|
|
|
|
|
|
|
بايد شيرازه اين خط دفاع حفظ شود
|
|
حرفه اى گرى يعنى اين!
|
|
سختگيرى ژنرال
|
|
|
|
امروز هم خودمان را گول مى زنيم؟
|
|
اين سايپا در آسيا هم راحت مى بازد
|
|
به بهانه دخالت سازمان در مسائل فنى استقلال
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اين سپاهان با «ويه را» نمى توانست پرسپوليس را شكست دهد
بعد از قهرمانى پرسپوليس در ليگ برتر، سپاهان تازه از خواب بيدار شده و يادش افتاده چه بلايى بر سرش آمده. اين تيم كه باور نمى كرد در دقيقه ۹۶ جام را تقديم پرسپوليس كند، بعد از اين قهرمانى حريف مدام از زمين و زمان من جمله داور مسابقه انتقاد مى كند و تمامى تقصيرات را به گردن ديگران مى اندازد اما رك و رو راست بايد به سپاهانى ها گفت همه حرف هايى كه مى زنيد چيزى بيش از توجيه نيست. وقتى تيم شما به جاى ارائه يك بازى هجومى، فوتبالى دفاعى را به نمايش مى گذارد آن هم مقابل پرسپوليس كه يكصد هزار نفر حمايتش مى كنند، انتظار داريد چه اتفاقى بيفتد؟ همين ۲ فصل قبل بود كه سپاهان توانست پرسپوليس را در آزادى به توپ ببندد، علت آن هم كاملاً واضح بود؛ شيوه هجومى نماينده اصفهان در تهران. از اين مورد كه بگذريم، مى رسيم به كمبود نفرات مؤثر در اردوى سپاهان. قبول كه غيبت محرم نويدكيا، جلال اكبرى و محمود كريمى روى كيفيت بازى اين تيم تأثير گذاشته بود اما مگر يك تيم مدعى در سطح سپاهان نمى بايست فكر اين روزها را مى كرد؟ محمدرضا ساكت كه مى دانست تيمش بايد در ۳ جبهه ليگ برتر، جام حذفى و ليگ قهرمانان آسيا بجنگد، چرا نيمكت خود را تقويت نكرد؟ چرا او و زير مجموعه اش نتوانستند در فصل يارگيرى كار چندانى از پيش ببرند؟ جالب اينكه هواداران اين تيم از قبل در مورد اين ضعف، انتقادهاى خود را به گوش مسئولان رسانده بودند. تماس هاى متعدد آنان با دفتر تحريريه «ابرار ورزشى» پيش از شروع فصل اخير نيز بيشتر درباره يارگيرى ضعيف سپاهان بود. به هرحال اولين مرجعى كه در اين ميان مقصر جلوه مى كند، همين مديريت سپاهان است. ادعا نمى كنيم مديريت اين باشگاه ضعيف است اما معتقديم در امر يارگيرى بد عمل كرده بود. ضعف بعدى سپاهان كه در نهايت منجر به ناكامى اين تيم در ليگ برتر و ليگ قهرمانان آسيا شد، از دست دادن لوكا بوناچيچ بود. اين سرمربى كروات كه به واسطه استشمام بوى دلارهاى نفتى تيم النصر امارات هوايى شده بود، در يك اقدام ناگهانى از سپاهان جدا شد و اين تيم را دچار شوك منفى كرد. بعد از اين اتفاق انتظار مى رفت ساكت يكى از مريبان آشنا به امور سپاهان را در رأس كار بگمارد كه در اين ميان منصور ابراهيم زاده، مربى وقت تيم ملى موجه ترين چهره بود، با اين حال او به سراغ ژوروان ويه را از برزيل رفت. اين سرمربى هم در نهايت نتوانست كارى از پيش ببرد و ضعف او در ۴ بازى آخر مقابل تيم هاى سايپا (باخت)، صباباترى، برق شيراز و پرسپوليس (باخت) نمود پيدا كرد. ويه را كه قبل از اين ۴ بازى از نظر امتيازى فاصله لازم را با پرسپوليس داشت، مى توانست به راحتى اختلاف خود را با اين تيم حفظ كند و حتى در صورت