نسخه
PDF
شماره ۴۱۱۸ - ۹ خرداد ۱۳۸۷ - - ۲۹ مى ۲۰۰۸ 
صفحه ۶
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
با ستارگان فوتبال جهان
با «كارلتو» يا بدون او
با ستارگان فوتبال جهان
زيكو (برزيل) استاد ضربات ايستگاهى
068760.jpg
تولد۳: مارس ۱۹۵۳
محل تولد:ريو دوژانيرو - برزيل
باشگاه ها: فلامينگو، اودينزه (ايتاليا)، كاشيما انتلرز (ژاپن)
مهمترين افتخارات: مقام سوم جهانى ،۱۹۷۸ قهرمان جام باشگاه هاى آمريكاى جنوبى ،۱۹۸۱ قهرمان جام باشگاه هاى جهان ،۱۹۸۱ مرد سال فوتبال آمريكاى جنوبى ۱۹۷۷ ۱۹۸۱، و ،۱۹۸۲ مرد سال فوتبال جهان ،۱۹۸۳ قهرمان جام ملت هاى آسيا ۲۰۰۴ (به عنوان سرمربى ژاپن)
حضور در تيم ملى برزيل۷۱: بازى، ۴۸ گل
زيكو ابتدا در ۱۳ سالگى به علت مهارت فوق العاده اش در فوتبال سالنى، ورزشى كه آن روزها در ريو دوژانيرو رواج بسيارى داشت، صاحب اعتبار شد. پزشك تيم فلامينگو كه سخت تحت تأثير مهارت زيكو قرار گرفته بود، مديران باشگاه را متقاعد به بستن قرارداد با وى كرد. هر چند زيكو از نظر بدنى نوجوانى بسيار ضعيف بود اما با يك برنامه وزنه بردارى و تزريق داروهاى مقوى، اندامى متناسب و قوى پيدا كرد. زيكو استاد ضربه هاى آزاد، جادوگر بازى با توپ و منبع تمام ناشدنى  پاس هاى دقيقى بود كه هر دفاعى را بر هم مى ريخت اما مصدوميت هاى پياپى به طور تأسف بارى در دوران فوتبال او اثر نامطلوب گذاشت. با اينكه او در جام جهانى ۱۹۸۲ در اسپانيا بطور اعجاب انگيزى خوش درخشيد اما جام جهانى قبل از اين در آرژانتين بطور عميقى براى او نااميد كننده نشان داد و بدتر از همه درگيرى او با مدير تيم ملى برزيل بود. مصدوميت هاى شديد حضور او در جام جهانى ۱۹۸۶ را به تأخير انداخت و ناكامى بزرگ او در به ثمر رساندن ضربه پنالتى، كه به محض ورود به زمين به عنوان بازيكن جانشين مقابل فرانسه به او محول شد، تقريباً به قيمت حذف برزيل و عدم راهيابى به مرحله نيمه نهايى جام جهانى تمام گرديد.زيكو ۲۰ سال داشت كه در تيم اصلى فلامينگو صاحب مكانى دائمى شد. تمرين هاى بى وقفه او سرانجام تكنيكى بى نظير براى وى به ارمغان آورد. سال ۱۹۷۶ او در ۷۰ ديدار ۶۳ بار براى فلامينگو گلزنى كرد. سال بعد نيز در ۵۶ ديدار ۴۸ گل به ثمر رساند. او در سال ۱۹۸۳ به طور غيرمنتظره اى تصميم به ترك برزيل گرفت و با قراردادى چشمگير به تيم اودينزه پيوست (تيمى كه مشخصاً از باشگاه هاى پايين ايتاليا بود) سرمايه گذارى اودينزه بازدهى وسيعى داشت. حضور زيكو و بازى درخشان او در فصل ۱۹۸۴-۱۹۸۳ باعث شد كه مسابقه به مسابقه، تماشاگر بيشترى به ورزشگاه اين تيم رو آورد و در اين فصل حتى يارگيرى شديد فوتبال سرى A ايتاليا هم نتوانست او را از به ثمر رساندن ۱۹ گل در ۲۴ مسابقه باز دارد. با اين وجود، فصل بعد مصدوميت و مشكلات موجود با قوانين ماليات كشور ايتاليا او را وادار به بازگشت به برزيل و پيوستن دوباره به فلامينگو كرد. چندى بعد در جريان ديدار فلامينگو با رقيب ديرينه اش فلوميننزه او هفتصدمين گل دوران حرفه اى اش را به ثمر رساند. در اوايل دهه ۹۰ زيكو به ژاپن رفت و مدتى در ليگ حرفه اى اين كشور بازى كرد، سپس به مربيگرى روى آورد و با هدايت او ژاپن در سال ۲۰۰۴ قهرمان جام ملت هاى آسيا شد و در سال بعد به جام جهانى راه يافت. در حال حاضر هدايت تيم فنرباغچه تركيه را بر عهده دارد.
