونه مردان «سرمت بازبى» تساوى يك بر يك را به برترى ۴ بر يك تبديل كرده  اند؟ يك سال پس از قهرمانى انگلستان در جام جهانى ،۱۹۶۶ اروپا شاهد هنرنمايى همتيمى هاى بابى چارلتون بود. بله! منچستريونايتد اولين فاتح انگليسى ليگ اروپا نام گرفت. روى سكوها به شعار دوستداران منچستريونايتد فكر مى كنم؛ manunited, oneunited. حتى اشعار سكونشينان اولدترافورد هم مانند اين تيم مغرورانه است
آنچه مى خوانيد نه گزارش رؤياى شيرين يك هوادار فوتبال بلكه توهمات او در شب فيناليست شدن منچستريونايتد است.
۱- اولين تصوير واضح، چهره چند پسر جوان است. ديگر فرصت تماشاى بازى آنها را نخواهم داشت چون ساعت ۱۶ و ۱۰ دقيقه تابستان ۱۹۵۸ از هواپيماى اقبال سقوط كردند و ديگر هرگز نزد خانواده هاى خود بازنگشتند. قرار بود بازى با ستاره سرخ بلگراد به يكى از زيباترين جدال هاى تاريخ شياطين سرخ تبديل شود اما افسوس كه هوا سر ناسازگارى گذاشت و استعدادهاى بزرگ باشگاه را نابود كرد.
۲- ۱۱ سال پس از اتفاق شوم فرودگاه مونيخ، روى سكوهاى ومبلى به انتظار يك معجزه نشسته ام. بنفيكاى اوزه بيو خيلى سخت تسليم مى شود يا بهتر بگويم گويا اصلاً قصد ندارد مقابل انگليسى هاى پرتوقع كم بياورد. آنها در طول ۹۰ دقيقه به يك تساوى رضايت مى دهند اما توفان بزرگ، پايه هاى قدرت آنها را ويران مى كند. اصولاً منچستريونايتد عادت دارد در عرض چند دقيقه حتى تقدير را هم به نفع خود رقم بزند. در چنين شرايطى زمان مى گذرد و در پايان هنگامى كه دوستداران فوتبال ورزشگاه را ترك كرده اند، با خود مى  انديشم چگونه مردان «سرمت بازبى» تساوى يك بر يك را به برترى ۴ بر يك تبديل كرده  اند؟ يك سال پس از قهرمانى انگلستان در جام جهانى ،۱۹۶۶ اروپا شاهد هنرنمايى همتيمى هاى بابى چارلتون بود. بله! منچستريونايتد اولين فاتح انگليسى ليگ اروپا نام گرفت. روى سكوها به شعار دوستداران منچستريونايتد فكر مى كنم؛ manunited, oneunited. حتى اشعار سكونشينان اولدترافورد هم مانند اين تيم مغرورانه است.
۳- روزهاى تلخ را هم به ياد مى آورم. ليورپول بزرگ در اوج روزگار سپرى مى كرد و منچستريونايتد... در آستانه سقوط قرار داشت. چقدر دردناك كه در شب سقوط شياطين سرخ، ليورپول با تساوى مقابل وستهام به مقام قهرمانى ليگ دست يافت. آن شب آتش خشم و نفرت توأمان زبانه كشيد. جالب اينكه به تحقيق متوجه شدم اهالى «كوكنى» بيش از آنكه ناراحت باشند، به ليورپول و قهرمانى  هايش حسادت مى كردند. منچستريونايتد همين بوده و خواهد بود؛ تيمى براى هوادارانش و البته باشگاهى براى كشاندن بار گران محبت و البته تنفر.
