|
|
|
|
|
همه آنچه ما از آن مى ترسيم
|
|
فرشاد پيوس
|
|
كوروش برمك
|
|
يعقوب حاصلى(مربى تيم اميدهاى صباباترى)
|
|
محسن سيدى
|
|
هومن افاضلى
|
|
ترى و آنلكا آرزوهاى آبراموويچ را بر باد دادند
|
|
الوصل ۱ - سايپا ۱
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
همه آنچه ما از آن مى ترسيم
ليگ دولتى تر ليگ فرمايشى
|
|
|
۱- روزى كه رئيس سازمان تربيت بدنى در مصاحبه اى وعده باورنكردنى «هر استان يك سهميه ليگ برتر» را داد، خنديديم. حتى فكر ليگى با ۳۰ تيم هم خنده دار بود چه برسد به اينكه بعضى استان ها مثل تهران، اصفهان، فارس و خوزستان، بيش از يك تيم داشته باشند. به اين ترتيب تعداد تيم هاى ليگ پيشنهادى جناب على آبادى شايد به ۳۸ يا حتى ۴۰ تيم هم مى رسيد. به هر حال خيلى از استان ها در ليگ دسته اول هم سهميه داشتند و در صورت صعود به ليگ برتر «الگوى هر استان يك تيم » را به هم مى زدند. روزى كه اين طرح خام در قالب يك مصاحبه عرضه شد، مطبوعات واكنش تندى نشان دادند و ضعف هاى اين طرح خام را برشمردند و اعلام كردند با اين كار مخالف هستند. استيضاح مطبوعاتى اين طرح كافى بود تا همان جا به بايگانى سپرده شود. تفكر پشت طرح اما به بايگانى نرفت.
۲- طرح دوم كاملاً عملى و در عين حال در خدمت شعارهاى عدالت محورانه دولت نهم بود؛ انتقال سهميه تيم ها از استان تهران به شهرستان ها، كاستن از ابهت ورزشى پايتخت و عمل كردن به وعده هاى استانى رئيس جمهور مبنى بر توجه بيشتر به استان ها! در همين زمينه پاس تهران را كشتند و پاس همدان را جايش علم كردند؛ تيمى كه اگر حضور مردان با تجربه اى مثل اوليايى و پورحيدرى را پشت سر خود حس نمى كرد، شايد به سرنوشت شيرين فراز دچار مى شد. اين اتفاق اما نيفتاد. پاس به مدد كمك هاى دولتى و بسيج شده يك استان سر پا ماند و با تجربه مديران موسپيد خود شگفتى ليگ برتر لقب گرفت. پاس فراتر از حد انتظار نتيجه گرفت و همين قضيه باعث شد آزمايش اول با موفقيت مواجه شود .نتايج خوب، دهان منتقدان را بست و كسى را متوجه نقاط ضعف اين ايده نكرد. آنها كه با شادى از عملى شدن يك طرح عادلانه سخن مى گفتند، هرگز به اين نكته اشاره نكردند كه پاس همدان در سال اول هيچ بازيكن همدانى جديدى را به فوتبال ايران معرفى نكرده. انگار كه وزارتخانه اى را با تمام كارمندانش به شهرستانى منتقل كرده باشند بى آنكه بومى گرايى خاصى رخ داده باشد. موافقان طرح حتى به اين هم اشاره نكردند كه اثرات بومى گرايانه و عدالت محورانه چنين طرح هايى امكان ندارد زودتر از ۵ سال ديگر ظاهر شود؛ وقتى نسلى از بازيكنان شايسته همدانى وارد كارزار شوند و توان رقابت با بازيكنان شهرهاى ديگر را داشته باشند. حال صحبت از انتقال تيم ها به استان هاى ديگر است. مازندران و آذربايجان براى دريافت سهميه اى دندان تيز كرده اند كه سال هاست توانايى كسب آن را ندارند. سيستان و بلوچستان هم خود را آماده مى كند تا يك سهميه ليگ برترى هديه بگيرد.استانى كه در تاريخش شايد حتى يك تيم ليگ دويى هم نداشته، حال بايد خود را صاحب يك سهميه ليگ برترى بداند. آيا اين عين عدالت است؟