با «كارلتو» يا بدون او
انقلابى عظيم در «سن سيرو»
068745.jpg
سال گذشته در چنين روزهايى بايرن مونيخ به دليل حضور در رتبه چهارم بوندس ليگا نتوانست سهميه اى در جام اول اروپا يعنى ليگ قهرمانان باشگاه هاى قاره سبز را كسب كند و اين مسأله براى سران باشگاه گران تمام شد به گونه اى كه سعى كردند در فصل نقل و انتقالات باشگاهى با چند مهره بين المللى به توافق رسيده و پاى آنها را به آليانتس آره نا باز كند. لوكاتونى مهاجم اول تيم ملى ايتاليا، «فرانك ريبرى» بازيساز مطرح فرانسوى و «آلتين توپ» ستاره تيم ملى تركيه در كنار «زى روبرتو» هافبك تكنيكى و مسن برزيلى از جمله نفرات مورد نظر بودند كه به اين ۴ نفر بايد ميروسلاو كلوزه گلزن  برتر باشگاه وردربرمن و تيم ملى آلمان را هم اضافه كرد. با اين نفرات و همچنين مجموعه قبلى كه جمعى از بهترين بازيكنان تيم ملى آلمان و چندين ستاره بين المللى ديگر را كنار خود داشتند، باواريايى ها مجدد قدرت بلامنازع بوندس ليگا لقب گرفته و با كسب مقام قهرمانى در بازى هاى داخلى (هر ۲ جام) به نيمه نهايى جام يوفا هم رسيدند اما در اين مرحله با شكست مقابل زنيت قهرمان از گردونه جام خارج شدند. حالا ميلان قهرمان اروپا و جهان كه به عنوان دومين تيم پرافتخار قاره سبز و پرافتخارترين تيم باشگاهى  جهان مطرح شده به سرنوشت «بايرن» دچار شد و اين مرتبه ميلانى ها در رتبه ۵ كالچو نشسته و راهى جام يوفا شدند و اين مهم در حالى صورت مى گيرد كه «كاكا» مرد سال جهان و اروپا را هم در تركيب داشت و نتوانست از تكنيك والاى اين بازيكن جهت پيش برد اهدافش استفاده كند. ميلانى ها هنوز نمى دانند كه كارلو آنچلوتى را از كار بركنار كرده و به دنبال گزينه اى جديد باشند يا اينكه هنوز پاى مرد پرافتخار نيمكت هدايت خود نشسته و از درايت و تجربه وى استفاده كنند. ميلانى ها در هر ۲ حالت به دنبال بازيسازى تيم خود و ايجاد انقلابى در تركيب خود هستند و به جز خط ميانى كه نفرات برگزيده اى همچون كاكا، سيدورف، پيرلو، گتوسو و آمبروسينى را در خود جاى داده براى ۳ خط ديگر زمين دنبال گزينه هاى مناسبى هستند كه در اين مقال سعى داريم به آن بپردازيم.