۴- آقايى به نام «آلكس فرگوسن» آمد و سكان هدايت تيم متوسط فوتبال جزيره را در دست گرفت. شنيدم فرياد مى زدند اين ديوانه را اخراج كنيد. آيا بايد مى پذيرفتند فرگى هم شبيه «سكستون» ( مربى قبلى اين باشگاه) به درد اخراج شدن مى خورد؟ خب! وقتى دروازه بان تيم شما در يك بازى هرچند بى اهميت ليگ قهرمانان گل بزند، يعنى اينكه به ماجراجويى در بزرگترين رقابت باشگاهى دنيا علاقه مند هستيد. فرگوسن به مانند تمام بزرگان، درست در حساس ترين مقاطع، خوش شانس هم بود چون با فتح جام حذفى، دل رؤساى منچستريونايتد را ربود. يكى، دو سال ناكامى در ليگ قهرمانان، بهانه اى براى آشنايى هرچه بيشتر قرمز پوشان با جو اين رقابت ها محسوب مى شد اما هنگامى كه موناكوى كوچك اجازه نداد شاگردان فرگوسن به مرحله نيمه نهايى فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷ راه يابند، كاسه صبر هواداران لبريز شد. روى سكوها، فرياد خشم را شنيدم. اين منچستريونايتد بود؛ زاده شده براى كسب پيروزى و فتح جام. مى گويند اگر يك روز هواداران اين تيم غرولند نكنند، بازيكنانى مانند رونالدو حتى توان برخاستن از تختخواب را هم ندارند!
۵- كم كم به جاهاى خوب قصه مى رسيم. روى سكوها... نه! آنجا نبودم اما مى دانم فرگوسن چقدر تلاش كرد از خوشحالى گريه نكند. پس از سال ها تحقير راهى فينال ليگ قهرمانان شوى، مقابل يك تيم آلمانى تا دقيقه ۹۰ بازنده شوى و قبل از ۲ وقت ۱۵ دقيقه اى برنده از زمين بيرون بيايى؟! اگر جاى فرگوسن بودم، سكته مى كردم اما رئيس، رئيس است و ادبيات خاص خود را دارد؛ «امروز به بزرگترين باشگاه اروپا تبديل شديم.» اين را گفت و رفت. رفت تا بلكه ركورد مربيان سابق ليورپول را بشكند؛ غافل از اينكه ترمز روزگار، فراتر از هر سرعت  گيرى، مسافران جاده فوتبال را با معناى واقعى «ايست» آشنا مى كند... توضيح واضحات مى خواهيد؟ منچستريونايتد به لطف گل هاى شرينگهام و سولشار پس از ۳۲ سال معتبرترين جام باشگاهى اروپا را بالاى سر برد.
۶- اولين دست انداز قهرمان اروپا، رئال مادريد نام داشت. جادوگرى كه روى دست جادوگر بلند شود... منظورم «فرناندو ردوندو» است. روى سكوها نبودم اما لحظه لحظه آن حركت جادويى و پاس پشت پاى زيباى مرد آرژانتينى را در ذهنم بايگانى كرده ام. چرخش «فرناندو» با توپ، جهت جام را تغيير داد و پاس زيباى او، دروازه شياطين سرخ را به روى قوها گشود. در اين بين بغل پاى رائول گونزالس، تك ضربه اى كشنده محسوب مى شد. فرگوسن مى گفت برمى گرديم و روزنامه ها اعتقاد داشتند سرخ ها به قتل رسيدند. كدام يك راست مى گفتند؟ تا اطلاع بعدى، روزنامه ها.
۷- دومين دست انداز، بايرن مونيخ موذى نام داشت. موعد انتقام فرا رسيد و آنكه چشمان بچه هاى احساساتى فرگوسن را بارانى كرد، كسى غير از پائولو سرجيو نبود. بازيكن برزيلى در دقيقه ۹۰ بازى اولدترافورد گل زد. روى سكوها نبودم اما از ميزان استيصال وفاداران به منچستريونايتد اطلاع داشتم. نتيجه بازى برگشت در المپيك مونيخ كاملاً مشخص بود. بايرن انتقام گرفت و تا حدودى آرام شد. ۲ سال ناكامى بس است آقاى فرگوسن!
۸- سومين دست انداز، لوركوزن نام داشت. روى سكوها نبودم. دلم مى خواست جمعيت انبوه حاضر در تئاتر رؤياها را كنار بزنم و نيوويل را كه جلوى چشم هواداران تيم سرخپوش مشغول بوسه زدن به پيراهن تيمش بود، خفه كنم! كاش مى شد. در دقايق پايانى بازى برگشت هم نسبت به «پوچتينو»ى آرژانتينى چنين حسى داشتم. اگر او يك لحظه دچار فراموشى مى شد و اجازه مى داد ضربه بازيكنان تيم سفيدپوش ميدان درون دروازه قرار بگيرد... «پوچتينو» توپ و آرزوهاى تيم فرگى را از روى خط دروازه خوشبختى بيرون كشيد.