۳- در هيچ كجاى دنيا، پايتخت ۷ تيم ليگ برترى و ۱۰ تيم ليگ يكى ندارد. اين حرف درستى است كه بايد در جغرافياى آينده فوتبال ايران لحاظ شود. «فوتبال براى تمام استان ها» يك نظريه بسيار ارزشمند و قابل تقدير است و جا دارد مقدمات لازم براى عملى شدن آن فراهم بيايد. بحث اما جاى ديگرى است. انتقال دادن يك تيم ليگ برترى با هزينه هاى ميلياردى اش به استانى كه تا ديروز حتى از پرداخت ۲۰۰ ميليون تومان براى خريدن سهميه امتياز ليگ دسته دوم هم عاجز بوده، اقدامى است كه با هيچ متر و معيارى قابل قبول نيست. استانى كه در طول ۸۰ سال فوتبال كشور، عاجز بوده از جمع كردن بودجه دولتى يا خصوصى براى حضور در سطح دوم و سوم فوتبال باشگاهى كشور، چگونه مى خواهد از عهده يك تيم چند ميلياردى بربيايد؟ پاسخ طبيعتاً يكى است؛ كيسه دولت. به اين ترتيب ما يك تيم دولتى مثل راه آهن يا پاس را كه تا ديروز با بودجه دولتى تعريف شده و مشخصاً در تهران فعاليت مى كردند را به استان ديگرى مى دهيم تا با هزينه دولتى فعاليت خود را ادامه دهند. البته اين منهاى هزينه هايى است كه به دليل عدم تجربه مديريت لازم، به كار اضافه مى شود. همه استان ها مديران باتجربه اى مثل كاظم اوليايى ندارند در نتيجه هزينه تيمدارى بالاتر و بالاتر مى رود. آيا تحميل كردن اين هزينه مضاعف به كيسه دولت را هم دوستان نظريه پرداز مى پسندند؟
۴- طرح انتقال امتياز تيم ها به استان هاى بدون تيم صدالبته طرح مناسبى است. بدون توجه به شعارهاى سياسى، گسترش جغرافيايى فوتبال - يا هر ورزش ديگر - مورد استقبال است اما نه به صورت رانتى. در فوتبال ايران چندين و چند استان ديگر هم وجود دارند كه مى توانند در دريافت اين هديه پيشقدم باشند.اصلاً چرا مازندران؟ چرا آذربايجان؟ اصلاً چرا آذربايجان شرقى بله و آذربايجان غربى خير؟ كهكيلويه و بويراحمد چطور؟ سمنان چه؟ خراسان هاى تازه تأسيس چطور؟ چرا سيستان و بلوچستان بله و هرمزگان خير؟ يزد چطور؟ اين پرسش هايى است كه دوستان نظريه پرداز كوچكترين پاسخى براى آن نخواهند داشت.
۵- گسترش جغرافيايى فوتبال ربطى به دولت ندارد و يك شبه هم اتفاق نمى افتد. بهتر است دولت از سازمان تربيت بدنى بخواهد و سازمان هم از فدراسيون، تا ظرف يك مدت زمانى ۵ تا ۷ ساله تمام استان ها زيربناى فوتبال حرفه اى خود را تقويت كنند. ورزشگاه هاى استانداردى داشته باشند و موظف به داشتن حداقل يك سهميه در يكى از ليگ هاى سه گانه (برتر، ليگ يك و ليگ ۲) باشند. وقتى سقوط كردن يك تيم ليگ برترى يا ليگ يكى و حتى ليگ دويى به دسته هاى پايين تر به معناى استعفا دادن رئيس هيأت فوتبال و حتى تحت فشار قرارگرفتن رئيس تربيت بدنى استان باشد، آن وقت نيمى از مشكلات فوتبال حل مى شود. ديگر داستان مسخره رقابت هيأت فوتبال و تربيت بدنى استان با يكديگر به گوش نمى رسد. ديگر تيمى از كمبود بودجه نمى نالد و فضاى كار هم براى بخش خصوصى باز مى شود. وقتى ورزشگاه ساخته شده و هيأت فوتبال و تربيت بدنى استان هم براى همكارى حاضر و آماده هستند، بخش خصوصى وارد كار مى شود. گسترش جغرافيايى فوتبال را نمى توان يك شبه با كندن اين تيم و كاشتن آن در جايى ديگر فراهم كرد. اين كار عين كج سليقگى است.