خسته از ديدا و نااميد از كالاچ
«ديدا» سنگربان مطرح برزيلى پس از بالاى سر بردن جام قهرمانى در عرصه اروپا به ناگاه افت كرد و چند مصدوميت بزرگ و يك محروميت به دليل انجام حركات غير اخلاقى در بازى هاى مقدماتى اروپا باعث شد به روى نيمكت ذخيره ها تبعيد شده و «كالاچ» سنگربان بلند بالاى استراليايى در تركيب قرار گرفت. تلاش زياد و نمايش نسبتاً مناسبى را از او شاهد بوديم اما اين سنگربان با تجربه مرد بازى هاى بزرگ نبوده و قابل اعتماد نيست به همين دليل ميلان بايد دروازه بانى  جهانى را استخدام كند. خريد «بوفون» از يوونتوس غيرممكن است و «آمليا» گلر «ليورنو» و ملى پوش خوش آتيه فوتبال ايتاليا تجربه ديدارهاى بزرگ را ندارد. «سباستين فرى» از فيورنتينا هم گزينه احتمالى ديگرى است و در كنار او هموطن با تجربه اى قرار مى گيرد كه با تجربه چندين دوره حضور در ليگ قهرمانان اروپا از ناكامى در اين عرصه گله مند است و بارها تمايل خود را به خروج از «ليون» اعلام كرده است. «پتر چك» بهترين و ايده آل ترين گزينه براى سنگربانى ميلان است با توانايى هاى انكارناپذير از چلسى با مليتى از جمهورى چك و رقمى سرسام آور جهت انتقال كه در اين زمينه مشكلى نيست و گاليانى راحت دست به جيب مى شود. ميلان از بين نام هاى بالا يكى را به «سن سيرو» مى آورد تا خيالش از بابت مرد شماره يك راحت شود و «كالاچ» بهترين نيمكت نشين و بدون دردسر است. ضمناً ميلانى ها براى بازگرداندن «آبياتى» از «آتلتيكومادريد» هم برنامه دارد كه معلوم نيست او باز هم به نيمكت نشينى در سن سيرو چراغ سبز نشان دهد. ميلانى ها در اولين گام بايد اين معضل را برطرف كرده و خيال خود را آسوده سازند. خداحافظى بال هاى كنارى و سن بالاى مردان ميانى «كافو» و «سرجينيو» ۲ ستاره با تجربه برزيلى تصميم گرفته اند ميلان را با تمام خاطرات خوبى كه برايشان به همراه داشته ترك كنند. ۲ مرد پا به سن گذاشته ايى كه تحرك و شادابى گذشته را ندارند و با ضريب آسيب ديدگى بالا بسيارى از بازى هاى فصل اخير را از دست داده و نتوانستند توقعات را برآورده سازند. «اودو» و «يانكلوفسكى» كه مهره هاى خوبى هستند در عين حال با خطر آسيب ديدگى و محروميت روبرو مى باشند و «فاوالى» مرد با تجربه ايتاليايى هم توان ۹۰ دقيقه بازى كردن را ندارد لذا ميلان با آگاهى به دنبال خريد مهره هاى مؤثر در كناره هاى زمين است. «زامبروتا» از بارسلونا كارش تمام شده و امروز و فردا معرفى مى گردد كه توان بازى در هر ۲ جناح را دارا است و خريد بسيار خوبى تلقى مى شود. يك بازيكن ديگر هم نياز است كه هنوز نامى در مطبوعات ورزشى مطرح نشده اما ترديد نكنيد كه بازيكن ديگرى براى جانشين مردان اصلى معرفى خواهد شد. در مركز دفاع مالدينى و كالادزه پا به سن گذاشته و نستا اكثراً مصدوم و «سيميچ» كم روحيه و كم اثر و تنها «بونه را» مرد آينده دارى است. «مكسى» از رم مهمترين گزينه براى مركز خط دفاع است و «تونه تو» هم باشگاهى او نيز مد نظر قرار گرفته و بايد ديد سرانجام چه بازيكنى به سن سيرو مى آيد. از «جان ترى» پس از ناكامى در فينال ليگ قهرمانان نام برده مى شود