|
|
|
|
|
|
|
|
بد براى فتح الله زاده، خوب براى قلعه نويى
|
|
بهتاش فريبا
|
|
|
|
سپاهان و پرسپوليس در انتظار تكميل مثلث ايرانى ليگ قهرمانان
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بد براى فتح الله زاده، خوب براى قلعه نويى
وقتى بهاى شكست «ژنرال» را مديرعامل پرداخت كند
|
|
|
آخر بازى چقدر تلخ بود براى على فتح الله زاده خويى. او حتى تصورش را هم نمى كرد كه ناچار شود در انتهاى فصل شماره موبايل امير قلعه نويى را بگيرد و از او بخواهد كه به استقلال بازگردد. او البته با تجربه تر از آن بود كه پل هاى پشت سر را خراب كند كما اينكه چند ماه قبل در آن جلسه افطارى به بهانه آشتى كردن با امير قلعه نويى، نگاه خيره مشتاق و آرزومند لنز دوربين هاى عكاسان را شكار كرد تا روى جلد روزنامه ها براى ناصر حجازى پيغام آشكارى بفرستد با اين مضمون كه اگر دير بجنبى...
فتح الله زاده آن روزها قاعده بازى را در ذهنش اينگونه مرور كرده بود كه خودش با قلعه نويى آشتى كند و بعد هم حجازى و قلعه نويى را آشتى بدهد و قلعه نويى را برگرداند تا از اين گرداب نجات يابد. اين ناصر حجازى بود كه پيشدستى كرد و با كمك يكى از معاونان باشگاه كه او نيز آمدن قلعه نويى را به صلاح نمى دانست «سناريوى حضور فيروز» را به اجرا درآورد. فتح الله زاده، خام طرحى شد كه از بالا تا پايينش غيرممكن و اشتباه به نظر مى رسيد. طرح رفاقت با قلعه نويى سرجاى خود ماند اما فيروز كريمى به لارستان دعوت شد تا به هيأت مديره برنامه بدهد. امرى كه ناراحتى و كينه امير قلعه نويى را در پى داشت. كريمى با ژست سرداران فاتح آمد، با اعتماد به نفس آزاردهنده اش باشگاه استقلال را به نمايشگاه خريد و فروش ماشين تشبيه كرد و قرارداد بست! قلعه نويى البته بيكار نماند و با مس قراردادش را بست و با پوزخندى سرد و بى صدا به انتظار نمايش پهلوانى «دن كيشوت» ماند. دن كيشوتى كه بعد از باخت مقابل صنعت نفت چنان به بازيكنان استقلال حمله كرد كه دن كيشوت سروانتس، آسياب هاى بادى را نشانه رفته بود. اتفاقاً تشبيه خوبى است چون پوچى هر ۲ حركت به يك اندازه است. دن كيشوت سروانتس هم از حمله به آسياب هاى بادى همان قدر سود برد كه دن كيشوت وطنى ما از دواندن بازيكنان استقلال به دور زمين!
•••
قلعه نويى در تمام اين مدت از دور نظاره گر استقلال بود. سرش به مس كرمان گرم بود و حاشيه هاى بى پايان فوتبال كرمان كه دست آخر ضامن جدايى اش از اين تيم را فراهم آورد. او تا آخر فصل دوام آورد و تنها يك يا ۲ بار دست به شليك تك مصاحبه هايى زد كه تأثيرگذار هم بود. اگر دايى با يك جمله «هر كسى لابى اش قويتر باشد...» سرمربى تيم ملى شد، قلعه نويى هم با يك مصاحبه به استقلال بازگشت. آنجا كه فتح الله زاده را در مصاحبه اى خطاب كرد و گفت: او بايد پاسخگوى اين نتايج باشد. همين صحبت كوتاه و كوچك چنان ضربه زد به پيكره ساختمان لارستان كه انگار لارستان را با بمب زده باشند. به چند هفته نكشيد كه عذر فيروز را خواستند و به «امير» بفرما زدند.