۹- چهارمين دست انداز، همان اولين دست انداز بود. روى سكوها نبودم اما ديدم چگونه ۲ بزرگ فوتبال اروپا، رالى گل به راه انداخته اند. بازى رفت كه با برترى ۳ بر يك ميزبان اسپانيايى خاتمه يافت، گفتم توفان بزرگى در راه است. خوشبختانه درست پيش بينى كردم. رونالدو گل مى زد و نيستلروى و سايرين در پى جبران اختلاف مى دويدند. ناگهان لامپ هاى مغز فرگوسن روشن شد. او بدموقعى لجبازى را كنار گذاشت چون بكهام در ۱۵ دقيقه قادر به معجزه نبود، حتى با آن ضربات طلايى. «ديويد» آخرين ضربه آزاد را به هوا فرستاد. يكى از اطرافيانم به محض تماشاى عكس  العمل فرگوسن گفت پيرمرد اسكاتلندى مى خواست بكهام را كتك بزند اما دستش به او نرسيد! رئال  مادريد ۴ بر ۳ به منچستريونايتد باخت اما در مجموع ۲ بازى رفت و برگشت به پيروزى دست يافت و راهى مرحله نيمه نهايى شد.
۱۰- پنجمين دست انداز، خوزه مورينيو بود. او فاصله طولانى جايگاه خود تا كناره هاى خط را در چشم به هم زدنى طى كرد. به اين ترتيب اولين يادگارى يك «آقاى خاص» رقم خورد. او مى خواست شادى ناشى از حذف تيم فرگوسن را نشان دهد . چرا نشان ندهد؟ تيم وى ( پورتو) در جدال دور رفت ۲ بر يك به پيروزى رسيده بود. گل صحيح اسكولز در بازى برگشت آفسايد تشخيص داده شد و در نهايت ضربه تمام كننده «كاستينيا» يك تساوى ارزشمند را براى قهرمان آينده اروپا به ارمغان آورد.
۱۱- ششمين دست انداز، ميلان بزرگ نام داشت. چه بهتر كه روى سكوها نبودم! ايتاليايى ها با گل هاى هرنان كرسپو به راحتى از سد دارودسته فرگوسن گذشتند. حالا ديگر بچه هاى نسل جديد، آخرين قهرمانى سرخ ها در اروپا را به ياد نمى آورند.
۱۲- هفتمين دست انداز، ليل بود. واى! چه كسى باور مى كرد منچستريونايتد بزرگ در مرحله گروهى با جام وداع كند. در هر ۶ بازى روى سكوها نبودم. فرگوسن! به جاى اينكه با لنگه كفش، سر و صورت بازيكنان را زخمى كنى، آن عصاى جادويى را «رو» كن!
۱۳- هشتمين دست انداز، همان ششمين دست انداز بود. يك بار ليورپول، منچستريونايتد را سر كار گذاشت و اين بار نوبت شياطين سرخ بود كه به ملاقات اروپايى با رقيب ديرينه نرسند. فرگوسن در واپسين ثانيه هاى بازى رفت پرواز كرد اما نه به فينال! جدال دور برگشت خيلى درد آور سپرى شد، بخصوص براى انگليسى ها. روى سكوها نبودم اما تحقير شياطين سرخ را ديدم.
۱۴- اين سه شنبه ديگر دست اندازى وجود نداشت. منچستريونايتد در نبرد دونده هاى قهار دوى صدمتر كم نياورد و با يك شليك رؤيايى، فينال تمام انگليسى را به واقعيت تبديل كرد. كاش روى سكوها بودم! چه جالب! اولين قهرمان انگليسى اروپا، برنده يا بازنده نخستين بازى نهايى بين آنگلوساكسون ها خواهد بود. اين منچستريونايتد است؛ هميشه صف شكن!