كه خريد او هزينه كلانى روى دست باشگاه مى گذارد و «لوسيو» هم بانگ جدايى از بايرن را سر داده كه آمدنش به ميلان جمع برزيلى ها را كامل مى كند. مردان فيزيكى در خط حمله «رونالدو»ى مصدوم بعيد است كه قراردادش تمديد شود. «گيلاردينو» هواى رفتن به فيورنتينا و فرار از نيمكت نشينى در ميلان را همراه با خود دارد. «پاتو» جوان و خام و اينزاگى پا به سن گذاشته و براى كل فصل مفيد نيست و تنها «كاكا» مى ماند كه مهاجم صرف نيست. شوچنكو و دروگبا از چلسى (آدبايور از آرسنال) اتوئو و رونالدينيو از بارسلونا و آدريانو از اينتر گزينه هاى مد نظر ميلانى ها هستند و همگى يك خصلت مشترك دارند. اين گروهى كه نام برديم جداى از خصلت هاى بارز در گلزنى، مردان فيزيكى و جنگنده اى هستند كه مى توانند آمادگى بدنى مردان خط حمله را افزايش دهند. ميلان خاطرات خوشى از مردان فيزيكى در خط حمله دارد و حتم بدانيد حداقل ۲ مهاجمِ از بين مردان اشاره شده را به خدمت خواهد گرفت. «شوا» و «رونالدينيو» به «سن سيرو» بسيار نزديك شده اند و بايد ديد فرد ديگر كدام مهاجمِ مطرح است تا خط حمله اى رؤيايى را در اين تيم تشكيل دهند. انقلاب عظيمى در ميلان شكل مى گيرد و چهره اى جديد از اين تيم را خواهيم ديد. هدف اول فتح اسكودتو است و گاليانى ديگر طاقت تكرار قهرمانى اينتر در سرى A را ندارد و يووه و رم هم قوى تر از قبل به دنبال اين جام هستند، ضمن اينكه پس از چندين قهرمانى در ليگ قهرمانان، جام يوفا هم هدفى ويژه تلقى مى شود. سران يوفا مى دانند حضور ميلان در دوره  نهايى اين بازى ها مى تواند موجب رونق بيشتر معتبرترين جام باشگاهى دنيا شود. ميلان با آنچلوتى يا بدون او به دنبال قدرتنمايى دوباره در عرصه اى متفاوت خواهد بود و براى نيل به اين هدف به خريدهاى بزرگ نياز دارد. به اين منظور بايد تا پايان مهلت نقل وانتقالات اروپا صبر كرد. يورو ۲۰۰۸ هم مى تواند استعدادهاى جديدى به اين گروه ثروتمند معرفى كند. پس كمى صبر كنيد تا ميلان جديد را ببينيد
غرور مهمترين مانع مورينيو
068757.jpg
چلسى تيم خوش شانسى است. نه به اين خاطر كه هرچقدر پول بخواهد دارد يا چون ستاره هاى زيادى در آن توپ مى زنند. نه! به اين خاطر كه وقتى مربى اش را بيرون مى كند لازم نيست دنبال يك جانشين بگردد. يك مربى خوب كه پيش از اين هم امتحان خود را پيش هواداران باشگاه با نتيجه خوب پس داده است. خوبى او آن است كه اين مربى به اندازه كافى استراحت كرده است و با روحيه كاملاً آماده مى تواند وارد زمين چمن استمفوردبريج شود اما همه چيز به اين راحتى ها نيست. اين چلسى بود كه به نحوى محترمانه از شر مربى، خود را خلاص كرد بنابراين دعوت دوباره خيلى هم آسان نيست. در واقع غرور مانند سد بزرگى مانع بازگشت وى مى شود و البته خوزه مورينيو هم كسى نيست كه به سادگى غرور خود را زير پا بگذارد. البته مرد پرتغالى و رومن آبراموويچ پس از آنكه رابطه كارى آنها در مستطيل سبز به پايان رسيد تلاش فراوانى براى برقرارى روابط حسنه به خرج دادند. اما بعيد به نظر مى رسد كه آقاى خاص دوباره پا به مكانى بگذارد كه زمانى از آن رانده شده بود.