•••
هرچند على فتح الله زاده پيش از اين قصد آوردن امير را داشت و از اين بابت در ظاهر برنده است اما حقيقت اين است كه او يك باخت ديگر را در كارنامه خود ثبت كرده است. حالا امير قلعه نويى بازگشته. كسى كه مى گفتند اگر امروز نمى آمد فرداى جام حذفى هم قراردادش را با استقلال امضا مى كرد، حالا آمده. نتيجه گيرى در جام حذفى در تمديد قرارداد او هيچ نقشى ندارد چرا كه او قراردادش را هم يك ساله بسته. قهرمانى يا ناكامى استقلال در جام حذفى هيچ فرقى نمى كند در بقاى قلعه نويى چون او ماندنى است.قلعه نويى بيمه است. آنكه مشكل دارد، آنكه بيمه نيست، آنكه چوب خط باخت و ناكامى اش پر شده على فتح الله زاده خويى است. كسى كه اگر جام حذفى را كسب نكند، ديگر در استقلال جايى ندارد.جمله را اصلاح كنيم. اگر «امير قلعه نويى» قهرمان نشود، بهاى اين ناكامى توسط «على فتح الله زاده» پرداخت خواهد شد. بامزه نيست؟!
•••
قلعه نويى به ژنرال شهره است و ژنرال ها را با تاكتيك ها و استراتژى ها و جنگ هايشان مى شناسند. اين زيركى امير قلعه نويى است كه كارزار جام حذفى را براى جنگيدن انتخاب كرده. پيروزى در اين جنگ، قلعه نويى را اسطوره مى كند و شكست باعث مى شود تا فتح الله زاده كشتى را ترك كند. زيركانه نيست؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
امير مى تواند
بهتاش فريبا
|
|
|
۱- فيروز كريمى مربى پخته و باتجربه اى است، مطمئناً اگر مى توانست تيم را جمع كند شانه خالى نمى كرد و در استقلال مى ماند اما چون خودش به اين نتيجه رسيده كه نمى تواند از عهده اين امر برآيد و خودش جدايى را صلاح دانسته قطعاً اين جدايى به صلاح استقلال خواهد بود.
۲- يك مربى نامدار و باتجربه اى مانند فيروز كريمى از وسط فصل به تيمى پرحاشيه مثل استقلال مى آيد نمى تواند نتايج خوبى كسب كند چون تيم را خودش نبسته، با بازيكنان آشنايى كافى ندارد و فضاى استقلال را نمى شناسد. هيأت مديره استقلال بايد از رفتن كريمى جلوگيرى مى كرد و به او فرصت بيشترى مى داد.
۳- به عقيده من بازگشت قلعه نويى را نمى شود برابر با قهرمانى در جام حذفى دانست. در حال حاضر ايشان اشرافى به اين تيم ندارد و از آمادگى بازيكنان اطلاعات كافى در دسترسش نيست. شكى نيست كه او در بهبود روحيه بازيكنان مؤثر است و خيلى خوب مى داند چطور حاشيه هاى اين تيم را جمع كند. به نظر من ايشان مناسب ترين گزينه براى سرمربيگرى اين تيم هستند. ۴- اشتباه فيروز كريمى رها كردن استقلال اهواز بود. اشتباه بزرگتر فيروز آمدن به استقلال تهران بود. اين تيم بزرگ و پرحاشيه است و هدايت آن از وسط فصل براى يك مربى ناآشنا به جو اين تيم كار آسانى نيست. استقلال و پرسپوليس تيم هاى بسيار بزرگى هستند. افرادى بايد در اين تيم ها سرمربى باشند كه با فضاى اين باشگاه ها آشنا باشند و حاشيه ها را به خوبى بشناسند.
۵- هيچ كس نمى تواند به شخصى كه در اين شرايط سرمربيگرى تيم بحران زده و پرحاشيه اى مثل استقلال را در دست گرفته خط مشى دهد. اين تيم از لحاظ روحى مشكل دارد البته امير از روى شناخت قبلى كه از بازيكنانش دارد مى تواند چيدمان دلخواهى را كه احتمال موفقيتش فراوان است را به ميدان بفرستد و با نتيجه گرفتن به تيم روحيه بدهد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اگر او گمشده استقلال باشد
|
|
|
امير قلعه نويى سرمربى جديد استقلال به پشتوانه نتايج ضعيفى كه كادر قبلى و تازه معذول شده استقلال كسب كرد به اين تيم برگشت در نگاه اول تمام كسانى كه نتايج استقلال را نگاه مى كنند بى درنگ در مقايسه يك مربى قهرمان و يك مربى ناكام راى به مربى قهرمان خواهند داد اما اين سؤال هنوز بى جواب است كه چه تضمينى وجود دارد مربى كه قبلاً موفق بوده بازهم به موفقيت دست پيدا كند؟ آيا قهرمانى استقلال با امير قلعه نويى ثابت كننده اين موضوع است كه استقلال با اين سرمربى هميشه به قهرمانى و يا حداقل مقام سومى خواهد رسيد؟ به دارايى هاى امير قلعه نويى در دوره قبلى كه سرمربى استقلال بود دقت كنيد. امير قلعه نويى تيمى را به دست گرفت كه به فينال جام حذفى رسيده بود و زير نظر يك مربى كاربلد آلمانى كار كرده بود. امير قلعه نويى وقتى به استقلال آمد اين زمان را داشت كه از اختيارات تامش نهايت استفاده را ببرد و بيش از ۱۱ بازيكن را از ليست اخراج كند اما حالا اين شرايط مهيا نيست. قلعه نويى مجبور است تيمى را در جام حذفى به ميدان ببرد كه هيچ اعتمادبه نفسى در آن ديده نمى شود و اين يعنى طى شدن نيمى از راه حذف شدن !