۶- پيكان، راه آهن و صباباترى هديه به استان هايى كه در ليگ برتر سهميه اى ندارند. پاداشى از دولت نهم به استان هايى كه «توانايى» كسب اين سهميه را نداشتند. پاداشى به مديران نالايقى كه در ميدان مبارزه ورزشى نتيجه اى نگرفته اند و پشت خاكريز سياست پيشروى كردند. مخصوصاً هديه اى به سوء مديريت مديرانى كه سال ها ميلياردها تومان پول دولتى را دور ريختند و حال يك شبه از دولت پاداش دولتى ديگرى مى گيرند. خنده دار نيست؟
۷- ليگ دولتى جاى خصوصى شدن، مشغول دولتى تر شدن است. مى ترسيم از روزى كه تصميم گرفته باشند تيم «X» را به استانى منتقل كنند و براى همين انتقال مانع از قهرمانى آن تيم هم شوند. ليگ دولتى براى فوتبال ايران بركات زيادى داشته اما ليگ دولتى تر، ليگ ما را به يك «ليگ فرمايشى» تبديل مى كند. بترسيم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مهاجمان ايران به تمرينات بيشترى نياز دارند
فرشاد پيوس
۱- اگر بخواهيم در مقام مقايسه برآييم، بايد بگويم در زمان ما تعداد بازى ها كمتر از حالا بود. در آن موقع تيم ها كمتر به ميدان مى رفتند و به همين دليل مهاجمان هم كمتر از امروز فوتبال بازى مى كردند اما فوتبال امروز داراى تيم هاى بيشترى است و بازى هاى بيشترى نيز انجام مى شود. از طرف ديگر هافبك هاى زمان ما توپ هاى بسيار خوبى را براى مهاجمان مى ساختند و پاس هاى بهترى نسبت به حالا به مهاجمان مى دادند. در دوران ما تمرينات و هماهنگى بين هافبك- مهاجم يا مدافع - مهاجم بسيار بيشتر از فوتبال امروز بود. ما دوندگى بيشترى نيز از مهاجمان كنونى داشتيم و خودمان را در موقعيت هاى بهترى قرار مى داديم. يادم مى آيد «على پروين» هميشه به من مى گفت به كناره ها نروم و تمركزم بر روى محوطه جريمه و حضور در موقعيت هاى مختلف باشد. او از من مى خواست كمتر در كناره هاى چپ و راست ظاهر شوم تا بازيكنان ديگر مرا صاحب توپ كنند اما مى بينم مهاجمان كنونى همواره نگاهشان به نفوذ و حركت از كناره هاست. به همين علت هم موقعيتى كه بعضاً هافبك ها برايشان تدارك مى بينند، به راحتى از دست مى رود.
۲- هم «هادى اصغرى» و هم «محسن خليلى» زحمت زيادى براى رسيدن به عنوان آقاى گلى كشيده اند. البته اصغرى توان ضربه زدن به توپ با هر ۲ پا را دارد اما محسن خليلى چپ پاست، هرچند ضربات ناگهانى فوق العاده اى دارد. بايد تأكيد كنم گلزنى مهاجمان ثمره زحمات تمام اعضاى تيم است نه تنها شخص زننده گل.