شكست در آزادى بازهم قهرمان ليگ برتر شود اما همان طور كه اشاره شد در مصاف با تيم هاى سايپا، صباباترى و برق شيراز فقط ۲ امتياز كسب كرد تا عملاً در روز آخر به مشكل بربخورد. البته سپاهان با همان وضعيت هم مى توانست در بازى با پرسپوليس يك ناكام بزرگ لقب نگيرد اما ويه را با اتخاذ شيوه دفاعى و چند تعويض اشتباه اوضاع را به ضرر تيم خود رقم زد. اين سرمربى در تعويض عماد رضا آن هم در دقايق آخر واقعاً دچار اشتباه شد. شخص افشين قطبى اعتراف كرد با خروج عماد رضا خيال ما از بابت خط دفاعى خودمان راحت شد و با فكرى آسوده به سمت دروازه سپاهان حمله كرديم. به هرحال سپاهان در بازى با پرسپوليس اشتباهات زيادى داشت و نتوانست از داشته هاى خود خوب استفاده كند. بايد سپاهانى هاى معترض به امر داورى را متوجه اين موضوع كنيم كه تيم آنان به پرسپوليسى باخت كه خود يك بر صفر به پگاه باخته بود، ۳ بر صفر مقابل پاس همدان در جام حذفى زانو زده و ۴ بر يك از استقلال اهواز شكست سختى را پذيرفته بود. پرسپوليس قبل از رويارويى با سپاهان حتى نتوانسته بود از عهده مس كرمان و برق شيراز هم بربيايد. البته همه اينها را ننوشتيم كه قهرمانى پرسپوليس را لوث كنيم اما معتقديم پرسپوليس هم ضعف هاى خود را داشت، با اين حال توانست از داشته هايش نهايت استفاده را ببرد. حتى وقتى اشتباهات داورى را مرور كنيم، پى به اين نكته مى بريم كه سعيد مظفرى زاده در مسابقه مذكور بيش از آنكه به سپاهان ضربه زده باشد به پرسپوليس ضرر رسانده است؛ پنالتى عقيلى روى كعبى و اخراج نشدن محسن حميدى به خاطر خطاى وحشتناك روى كريم باقرى و...
از اين حرف ها كه بگذريم دوباره مى رسيم به شيوه دفاعى ويه را. ژوروان نتوانست سپاهانى كه در زمين كاوازاكى ژاپن ۱۲۰ دقيقه هجومى بازى كرده بود را در يك مصاف درون مرزى با تاكتيك هاى هجومى به ميدان بفرستد. اين امر به وضوح نشان داد ژوروان ويه را از نظر تفكرات مربيگرى تفاوت زيادى با لوكا بوناچيچ دارد. حرف آخر اينكه سپاهانى ها به جاى پرداختن به علل غيرواقعى باخت خود به پرسپوليس در فينال ليگ برتر، به هوش باشند تا قبل از شروع فصل بعد نفرات كارآمدى را جذب كنند تا اوضاع از اينى كه هست بدتر نشود. آنها بايد براى كادرفنى هم به فكر چاره باشند، در غير اين صورت ناكامى آنان در ليگ برتر و ليگ قهرمانان آسيا در فصل آتى قابل پيش بينى است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بايد شيرازه اين خط دفاع حفظ شود
محمد پنجعلى: تا به حال چنين قهرمانى را تجربه نكرده بودم
|
|
|
«محمد پنجعلى » مدافع اسبق پرسپوليس و تيم ملى در روزهاى آخر ليگ برتر طاقت نداشت و در هر بازى راهى ورزشگاه آزادى مى شد و از روى سكوها قهرمانى پرسپوليس را انتظار مى كشيد.به همين خاطر ديده هاى او متفاوت از بازيكنان تيم است. به سراغ اين پيشكسوت پرسپوليس رفتيم و نظر او را در مورد قهرمانى اخير پرسپوليس و وقايع بازى هاى آخر ليگ جويا شديم. خواندن اين مصاحبه خالى از لطف نيست:
• يكى از كسانى بوديد كه در بازى هاى اخير پرسپوليس به ورزشگاه مى رفتيد.