قلعه نويى شايد از بودن يا نبودن منصوريان نگران نباشد اما هنوز مشخص نيست مجتبى جبارى هم مثل قبل براى قلعه نويى بازى خواهد كرد يا خير. وحيد طالب لو با گل هاى از راه دورى كه دريافت مى كند دروازه بان متزلزلى نشان داده است و حالا ديگر نمى توان او را گلرى صددرصد قابل اعتماد دانست از سويى ديگر اين موضوع را نيز مورد نظر قرار دهيد كه بعد از رفتن كيانوش اعتماد مقدم روند بدنسازى استقلال دچار تغيير شده و كسى نمى داند آيا اين تيم تا مسابقه با فولاد مى تواند هم خستگى ليگ را تا حدى از جسم دور كرده و هم شرايط ۹۰ دقيقه مبارزه در گرماى خوزستان را به دست بياورد ؟
امير قلعه نويى نه هرى پاتر است و نه با عالم جادو و ارواح ارتباط دارد. او يك مربى است كه پشتش از لحاظ حمايت نسبت به فيروز كريمى و ناصر حجازى گرمتر است، او تنها سرمربى استقلال است كه وقتى به اين تيم برگشت هيچكس ننوشت فلان بازيكنى كه مثلاً بازيكن حجازيست با او مشكل دارد و وقتى حجازى و كريمى آمدند خيلى ها خبر دادند كه فلان بازيكن خوب بازى نمى كند چرا كه بازيكن امير قلعه نويى است و اين موضوع را ما به ديده خيانت نديده و فقط مى نويسيم كه اگر اين شايعات صحت داشته ارادت بيش از حد شاگرد و استاد بوده و نه چيز ديگر. يادتان باشد كه قلعه نويى استقلال را بعد از ۳ سال قهرمان كرد و قطعاً براى هواداران استقلال قابل قبول نيست كه براى كسب مقام قهرمانى بعدى سه سال ديگر انتظار بكشند پذيرش اين موضوع شخصيت استقلال را به عنوان يك مدعى زير سؤال مى برد.تيمى كه قلعه نويى به دست گرفته تفاوت چندانى با روزهايى كه وى در اين تيم بود نكرده و سخت ترين كار وى بازگرداندن شرايط روحى مناسب به استقلال است. طالب لو، اميرآبادى، لطفى، قربانى، صادقى، عليزاده، حسن نژاد، جبارى، منصوريان و نوازى، شاگردان وى بوده و حتى بازيكنانى چون برهانى و بياتى نيا نيز پيش از اين مورد تاييد وى قرار گرفته اند. به طور حتم از بين بازيكنانى چون پژمان منتظرى، مهرداد پولادى، اميدرضا روانخواه، سعيد بيات، اصغر نادعلى، احمد خذيراوى و... نيز همه در ليست اخراج قرار نداشته و بيش از نيمى از اين بازيكنان در ليست امير قلعه نويى خواهند ماند پس امير قلعه نويى اگر چه براى قهرمان كردن استقلال در جام حذفى از لحاظ زمانى دچار مشكل است و كسى نمى تواند وى را سرزنش كند هرچند اگر او گمشده استقلال باشد بايد اين توانايى را در خود و كالبد استقلال ببيند كه اين تيم را در فصل جديد قهرمان كند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سپاهان و پرسپوليس در انتظار تكميل مثلث ايرانى ليگ قهرمانان
اگر استقلال هم آسيايى شود…
|
|
|
آيا امير قلعه نويى مى تواند اولين ليگ قهرمانان آسيا را با ۲ سال تأخير تجربه كند؟ اين سوالى است كه ذهن هواداران استقلال را بدجورى به خود مشغول كرده چراكه در صورت تحقق اين امر، هم حذف زودهنگام ۲ سال قبل از اين مسابقات به فراموشى سپرده مى شود و هم به نوعى اين سرنوشت نصيب ناكامى تكان دهنده آبى ها در فصلى كه روبه اتمام است، مى گردد. در اين بين آنان به متفاوت بودن حكايت تيمشان با همين يكى دو هفته قبل اذعان دارند چراكه مربى تيم قهرمان به خانه اش بازگشته و تجربه شيرينش در قهرمانى با مجموعه اى بحران زده در جام حذفى - تيمى كه در روز آخر ليگ اول جام را به پرسپوليس داد و با روحيه اى متلاشى شده بازى هاى خود در جام حذفى را برگزار كرد- مى تواند مهمترين و بهترين دليل