۳- مهاجمان بايد بيشتر كار كنند، بخصوص در تاكتيك هاى تركيبى و فردى. به نظر من مهاجمان ايران به تمرينات بيشترى نياز دارند. فكر مى كنم آنها براى تمرين گلزنى كمتر وقت مى گذارند. بهترين توصيه من اين است كه فورواردها قبل از تمرين زودتر از بقيه بيايند و در اين فاصله تمام تمركزشان را به گل زدن اختصاص دهند.
۴- همه مهاجمان ايران خوب و پرانرژى هستند اما بازى «على سامره» را دوست دارم. او براى بازى كردن در ايران به روحيه احتياج داشت تا يك گلزن تمام عيار براى استقلال تهران شود. «ميلاد ميداودى» هم نشان داده مى تواند يك مهاجم با استعداد و گلزن شود. فراموش نكنيد «محسن خليلى» و «هادى اصغرى» نيز مى توانند شبيه مهاجمان قديم كار كنند. البته خوشحالم كه اصغرى از تيم راه آهن صاحب عنوان آقاى گلى شد چرا كه فوتبال ما به چنين چهره هايى احتياج دارد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
كوروش برمك
«هادى اصغرى» آقاى گل مورد علاقه من است
۱- تنها تفاوتى كه مى توانم بين آقاى گل هاى امسال با زمان حضور خودمان در بازى ها قائل شوم، اين است كه گلزنان ما ذاتاً گلزن بودند اما آقاى گل هاى امروزى روى سيستم مربيان به اين عنوان دست پيدا مى كنند. مهاجمان امروزى ذاتاً گلزن نيستند و فقط روى برنامه هاى تاكتيكى يا فرصت هاى به دست آمده به گل مى رسند.
۲- از بين آقاى گل هاى امسال محسن خليلى از پرسپوليس و «هادى اصغرى» مهاجم راه آهن از لحاظ شم گلزنى نسبت به ديگران داراى برترى قابل توجهى هستند.
۳- بالطبع وقتى بازيكنان شاخص ما به خاطر بحث مالى به كشورهاى عربى مهاجرت مى كنند، ليگ ما دچار فقر گلزن درجه يك مى شود. اگر مسئولان كشور، بازيكنان را از لحاظ مالى حمايت كنند و آنها را در همين كشور حفظ كنند، به فوتبال ملى خدمت بزرگى كرده اند و باعث تقويت پشتوانه ملى فوتبال خواهند شد.
۴- من به عنوان آقاى گل گذشته، از سبك و سياق هادى اصغرى بسيار لذت مى برم. هادى مانند خود من يك تير يك زن حرفه اى است. سالى كه من به عنوان آقاى گل انتخاب شدم ۱۰ ۱۲، گل را از تير يك به ثمر رساندم و هادى هم همين طور عمل مى كند. به عنوان يك پرسپوليسى خيلى مشتاق هستم باشگاه پرسپوليس اين بازيكن را جذب كند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پيشنهاد من، ليگ زير ۲۳ سال
يعقوب حاصلى(مربى تيم اميدهاى صباباترى)
۱- فوتبال اميدهاى كشورمان در ۲ مقطع استانى و كشورى برگزار مى شود كه ۲ تيم اول هر استان مجوز حضور در ليگ كشورى را در جيب خواهند داشت. اين قانون بازى هاى رده سنى اميد ايران است كه هر ساله انجام مى شود اما نكات قابل توجهى در ليگ وجود دارد كه شايد گفتنش بتواند كمكى به فوتبال پايه كشور بكند.