- بله. به هر حال ما هم عضوى از اين خانواده هستيم. آن روز اتفاق بى نظيرى افتاد و خيلى ها براى ديدن موفقيت اين تيم به ورزشگاه آمده بودند. من هم يكى از آنها بودم. به نظر من پرسپوليس مستحق كسب قهرمانى بود و درست نبود جام را از دست بدهد.
• حال و هواى مردم را از روى سكوها چطور ديديد؟
- خوشحالم كه مردم مزد حمايت هاى خود را گرفتند. آنها يك سال زحمت كشيدند و شادى حق آنها بود. پرسپوليس بايد قدر اين محبوبيت را بداند. به جرأت مى گويم پرسپوليسى ها در آسيا محبوبترين هستند. بزرگترين تيم هاى دنيا در شهر خود محبوب هستند. كمتر تيمى پيدا مى شود كه مثل پرسپوليس در يك قاره محبوب باشد.
• پرسپوليس بايد براى تداوم بخشيدن به قهرمانى و موفقيتش چكار كند؟
- اين مسأله به رأى نهايى كادر فنى پرسپوليس برمى گردد. البته اين تيم در طول فصل موفق عمل كرده و به همين خاطر ضعف هاى خيلى زيادى ندارد.
با ايجاد يك سرى تغييرات جزئى مشكلات تيم برطرف مى شود. به نظر من نبايد به استخوان بندى تيم دست زد. تيمى كه با ۶ امتياز كسر شده به اين خوبى قهرمان مى شود، پس يك تيم مقتدر است. پرسپوليسى ها بايد اين اقتدار را حفظ كنند.
• زمان بازيگرى خودتان چند بار در جشن قهرمانى شركت كرديد؟
- فكر مى كنم ۶ ، ۷ بارى اين اتفاق افتاد. من با پرسپوليس قهرمان آسيا هم شدم اما اين جشن قهرمانى چيز ديگرى بود. در ثانيه آخر بود كه قهرمانى رقم خورد. تا به حال چنين تجربه اى نداشتم. وقتى گل زدند با دست طورى به صندلى جلويى خود زدم كه مچم درد گرفت.
•در اين فصل عملكرد خط دفاعى پرسپوليس را چطور ديديد؟
- به هر حال در فوتبال اشتباه غيرقابل پيشگيرى است. هرچند مدافعان پرسپوليس اشتباهات بزرگى داشتند اما روى هم رفته مدافعان اين تيم موفق بودند و توانستند مشكلات را حل كنند. براى سال اول كه تازه كنار هم قرار گرفته اند عملكرد خوبى داشتند.
•در خط دفاع نيازى به ترميم مى بينيد؟
-در اين مورد كادر فنى بهتر تشخيص مى دهد. آنها مى دانند تيم چه ضعف هايى دارد. اگر اين افراد سال بعد هم كنار هم باشند، هماهنگ تر عمل مى كنند و بعيد مى دانم پرسپوليس از نظر خط دفاعى مشكلى داشته باشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حرفه اى گرى يعنى اين!