از طرفى پيشنهاد اينتر نيز او را از خطر بيكارماندن به طور كامل نجات داده است. همه چيز براى پرواز مورينيو به ايتاليا آماده است و كافى است لب تر كند.مانچينى هم اكنون پس از قهرمانى ۳ اسكودتو خوشحال مى شود كه به جاى ديگرى نقل مكان كند و در فرصت هاى ديگرى وارد چالش بشود و ماسيمو موراتى رسماً به دنبال جانشين ديگرى براى وى مى گردد. كسى كه بتواند همچنان جام هاى سرى A را براى او به ارمغان بياورد و همچنين قدرت مديريت و كنترل رختكن سركش اين تيم را داشته باشد.اما مشكل اينجاست كه مانچينى هنوز باشگاه جديدى پيدا نكرده است و اخراج وى توسط موراتى هم هزينه سنگينى براى وى در برخواهد داشت و بدتر اينكه به قرارداد مربى آبى و مشكى پوشان قهرمانى در هر فصل يك سال اضافه مى شود و اين يعنى مانچينى اگر بخواهد مى تواند تا سال ۲۰۱۲ با اينتر بماند!موراتى بايد چيزى حدود ۱۶ ميليون پوند خرج كند تا بتواند مربى خود را كه ديگر تمايلى به بودنش ندارد را روانه «در» خروجى كند.البته يك راه هنوز وجود دارد. اگر ميليونر روسى او را به باشگاه خود دعوت كنداوضاع عوض مى شود و موراتى مى تواند با خيال راحت دعاى خير خود را بدرقه مربى اش بكند اما يك جاى كار اشكال دارد! آبراموويچ هيچگاه مردى را كه تنها توانسته است اينتر را تا دور يك چهارم نهايى برساند را نخواهد خواست. او كسى را لازم دارد كه بتواند كار ناتمام گرانت را به پايان برساند. بنابراين باز هم مورينيو نسبت به كانديداهاى ديگر درخشش بيشترى در نظر مرد روسى خواهد داشت. البته آبراموويچ هم مرد مغرورى است و بعيد به نظر مى رسد كه تلاشى براى بازگرداندن وى بكند اما كسى چه مى داند شايد پيشنهادى بكند كه مرد پرتغالى ياراى مقاومت در برابرش را نداشته باشد. مى خواهيد بدانيد چه پيشنهادى؟ دقيقاً معلوم نيست چه چيزى مى تواند يخ مرد پرتغالى را آب كند اما احتمالاً از آنهايى است كه فقط پولدارها بلدند ارائه بدهند.وقتى ميليونر روسى، گرانت را جايگزين مورينيو كرد. فرياد اعتراض همگان به آسمان رفت. هيچ باشگاه بزرگ ديگرى حاضر نبود به او چنين پيشنهادى را بدهد. حتى اگر مرد اسرائيلى قهرمانى ليگ قهرمانان اروپا را هم به ارمغان مى آورد باز هم هواداران چلسى او را در زمره مربيان سطح بالايى مانند فرگوسن به حساب نمى آوردند.خوب از اين حرف ها كه بگذريم شايد مورينيو باشگاه قديمى اش را ترجيح بدهد زيرا اين بار احترام و ارزش بيشترى خواهد داشت به هر حال آنها خودشان عذرش را خواستند و در نهايت با خواهش او را دوباره به خود خواندند اما شايد هم بهتر اين است كه آقاى خاص تجربيات افتخارآميزش را به عنوان يك «برنده!» در كشور ديگرى مثلاً ايتاليا ادامه دهد و بگذارد امثال ريكارد، اسكولارى و... بر سر نيمكت استمفوردبريج رقابت كننداما معلوم نيست! شايد هم مورينيو به خاطر مسائل حرفه اى غرورش را زير پا بگذارد. آبراموويچ در فوريه يك فرارى ۶۱۲ به او هديه داد كه خبر از بهبود روابط مى دهد. در نهايت مهم نيست مورينيو به كجا مى رود و يا چه كسى جانشين گرانت مى شود. به هر حال اين ۲ مرد مغرور يك كار ناتمام با يكديگر دارند.