۲- ليگ استانى تهران طى سال هاى اخير بسيار جذاب تر و قوى تر از ليگ كشورى بوده و رقابت هاى فشرده و زيبا ترى را در آن نسبت به ليگ كشورى شاهديم. شايد مهمترين دليل اين امر بى توجهى مسئولان فوتبال به رقابت هاى ليگ كشورى در رده پايه باشد. وقتى رئيس فدراسيون فوتبال و نايب رئيسان فدراسيون و البته كميته جوانان فدراسيون سرشان به كارهاى ديگر گرم است و وقتى براى رسيدگى به فوتبال پايه ندارند! نتيجه همين مى شود.بى شك ديدارهاى پايه در هر كشورى وقتى مورد استقبال جوانان واقع مى شود كه از طرف مسئولان اجرايى مورد توجه و حمايت قرار گرفته و سر و شكل تازه ترى به خود بگيرد. ما بايد در اين امر از كشورهاى ديگر الگوبردارى كنيم. به عنوان مثال وقتى ۲ تيم ملى بزرگسالان x و y در اروپا با يكديگر بازى دارند، چند ساعت قبل از برگزارى اين ديدار تيم هاى زير ۲۳ سال اين ۲ كشور به مصاف يكديگر مى روند. حال چه ايرادى دارد كه مثلاً چند ساعت قبل از بازى حساس تيم هاى پرطرفدار كشور، تيم اميدهاى آن باشگاه در همان ورزشگاه به ميدان رفته و مقابل چشم حاضران بازى كنند؟
۳- ما در رده اميدها با مشكل بزرگى دست و پنجه نرم مى كنيم. گاهى اوقات خدمت مقدس سربازى، بازيكنان خوب اميد را از فوتبال دور مى كند. البته در اين زمينه آماده ارائه پيشنهاد به فدراسيون فوتبال هستم. ليگ ما دولتى است و بسيارى از تيم ها و باشگاه هاى ما نيز به صورت دولتى اداره مى شوند. با اين حساب مى توان با دادن «سهميه نظامى» به تيم ها، مشكل برخى از تيمداران را حل كرد. فرض كنيد يك بازيكن در تيم پايه يكى از باشگاه هاى ايران مشغول فعاليت مى شود و در همان باشگاه رشد مى كند اما به محض رسيدن به سن مشموليت بايد آن باشگاه را رها كرده و به يك تيم نظامى بپيوندد اما اگر سهميه اى هرچند اندك- به عنوان مثال ۵ سهميه براى هر تيم غيرنظامى- در نظر گرفته شود ،قطعاً به سازندگى بازيكن و باشگاه كمك بيشترى مى شود.
۴- بنده حدود ۲۰ سال است در فوتبال پايه كشور خدمت مى كنم و در طول اين مدت بيش از ۶۰ بازيكن را به سطح اول كشور از طريق استعداديابى در رده اميد معرفى كرده ام؛ بازيكنانى كه بى شك هر كدامشان مى توانند بار تيمشان را به دوش بكشند. حتى در همين فصل حضور «اميرحسين فشنگچى»، «حامد حاجتى» و«محسن بيات» در تركيب تيم بزرگسالان صباباترى به خوبى به چشم آمد؛ بازيكنانى كه تا يك سال پيش در تيم اميد بازى مى كردند. پس مى بينيد كه مى توان از رده اميد بهره هاى فراوانى برد.
۵- اما پيشنهاد مهم من در مورد فوتبال پايه، برگزارى ليگ زير۲۳ ساله هاست. انجام اين كار مى تواند به نگه داشتن جوانان در فوتبال و جهت دادن به فعاليت هاى ورزشى آنها كمك فراوانى بكند. اگر با برگزارى ليگ ۲۳ ساله ها موافقت شود، مى توانيم اميدوار باشيم استعدادهاى ناب فوتبالى كشورمان از دست نرفته و برعكس آنها مى توانند فوتبالشان را تحت حمايت و نظر مربيان تيم هاى پايه ادامه دهند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خوب و بد گلرهاى ما
محسن سيدى
|
|
|
۱- به عقيده من سطح گلرهاى ليگ برتر نسبت به دوره هاى قبل تفاوتى نداشته است. ما در بازى هاى ملى با مشكلاتى مواجه هستيم كه واقعاً آزارمان مى دهد. اگر كمى به عقب برگرديم، گلرهايى داشته ايم كه در طول يك دهه دروازه ما را بيمه مى كردند مانند ناصرحجازى و احمدرضا عابدزاده كه واقعاً در طول يك دهه با حضور اين بزرگان خيالمان از بابت دروازه راحت بود اما هم اكنون در تربيت گلرها كوتاهى مى كنيم.