براى اميدوارى طرفداران آبى باشد. شوكى كه قرار بود با خروج حجازى و ورود كريمى به پيكره استقلال وارد گردد، امروز با حضور قلعه نويى در رأس كادر فنى اين تيم، اثربخشى خود را تبليغ مى كند و وعده اش را مى دهد، لذا مى توان با توجه به اين مهم و نيز عنايت به حضور تيم هاى خسته و بى انگيزه اى چون سپاهان، پگاه و… يا فولادى كه اين روزها تنها به صعود به ليگ برتر مى انديشد در مراحل پايانى جام حذفى، شانس و احتمال قهرمانى استقلال و راهيابى اش به ليگ قهرمانان آسيا را بالا دانست. از اين مهم نيز استقبال مى كنيم- با آنكه طرفدار تيم خاصى نيستيم و علاقه منديم تا هميشه حق به حقدار برسد- چراكه بعد از مسجل شدن حضور پرسپوليس و سپاهان در فصل آتى رقابت هاى آسيايى، اين به نفع فوتبال ايران است كه ضلع سوم مثلث اعزامى اش به اين پيكارها، استقلالى باشد كه با امير قلعه نويى مطمئناً با توپ پر از ماه هاى آتى پا به ميدان مسابقات خواهد گذاشت. پس از حرف و حديث هاى فراوان، كنفدراسيون فوتبال آسيا ۳ سهميه را براى ايران در ليگ قهرمانان اين قاره در نظر گرفته و چه خوب كه بعد از پرسپوليس شايسته قهرمانى در ليگ برتر و سپاهان باشخصيت و حرفه اى، استقلال هم به اين بازى ها راه يابد تا توپ فوتبال ايران براى رسيدن به جام قهرمانى آن پر باشد و بتواند در رقابت با نمايندگان فوتبال باشگاهى حرفه اى ژاپن، كره جنوبى و… چهره مقتدر و قابل قبولى را از خود به معرض نمايش بگذارد. مدت هاست كه فوتبال اين مرزوبوم به قدرتمند شدن «توأمان» استقلال و پرسپوليس احساس نياز مى كند و در انتظار است ضعف يكى از آنها، قهرمانى و موفقيت ديگرى را تحت تأثير قرار ندهد و بى تأثيرش نكند. پس چه خوب و رويايى است كه آبى ها در جام حذفى قهرمان شوند تا با رقيب سنتى خود به ليگ قهرمانان قاره كهن قدم بگذارند، آن هم در شرايطى كه قطب سوم فوتبال باشگاهى ايران… يا در عمل، قطب اول آن نيز آنان را همراهى مى كند و بدين ترتيب مى توان بالاترين شانس را در رسيدن به اولين جام قهرمانى اين مسابقات براى كشورمان قائل شد. آبى ها اگر از شوك حضور دوباره قلعه نويى روى نيمكت مربيگرى تيمشان و نيز درگيرى ذهنى و فيزيكى فولادى ها براى رسيدن به ليگ برتر به بهترين شكل ممكن بهره ببرند، تا چند روز ديگر تنها يك خوان را پيش روى خود مى بينند كه جام حذفى را فتح كنند و آن زمان مطمئناً به آب و آتش خواهند زد تا به اين مهم نائل گردند، حتى اگر قرار باشد از جان مايه بگذارند. به نوعى مى توان ادعا كرد عبور از سر فولاد در اهواز، به منزله قهرمانى استقلال در جام حذفى و اتمام فصلى پردردسر و مشقت بار به بهترين شكل ممكن خواهد بود كه بازهم تأكيد مى كنيم تنها از اين جهت از اين اتفاق خوشحال مى شويم كه مى تواند در آستانه بازى هاى جام جهانى ۲۰۱۰ و ديگر پيكارهاى حساس پيش رو به فوتبال ايران، اقتدار و به هواداران پرشمارش انگيزه اى خاص و مثالزدنى هديه كند…
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
قلعه نويى تنها مسكن درمانگر براى استقلال است
رضا حسن زاده
|
|
۱- به عقيده من جدايى فيروز به صلاح خود او و استقلال بود حرمت و احترام، بين فيروز و هواداران استقلال در حال از بين رفتن بود بنابراين به صلاح فيروز بود كه جدا شود. استقلال تيم بزرگى است اما فيروز نتوانست شرايط كار كردن با اين تيم بزرگ را كسب كند. البته كريمى از نظر فنى مربى بزرگى است و با جدايى از استقلال چيزى را از دست نداد.