تماس هاى پنهان با امير
|
|
|
ظاهراً در فوتبال ما كه اسم حرفه اى را هم با خود يدك مى كشد، برخى مسائل با شكل وارونه اى جا افتاده و مورد استفاده قرار مى گيرد. در فوتبال حرفه اى همه بر اين امر تأكيد دارند كه يك بازيكن حتى اگر قبلاً هم با يك مربى مشكلى داشته، هنگامى كه شرايط براى همكارى مجدد با وى فراهم مى شود، بايد بدون توجه به گذشته، خود را براى يك دوره همكارى جديد آماده كند. اما در ايران حكايت به گونه ديگرى است. اغلب بازيكنان عليه مربيانى كه دل خوشى از آنها ندارند حرف مى زنند اما هنگامى كه شرايط عوض مى شود دوباره با همان مربيان ارتباط برقرار مى كنند تا منافع خود را حفظ نمايند! به طور مثال شنيده ايم چند بازيكن استقلال كه اتفاقاً در گذشته اى نه چندان دور رابطه گرمى هم با قلعه نويى نداشته اند، طى روزهاى اخير بعد از پايان تمرين با اين مربى گفت وگوى تلفنى انجام داده و به وى اعلام كرده اند همواره پشتيبان او هستند! براى اينكه شما را نسبت به صحت خبر خود مطمئن كرده و آدرس درستى هم داده باشيم، به اين نكته اشاره مى كنيم كه يكى از اين آقايان قبلاً با كريمى هم مشكل داشته و معمولاً به عنوان مهاجم به كار گرفته مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سختگيرى ژنرال
تمرين با لباس نامرتب ممنوع
بازيكنان استقلال اين روزها با يك مربى به معناى واقعى كلمه سخت گير در تمرينات مواجه هستند و اين مسأله در حرف هاى دوستانه تمام آنها به وضوح قابل مشاهده است. استقلالى ها كه طى روزهاى حضور فيروز كريمى، آزادى عمل نسبى داشتند و برخى اوقات با لباس هاى غيرهمرنگ نيز در تمرين شركت مى كردند، هم اكنون بايد انضباط تيمى را به سخت ترين شكل ممكن رعايت كنند،در غير اين صورت با تنبيهات انضباطى قلعه نويى مواجه خواهند شد. براى مثال بد نيست بدانيد قلعه نويى تمرين با لباس هاى ناهماهنگ و نامرتب را ممنوع كرده و به محض ديدن كوچكترين موردى آن را تذكر مى دهد تا فرد مذكور درصدد رفع آن برآيد. امير همچنين به هيچ بازيكن استقلال اجازه نمى دهد قبل از تكميل لباس و ساير لوازم تمرين در زمين حاضر شود و معتقد است چنين تدابير سختگيرانه اى باعث افزايش روحيه نظم پذيرى ميان كل مجموعه مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
قلعه نويى و بازيكنانى كه افكارى غير حرفه اى دارند
محمد نوازى مى گويد دستيار كريمى نمى گذاشت در استقلال بازى كنم. پيروز قربانى هزار و يك جور ايراد از كريمى مى گرفت. فرهاد مجيدى اين اواخر خودش را به مصدوميت زده بود تا بازى نكند و خلاصه چندين و چند استقلالى، كريمى را مقصر تمام بدبختى هاى استقلال مى دانستند. البته كريمى هم اشتباه زياد داشت و نمى توان منكر اين مسأله شد اما سؤال اينجاست كه خود اين بازيكنان چه هنرى داشتند و اساساً اگر بازيكنان استقلال اينكاره بودند چرا تيمشان در ليگ به عنوان مضحك سيزدهمى رسيد؟