۲- مربيان ما بايد انتقادپذير و واقع گرا باشند. مشكلى كه در گلرهاى ليگ برترى مى بينيم برخواسته از مربيان اين گلرهاست. مربيان ما اگر مى خواهند به صورت اصولى مشكلات برطرف شود، بايد با اين قضيه جدى تر برخورد كنند. مربى دروازه بان ها بايد از لحاظ فيزيكى براى دادن تمرينات تكنيكى متناسب باشد. حتى در زدن ضربات شوت هم بايد با قدرت شوت فورواردهاى ليگ برترى برابرى كند.
۳- مشكلات گلرهاى ما در چند بخش تقسيم مى شود:
الف- در تكنيك ضعف دارند
ب- سبك و روش ثابتى ندارند (به طور مثال سبك دروازه بان ها در ليگ اروپا مشخص است اما در اينجا دچار سردرگمى هستيم چون گلرهاى ما بيلان يكسانى ندارند و داراى فراز و نشيب هاى زيادى هستند)
پ- فيزيك گلرها بايد متناسب با پست دروازه بانى باشد
ت- دروازه بان ها تاكتيك پذير نيستند
ث- ضربات پاى بى هدف زيادى دارند كه اگر به ليگ برتر انگلستان نگاه كنيم، بازى از دروازه شروع مى شود
۴- «شهاب گردان» گلر ابومسلم عملكرد بسيار خوبى از خود به نمايش گذاشته است. «سوشا مكانى» گلر مقاومت سپاسى بسيار خوب ظاهر شده است.حميدرضا بابايى از استقلال اهواز هم بسيار خوب از دروازه اش حمايت كرده است.
۵- معمولاً تيم هايى كه در رده هاى بالايى جدول قرار دارند مخصوصاً در رده اول تا سوم از عملكرد موفقى در تيم خود برخوردار هستند. اين گلرها مثل يك ليدر، بازيكنان تيم خود را هدايت مى كنند مانند «عباس محمدى» گلر سپاهان كه ليدر تيمش نيز محسوب مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فوتبال را علمى كنيم
هومن افاضلى
۱- خصلت خوب ليگ هفتم، برگزارى بازى ها در استاديوم هاى مناسب تر با امكانات بيشترى بود. البته كيفيت زمين بازى و چمن اين ورزشگاه ها گاهاً در حد مطلوبى نبود و از نقيصه ها محسوب مى شد. بايد به مسأله نور ورزشگاه ها نيز توجه ويژه شود.
كشور ما نسبتاً گرم و خشك است و معمولاً بازى هاى ليگ در اواخر تابستان و اوايل بهار در گرماى هوا برگزار مى شود و توجه به نور ورزشگاه ها باعث مى شود بازى ها در زمان بهترى انجام شود.
از آنجايى كه باشگاه ها به سمت خصوصى شدن مى روند، بهتر است روزهاى برگزارى ديدارها به روزهاى تعطيل موكول شود تا تماشاچيان بيشترى همراه داشته باشد. البته كيفيت بازى ها بسيار پايين بود. هر ساله با پيوستن عده زيادى از بازيكنان مطرح به كشورهاى عربىپول زيادى عايد باشگاه ها مى شود و از نظر فنى به فوتبال كشورمان ضربه مى زند. در ليگ هفتم ۲ يا ۳ تيم داراى كيفيت متمايزى بودند و بقيه تيم ها در رده متوسط ظاهر شدند و كيفيت بالايى نداشتند.