آرامش محدود، پول نامحدود!
068754.jpg
مربيگرى در چلسى حكايت جالبى دارد. در عين حال كه شغل رؤيايى بسيارى از مربيان فوتبال است اما چراغ قرمز آنها نيز به شمار مى رود. يعنى از طرفى رؤيايى است و از سوى ديگر غير ممكن! با اين حال به راستى وسوسه برانگيز است. چه كسى دلش نمى خواهد جانشين گرانت شود؟ با به دست آوردن اين شغل شما مى توانيد با بودجه اى نامحدود و افسانه اى بهترين بازيكن دنيا را به تيم خود بياوريد. اين در حالى است كه بسيارى از آنها هم اكنون در استمفوردبريج حضور دارند و تنها كارى كه در عوض بايد انجام دهيد اين است كه با چنين تيم فوق العاده اى، فاتح جام ليگ قهرمانان و البته ليگ برتر شويد. البته از اين جا قسمت غيرممكن ماجرا شروع مى شود. از آنجايى كه باشگاه اعتقادى به دوران طولانى مدت براى رسيدن به موفقيت را ندارد فرصت شما براى اثبات خودتان تنها يك فصل است. سرالكس فرگوسن و آرسن  ونگر نمونه هاى خوبى براى اين هستند كه بفهميم امنيت شغلى و روند طولانى مدت مربيگرى چه تأثير شگرفى بر موفقيت دارد اما استمفوردبريج مانند باشگاه هاى ديگر نيست. در آنجا امنيت شغلى تنها درحالى تضمين مى شود كه هر فصل را با دست پر و جام هاى ارزشمند به پايان برسانيد. تا زمانى كه رومن آبراموويچ مالك مقر آبى هاى لندن است، اگر مربى بازنده اى بيش از يك فصل در باشگاه بماند موجب غافلگيرى و تعجب زيادى خواهد شد. گرانت مغلوب تجربه ناكافى اش در مربيگرى آن هم در سطح بالاى فوتبال حرفه اى شد. شايد خودش هم پيش از پرواز به مسكو از سرنوشتش خبر داشت، مى دانست كه فرصتش به پايان رسيده است! ثروت بى انتهاى آبراموويچ كه با روحيه تجارى او كه بر پايه سود و زيان است او را قادر مى سازد كه هر جا احساس كند مربى دارد پول او را حرام مى كند بدون در نظر گرفتن قرارداد وى، او را به مستبدانه ترين شكل ممكن اخراج كند. او براى ثروتى كه به پاى تيم  مى ريزد انتظار قهرمانى بلااستثنا در هر دوره را دارد. ميليون ها پوند براى خريد بهترين بازيكن دنياى فوتبال خرج كرده است بنابراين چرا نبايد چلسى ثروتمندش قهرمان شود؟ پاسخ بسيار ساده است: در فوتبال هيچ تضمينى وجود ندارد و همين ها باعث مى شود كه چلسى نيز به رئال مادريد ديگرى در اروپا تبديل شود. مالكان ثروتمند باشگاه ها، سرمايه گذارى هاى وحشتناكى بر روى ستارگان مى كنند و تمام مدت مشغول به خدمت گرفتن و اخراج كردن مربيان است كه باعث مى شود موفقيت هايشان هميشه مقطعى باشد. يعنى اگر در يك فصل، باشگاه كمى در ساختار دچار ضعف شود آن وقت فصل بدون قهرمانى سپرى خواهد شد و در نهايت پرسنل جديدى به روى كار خواهد آمد و شايد جام به خانه تيم بيايد اما به هر حال شرايط بشدت شكننده و نامطمئن خواهد بود. چلسى هم كم كم خودش را به همين وضعيت دچار مى كند. موفقيت هايى كه دوامى ندارد و مربيانى كه هيچ گاه در استمفوردبريج احساس امنيت نمى كنند. چلسى آبراموويچ خود را در محدوده اى پرخطر حبس كرده