****
از روزى كه قلعه نويى سرمربى استقلال شده به صورت مداوم مصاحبه هايى را از بازيكنان استقلال مى خوانيم كه با عرض معذرت حالت پاچه خوارى دارد. يكى نيست بگويد شماها اگر هنرى داشتيد چرا در ليگ به انواع و اقسام تيم ها باختيد و چرا بدترين عنوان تاريخ ۶۴ ساله باشگاه پرافتخار استقلال را كسب كرديد؟ آيا بهتر نيست به جاى انتقاد از كريمى و ... هنر خود را در جام حذفى نشان دهيد و لااقل استقلال را به يك جام برسانيد؟ بازيكن اگر واقعاً بازيكن باشد و اگر حرفه اى فكر كند مسلماً هيچ گاه نيازى به مصاحبه، انتقاد از اين و آن، رفتن نزد مديرعامل و ... نخواهد داشت. اساساً بازيكنى اين كارها را مى كند كه نياز به حواشى دارد تا مطرح بماند. بازيكنان استقلال هم به هيچ وجه و با هيچ ملاك و معيارى رفتارى حرفه اى ندارند. برخى از آنها چنان مغرور شده اند كه انگار همين امسال ۳ جام را با استقلال فتح كرده اند. برخى ديگر هم جز غرغر كردن كار ديگرى بلد نيستند و تمام داشته هايشان را در صفحات روزنامه ها رو مى كنند نه در مستطيل سبز! طبعاً با چنين بازيكنانى و البته با چنين تفكراتى امير قلعه نويى هم كار دشوارى را پيش رو خواهد داشت. حسن كار قلعه نويى اين است كه تيم سيزدهم ليگ را تحويل گرفته و مى تواند همه چيز را توجيه كند اما سختى كار آنجاست كه او نمى توانند همان حرف هاى تكرارى كريمى را تحويل مردم بدهد و مثلاً بگويد من اين تيم را نبسته ام و يا جنس ما جور نيست. قلعه نويى براى رسيدن به جام آن هم با اين بازيكنان مغرور و كاملاً غير حرفه اى سخت ترين روزهاى مربيگرى اش را پيش رو دارد و بايد خيلى خوش شانس باشد كه بتواند اين تيم در هم ريخته را قهرمان جام حذفى كند. آيا خدا او را هم مثل افشين قطبى دوست دارد؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
امروز هم خودمان را گول مى زنيم؟
خدا كند زامبيا مثل سايپا نباشد
|
|
|
تيم ملى با ديدارى كه مقابل سايپا برگزار كرد و با ۶ گلى كه زد به شكلى جالب خودش را گول زد و حالا نوبت به بازى با زامبيا رسيده است. زامبيا تنها تيمى در كره خاكى بود كه حاضر شد قبل از ديدار با امارات مقابل ما قرار بگيرد و به همين خاطر بايد از آنها تقدير ويژه به عمل آورد! اما اميدواريم لااقل آنها مثل سايپا ضعيف نباشند و اينقدر راحت گل نخورند. بازى با سايپا هيچ كمكى به تيم ملى ايران نكرد. آنها ساده تر از تيم هاى محلى گل مى خوردند و اين سؤال را در اذهان ايجاد كردند كه با اين تيم چگونه به جمع ۸ تيم برتر آسيا راه يافته اند؟ تازه سايپايى ها براى اين ديدار يك دنيا انگيزه داشتند چون مى خواستند شايستگى هاى خود را به همه از جمله مربيان تيم ملى نشان داده و ثابت كنند كه به عنوان نماينده فوتبال ايران در آسيا چيزى از نفرات تيم ملى كم ندارند اما در ميدان مسابقه عملاً ديده مى شد كه بيشتر آنها قدم مى زنند و ميدان مسابقه را با كوچه برلن اشتباه گرفته اند!