۲- به عقيده من ليگ هفتم مى تواند از برخى جنبه ها پشتوانه خوبى براى هشتمين دوره ليگ ما باشد. تيم ها ياد گرفتند حرفه اى تر ظاهر شوند و از امكانات به روزتر و بيشترى در جهت علمى شدن فوتبال بهره بگيرند. خيلى از تيم هاى ليگ از لحاظ مالى در بلاتكليفى قرار دارند و اين موضوع چالش بزرگ ليگ برتر محسوب مى شود. با برنامه ريزى هاى مناسب، ليگ آينده مى تواند مثمرثمرتر باشد.
۳- بايدبراى ليگ هاى آينده تمهيداتى انديشيده شود؛ از تعداد تيم ها كاسته شود، (اميدواريم اين موضوع براى ليگ نهم اتفاق بيفتد) روابط بين افراد تعريف شود، مديربرنامه، مديرعامل و ... هر كدام تعريف درستى داشته باشند و باشگاه ها به سمتى هدايت شوند كه از امكانات مناسبى بهره ببرند. سخن پايانى اين است كه قاعده زندگى حكم مى كند بايد براى آينده كار كرد. فوتبال ما بايد به سمت آكادميك هدايت شود و در استعداديابى، ريشه اى برخورد كند تا در زمينه تربيت بازيكن حرفه اى گام بردارد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ترى و آنلكا آرزوهاى آبراموويچ را بر باد دادند
مسكو زير پاى شياطين سرخ
سرانجام انتظارها به پايان رسيد و لوژينكى شهر مسكو با دماى ۵ درجه سانتيگراد شاهد هنرنمايى ۲ غول بزرگ انگلستان در ديدار نهايى ليگ قهرمانان اروپا بود.شاگردان سرآلكس فرگوسن پس از فتح ليگ برتر انگلستان خود را در آستانه كسب دومين جام معتبر اروپايى مى ديدند كه اين رويا ابتدا در دقيقه ۲۶ بازى توسط سانتر براون و ضربه سر ديدنى رونالدو تحقق يافته به نظر مى رسيد اما غافل از اينكه هنوز ۶۴ دقيقه از وقت قانونى بازى باقى مانده بود و چلسى هم تيمى نبود كه به راحتى تسليم نام و نشان شياطين سرخ شود. بازى در ادامه با حملات متعدد منچسترى ها دنبال شد كه مهاجمان اين تيم يكى پس از ديگرى موقعيت هاى به دست آمده را به هدر دادند هرچند نبايد به راحتى از هنرنمايى پتر چك گذشت. درام رويايى لوژينكى مى رفت تا نيمه اول با برترى منچستر يونايتد به پايان برسد اما اشتباه خط دفاعى سرخ ها و در پى آن اشتباه «ون درسار» باعث شد تا فرانك لمپارد موقعيت به دست آمده را به گل تساوى شاگردان آورام گرانت تبديل كند تا آنها هم روياى از دست رفته خود را باز يابند. سوت لوبوس ميشل، داور بازى حكم به تساوى ۲ تيم در پايان نيمه اول داد.نيمه دوم با هجوم همه جانبه آبى هاى چلسى آغاز شد كه اوج آن ضرباتى بود كه «اسى ين» و «بالاك» به هدر دادند. در ادامه باز هم آبى هاى لندن حملاتى را روى دروازه منچستر يونايتد تدارك ديدند كه هيچ كدام براى آنها ثمرى در بر نداشت. از آنجايى كه چلسى در وطن مالك متمول خود رومن آبراموويچ احساس غربت نمى كرد با استفاده از موقعيت موجود باز هم روى دروازه شياطين سرخ هجوم آورد اما موفق به گشودن دروازه ون درسار نشد. منچستر يونايتد هم براى دفاع از اعتبار ليگى خود دست به حملاتى مى زد اما آنها هم ره به جايى نبردند. اوج حساسيت بازى و موقعيت هاى خطرناك آن توسط دروگبا تكميل شد كه طى آن مهاجم ساحل عاجى چلسى با ضربه اى زيبا توپ را به تيرك عمودى دروازه منچستر يونايتد كوبيد تا خطر از بيخ گوش شاگردان فرگوسن بگذرد. در ادامه اين لوبوس ميشل بلژيكى بود كه با دميدن سوت پايان بازى پس از ۲ دقيقه زمان تلف شده، ديدار را به وقت اضافى كشاند.