است. اگر كسى بگويد كه آبراموويچ شخصاً در جريانات تيمش تأثيرگذار بوده است به هيچ وجه براى كارشناسان غافلگيركننده نيست. در دنياى فوتبال، مالكان زيادى وجود داشته اند كه مستقيماً غافلگير كننده نيست. در دنياى فوتبال، مالكان زيادى وجود داشته اند كه مستقيماً به مربيان دستور مى دادند كه چه كسى را بازى بدهند يا چكار بكنند. آنها هميشه فكر مى كنند بهتر از همه مى دانند كه داستان در فوتبال از چه قرار است. تنها مربيانى مى توانند جلوى اين اظهار عقيده هاى رؤساى باشگاه را بگيرند كه ركورد قهرمانى هاى قابل توجهى داشته باشند. كسانى مثل ونگر و فرگوسن از اين دسته هستند اما اگر يك مربى نظرات رئيس باشگاهش را ناديده بگيرد و پس از آن نيز نتواند قهرمان شود كارش تمام است. گرچه گرانت حتى مرتكب اين عمل نيز نشد. به هر حال تنها كارى كه مى توان براى مربيان نگون بخت آينده چلسى كرد آرزوى خوش شانسى است. موفق باشى! بدون شك رئيس روسى ، تو را غرق پول و امكانات خواهد كرد اما مطمئن باش نمى توانى خيلى احساس راحتى كنى!
فرگوسن: گيگز مربى منچستريونايتد مى شود
068763.jpg
«الكس فرگوسن» سرمربى منچستر يونايتد گفت:«رايان گيگز بازيكن كهنه كار اين تيم پس از بازنشستگى به جمع مربيان اين باشگاه خواهد پيوست. گيگز ۱۸ سال است كه براى يونايتدها بازى مى كند و فرگوسن اعتقاد خاصى به او دارد و او را از مربيان آينده يونايتد مى داند.فرگوسن در مورد بازيكن ۳۴ ساله خود گفت: «رايان مى تواند تا ۳۸ سالگى بازى كند، فكر مى كنم وى مدت طولانى اينجا خواهد بود.»فرگوسن افزود: «رايان مشغول آموزش مربيگرى است و ما دوست داريم بازيكنان سابقمان بخشى از برنامه هاى باشگاه باقى بمانند، مانند برايان رابسون و سولشار ۲ بازيكن سابق يونايتد كه سفيران باشگاه هستند.»فرگوسن ادامه داد: هميشه گفته ام بازيكنان سابقمان كه اعتبار باشگاه هستند، بايد جزيى از آينده باشگاه باشند و مطمئنم گيگز جزئى از آن خواهد بود.
تيلور: چرا؟
گراهام تيلور، سكاندار اسبق تيم ملى انگلستان با انتقاد از فابيو كاپلو سرمربى فعلى اين تيم گفت «دن فابيو» بايد مهارت هاى ارتباطى و شيوه هاى كارى اش را بهبود بخشد. با وجود اينكه كارنامه كاپلو در سطح باشگاهى بسيار خوب است اما برخى معتقدند اين مربى ايتاليايى در سطح ملى نمى تواند موفق باشد.تيلور كه از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳ هدايت تيم ملى انگلستان را بر عهده داشته، معتقد است كاپلو بيش از هر چيز به يك سيستم و روشى نوين نيازمند خواهد بود. گراهام تيلور با اشاره به نحوه دعوت بازيكنان به تيم ملى گفت: «اگر دعوت از بازيكنان آن هم ۲ ساعت قبل از بازى درست باشد، چه برنامه آماده سازى در پيش خواهيد داشت؟ اگر بازيكنان يكديگر را نشناسند، چه برنامه اى در تمرينات پياده مى شود؟ بازيكنان چطور مى توانند در طول بازى يكديگر را پيدا كنند؟ اگر ۳۰ بازيكن به تيم ملى دعوت شدند، تكليف ۷ بازيكن اضافه چيست.»