***
اگر زامبيا مثل سايپا باشد مسلماً تيم ملى هيچ سودى نخواهد برد. تيم ما اولاً نبايد به اردبيل مى رفت چون آب و هوايش كاملاً با امارات متفاوت است. درثانى بازى با سايپا يك كار اشتباه بود. تيم ما براى اينكه محك بخورد حتماً بايد با رقبايى قوى تر از خودش يا در حد خودش بازى كند نه حريفانى كه مثل آب خوردن گل مى خورند و نقش مالديو را بازى مى كنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اين سايپا در آسيا هم راحت مى بازد
انگار تيم ملى با يك تيم فانتزى بازى مى كرد
بازيكنان تيم ملى بعد از هر گلى كه وارد دروازه سايپا مى كردند، اصلاً شادى نمى كردند كه البته اين مسأله تا حد بسيارى طبيعى بود اما سؤال اينجاست كه سايپايى ها چرا اين قدر بى تفاوت بودند؟ آيا آنها آمده بودند چند گل بخورند و بروند؟ اين سايپا كه در ليگ عنوان خوبى به دست نياورد و در جام حذفى هم خيلى زود اوت شده همان تيمى است كه به جمع ۸ تيم برتر آسيا صعود كرده و بايد از اواخر شهريور شانس خود را براى حضور در مرحله نيمه نهايى ليگ قهرمانان آسيا بيازمايد. اما با اين عملكرد نه تنها صعود اين تيم بلكه سطح مسابقات آسيايى هم زير سؤال مى رود. سايپا در ليگ تنها كار مهمى كه كرد اين بود كه سپاهان خسته را در اصفهان شكست داد وگرنه در ساير مسابقات چيزى فراتر از يك تيم معمولى نشان نداد. آنها در ديدار با تيم ملى رسماً در زمين مسابقه راه مى رفتند و همه را به ياد بازى هاى تشريفاتى و نمايشى كه به مناسبت هاى مختلف برگزار مى شود، انداختند. راستش ما اواسط مسابقه تيم ملى با سايپا يك لحظه فكر كرديم تيم ملى به مصاف يك تيم فانتزى رفته چون برخى از سايپايى ها حتى از ارائه اصول اوليه فوتبال هم عاجز بودند و معلوم نيست چرا لااقل جلوى چشم هاى
على دايى هيچ انگيزه اى براى خوب بازى كردن ندارند؟
***
سايپا با اين شرايط به طور حتم در ليگ قهرمانان آسيا هم موفق نخواهد شد. آنها مقابل تيم هاى سرعتى شرق آسيا مشكلات عديده اى خواهند داشت هر چند كه بعيد مى دانيم اين تيم در مرحله يك چهارم نهايى از پس حريفانى چون الكرامه سوريه و القادسيه كويت هم برآيد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به بهانه دخالت سازمان در مسائل فنى استقلال
كار غلط، غلط است آقاى على آبادى!
|
|
|
مهندس على آبادى اواخر هفته گذشته پرده از دخالت مستقيم در امور باشگاه استقلال برداشت و علناً اعلام كرد كه او باعث تغيير كادر فنى اين تيم شده است. البته در اينكه سازمان به نوعى مالك پرسپوليس و استقلال است و در اينكه فيروز كريمى نتايج خوبى با استقلال نگرفته بود شك و شبهه اى وجود ندارد اما به هر حال دخالت مستقيم سازمان در مسائل فنى باشگاه ها غلط اندر غلط است. حالا چه اين دخالت از سوى مهندس على آبادى انجام شود و چه از سوى معاونان ايشان.
***
على آبادى براى سامان دادن به اوضاع استقلال يا بايد مديرعامل را عوض مى كرد و يا بايد از او مى خواست كه كادر فنى را تغير دهد اما اينكه او مى گويد يا كادر فنى بايد عوض مى شدند و يا خود مديران بايد مى رفتند، نشان مى دهد كه رئيس سازمان اعضاى هيأت مديره و مديرعامل را «موظف» به انجام تغييرات كرده و به نوعى در كار آنها دخالت كرده است. اصلاً چه بسا مديرعامل به اين جمع بندى مى رسيد كه اگر سرمربى اش تا پايان جام حذفى بماند بهتر است و بعد از آن راحت تر مى تواند تصميم گيرى كند و ...تأكيد مى كنيم كه نتايج استقلال با فيروز كريمى و ناصر حجازى ضعيف بوده و جاى دفاع ندارد اما دخالت سازمانى ها در امور فنى اين تيم در خوشبينانه ترين حالت هم كار اشتباهى است.
|
|
|
|
|
|
|
|