سوت داور بلژيكى آغاز ۱۵ دقيقه اول وقت اضافى را اعلام كرد.نگرانى از دست دادن چنين جام معتبرى در چشمان تك تك بازيكنان ۲ تيم موج مى زد. فرگوسن با آوردن گيگز به بازى سعى داشت تا نبض بازى را در دست گيرد. آبى هاى لندن باز هم نسبت به حريف سرخپوش خود بهتر نشان دادند كه اوج آن ضربه زيباى فرانك لمپارد بود كه اين بار به تير افقى دروازه «ون درسار» اصابت كرد تا شياطين سرخ باز هم از مهلكه جان سالم به در ببرند.در ادامه و در دقايق پايانى نيمه اول وقت اضافه حركت زيباى «اورا» و نفوذ او به محوطه ۶ قدم چلسى و در پى آن پاس رو به عقب او، گيگز را در موقعيت گلزنى قرار داد و اين بار جان ترى ناجى آبى ها لقب گرفت تا يارانش با شكست، ۱۵ دقيقه اول را به پايان نرسانند.با آغاز نيمه دوم وقت اضافه، نم نم باران هم بازى را تحت تأثير خود قرار داد تا مانع هنرنمايى بازيكنان تكنيكى ۲ تيم شود. هيجان به اوج خود رسيده بود.در ۱۵ دقيقه پايانى باز هم ۲ تيم حملاتى را روى دروازه يكديگر تدارك ديدند و گويا خود را آماده نواختن ضربات پنالتى در پايان بازى كرده بودند. اما بازى به اين راحتى ها خاتمه نيافت و با درگيرى هايى از سوى ۲ تيم همراه بود كه حاصل آن اخراج ديديه دروگبا و حسرت آبراموويچ بود. او به خاطر ضربه اى كه به صورت ويديچ وارد كرد كارت قرمز «ميشل» را پيش روى خود ديد.بازى در ۵ دقيقه پايانى بدون در نظر گرفتن برخورد نانى و اشلى كول در محوطه جريمه چلسى كه به مصدوميت هر دوى آنها منجر شد حادثه اى در بر نداشت تا ضربات پنالتى قهرمان نبرد مسكو را مشخص كند.در ضربات پنالتى سهم هر تيم ۷ ضربه بود كه رونالدو از منچستر يونايتد و جان ترى و نيكولاس آنلكا از چلسى ضربات خود را هدر دادند تا در نهايت منچستر يونايتد قهرمان اروپا لقب بگيرد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
الوصل ۱ - سايپا ۱
صدرنشينى بدون شكست
مرحله گروهى ليگ قهرمانان آسيا شب گذشته به پايان رسيد كه طى آن تيم سايپاى ايران در ورزشگاه اختصاصى الوصل امارات به نتيجه مساوى يك بر يك رسيد .شاگردان على دايى كه از قبل، صعود خود را به مرحله بعد مسجل مى ديدند توسط عيسى ترائوره در دقيقه سى وششم از حريف پيش افتادند تا با آسودگى بيشترى بازى را دنبال كنند. نيمه اول با حملاتى از جانب ۲ تيم سپرى شد تا كار به نيمه دوم كشيده شود. با آغاز نيمه دوم اماراتى ها در پى كسب نتيجه تساوى و حتى پيروزى مقابل نماينده ايران بودند كه تلاش آنها در دقيقه ۹۰ مسابقه نتيجه داد و «دياس» موفق شد گل تساوى الوصل را به ثمر برساند. در اين گروه سايپا به عنوان تيم اول و بدون شكست راهى مرحله بعد شد.
|
|
|
|
|
|
|
|