كاپلو: چرا؟
در اين شرايط «فابيو كاپلو» مدعى شد مى تواند انگلستان را به فينال جام جهانى ۲۰۱۰ برساند. «فابيو كاپلو» از وقتى هدايت سه  شيرها را بر عهده گرفته، فقط در ۲ بازى تداركاتى روى نيمكت مربيگرى اين تيم نشسته اما به آينده تيمش بسيار خوشبين است، هر چند اين تيم تحت هدايت مك لارن نتوانست جواز حضور در رقابت هاى يورو ۲۰۰۸ را به دست آورد.كاپلو كه انگلستان را براى ۲ ديدار تداركاتى ديگر مقابل ترينيداد و توباگو و آمريكا آماده مى كند گفت: فكر مى كنم در جام جهانى ۲۰۱۰ مى توانم نتيجه اى بهتر از آنچه بابى رابسون در جام جهانى ۱۹۹۰ (حضور در نيمه نهايى) كسب كرد، بگيرم.وى افزود:«هميشه سعى كرده ام به رتبه هاى بالا دست يابم. در ميلان، يووه، رئال مادريد و رم هم همين طور بودم. نمى دانم چرا مردم فكرهاى ديگرى مى كنند!»
بوفون و توصيف يك اردوى متفاوت
«جان لوئيجى بوفون» دروازه بان تيم ملى فوتبال ايتاليا معتقد است فضاى حاكم بر اردوى لاجوردى پوشان در آستانه شروع «يورو ۲۰۰۸ » كاملا متفاوت با اردوى پيش از جام جهانى است. ايتاليا سال ۲۰۰۶ در شرايطى قدم به پيكارهاى جام جهانى گذاشت كه رسوايى، فساد و رشوه بر رقابت هاى سرى A سايه افكنده بود و يوونتوس، سنگين ترين مجازات از جمله سقوط به سرى B را تحمل كرد. بوفون گفت: «فضا كاملا متفاوت است. حمايت عمومى و احترام بيشترى به چشم مى خورد و تنها تشابه اين اردو با فضاى ۲ سال پيش، ادعاى فراوان بازيكنان مبنى بر قهرمانى است. افتخار مى كنيم احترام همگان را برانگيخته ايم. تكرار قهرمانى سال ۲۰۰۶ آسان نيست به ويژه با توجه به مسن تر شدن بازيكنان اما كاملا بديهى است كه همه خواهان موفقيت هستيم.» به گفته بوفون ديدارهاى تيم ملى ايتاليا به مسابقه شطرنج شبيه است. چون طرفين بيشتر در تلاش براى پى بردن به نقاط ضعف حريف هستند.
چلسى همچنان به دنبال كلينزمن
چلسى به صورت غير رسمى تلاش براى جلب موافقت «يورگن كلينزمن» سرمربى آتى بايرن مونيخ آلمان را آغاز كرده است. آبى پوشان كه براى اولين بار پس از سال ۲۰۰۴ اين فصل را بدون عنوان قهرمانى به پايان بردند، به جانشينى «آورام گرانت» مى انديشند.  كلينزمن حتى پس از بركنارى «خوزه مورينيو» پرتغالى در سپتامبر گذشته، كانديداى سرمربيگرى در استمفورد بريج بود و مذاكراتى بين او و «رومن آبراموويچ» مالك باشگاه انجام گرفت اما مهاجم سابق تاتنهام تاكنون پيشنهاد چلسى را رد كرد و نپذيرفت كه زير نظر گرانت كار كند. سرمربى تيم آلمان در جام جهانى ۲۰۰۶ از آن زمان مورد توجه مديران ليورپول نيز قرار داشت. به نظر مى رسد قرارداد كلينزمن با بايرن غير قابل فسخ باشد چون نمايندگان وى اعلام كرده اند او قطعا از روز اول ژوئيه كار خود را شروع مى كند..