۲- البته جدايى فيروز از استقلال خيلى دير صورت گرفت و اگر زودتر انجام مى شد مسائل حاشيه اى راحت تر از اطراف اين تيم زدوده مى شد. تيم استقلال بايد داراى سرمربى اى باشد كه در اين تيم بازى كرده و امير قلعه نويى امتحانش را به نحو عالى پس داده و مى تواند استقلال را از اين بحران نجات بدهد.
۳- صحبت از قهرمان در جام حذفى در وضعيت كنونى دشوار است چون قلعه نويى تازه به اين تيم آمده است و كمى زمان مى خواهد تا زخم هاى وارده بر پيكر استقلال را التيام بخشد اما با همه دشوارى امير از پس اين كار برمى آيد. قلعه نويى همانطور كه مس را از بحران خارج كرد، استقلال را هم به تيمى ايده آل تبديل كند. اميرخان از نظر مديريتى و بارفنى امتحان خود را پس داده است.
۴- بزرگترين اشتباه فيروز كريمى قبول سرمربيگرى استقلال بود. فيروز تجربه كافى براى مربيگرى تيم بزرگى مثل استقلال را نداشت و در اطرافش هم افراد بى تجربه زيادى بودند كه يكدل و هم صدا نبودند.
۵- اميرخان خودشان استاد هستند و من خود را در حدى نمى بينم كه به ايشان توصيه اى كنم. آقاى قلعه نويى بايد با تدبير خود نقاط ضعف استقلال را پوشش دهد و نقاط قوت تيم را تقويت كند. تيم استقلال، مثل بيمارى است كه تنها داروى درمانگر آن، امير قلعه نويى است.
|
|
|
بزرگترين اشتباه كريمى عدم تفاهم با بازيكنانش بود
مهدى پاشازاده
|
|
۱- صحبت از جدايى فيروز كريمى از استقلال كار دشوارى است اما بايد در آوردن فيروز به استقلال دقت بيشترى مى شد، البته ايشان در جاهايى متوسط قوى بوده اند اما جو استقلال فرق مى كند؛ ۹۹ درصد از مربيانى كه در اين تيم موفق بوده اند با جو اين تيم آشنايى كامل داشته اند در حالى كه مربيان خارجى و افراد ناآشنا با و جو اين تيم هميشه ناموفق بوده اند، البته نتايج و حاشيه ها و در آخر ارائه استفاده نشان از عدم موفقت مى دهد.
۲- آقاى كريمى در نيمه راه به استقلال آمد بنابراين درباره جدايى او نمى توان به راحتى صحبت كرد اما به هر حال استقلال، جاى فرصت دادن نيست. استقلال تيم بزرگى است و طرفدارانش توقع قهرمانى را از اين تيم دارند. امير قلعه نويى ۳ سال وقت داشت و در اين مدت تيم يا اول بود يا دوم! تيم هاى استقلال، پرسپوليس جاى فرصت دادن نيست!
۳- به عقيده من در اين زمان كسى بهتر از امير نمى تواند استقلال را جمع و جور كند. بزرگترين شاخصه اين مربى جمع كردن حواشى تيم هاى بزرگ و متعهد و يك دل كردن بازيكنان آنهاست. با آمدن قلعه نويى من ۹۹ درصد، احتمال قهرمانى استقلال را در جام حذفى مى دهم.
۴- بزرگترين اشتباه فيروز كريمى اين بود كه نتوانست با بازيكنان تيمش كنار آيد. دائماً چند نفر يا اخراج مى شدند يا برگردانده مى شدند و دوباره قهر مى كردند! قبل از آمدن فيروز كسى به خاطر بعضى از مسائل پيش پا افتاده توبيخ نمى شد. به هر صورت كريمى نتوانست باحاشيه هاى استقلال كنار بيايد.
۵- امير قلعه نويى خود استاد بسيار برجسته اى در تيمدارى باشگاه هاى بزرگ و مطرح است اما هر كارى از دستم برآيد كوتاهى نخواهم كرد.همه بايد كمك كنند هم به امير و هم به استقلال تا قهرمان شود. استقلال صد در صد قهرمان مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|