نسخه
PDF
شماره ۴۱۲۰ - ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - - ۱ ژوئن ۲۰۰۸ 
صفحه ۵
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
مرتضى اسدى: الان زمان بهره بردارى از جايگاه صباباترى بود، نه فروش آن
بهادر عبدى: اگر مربيان پرسپوليس زودتر به من اعتماد مى كردند حالا ملى پوش بودم
پرسپوليس در فصلى كه گذشت بازيكنى را در تركيب داشت كه با جثه ريز خود، فوق العاده پرتلاش و مؤثر نشان داد. اين مهره كه توصيفش را خوانديد كسى نبود جز بهادر عبدى.
بهادر در يك نگاه
بهادر عبدى فرزند عزت الله به تاريخ ۱۰/۲/۱۳۶۱ در مجيديه تهران به دنيا آمد.او فرزند آخر يك خانواده ۹ نفرى است و ۳ خواهر و ۳ برادر دارد. وى تحصيلات خود را تا ديپلم تجربى ادامه داد و به خاطر فوتبال مجبور شد وقفه اى ۵ ساله را تحمل كند. با اين حال بر آن است به تحصيلاتش در سطح آكادميك ادامه دهد. بهادر با اينكه از بابت پيشرفت در فوتبال خوشحال است اما تنها ناكامى طى چند سال اخير را دورى از درس و كتاب مى داند.
بهادر از شروع تا امروز
فوتبال را از شهاب شميران كه در رده دسته ۲ بزرگسالان تهران بود شروع كردم. با ۱۶ سال سن عضو اصلى اين تيم بودم. بعد به تيم صنام رفتم كه در ادامه به صباباترى تغيير نام داد. براى خدمت سربازى هم به تيم «ميلاد» دفاع در دسته يك تهران پيوستم.از اين تيم بود كه با انتخاب مهدى دينورزاده راهى پاسارگاد با مديريت امير عابدينى شدم.اين را اضافه كنم كه برادر بزرگم (بهنام) چون در شهاب بازى مى كرد و سرمربى وقت آن تيم هم آقاى خرمى بود شروع فوتبالم را با شهاب شميران تجربه كردم.شايد در ابتدا به خاطر اينكه هر ۳ برادرم فوتباليست بودند به فوتبال جذب شدم اما در ادامه انگيزه هاى ديگرى در من شكل گرفت از جمله كسب شهرت كه براى يك بازيكن كم سن و سال امرى طبيعى بود.از اصل مطلب دور نشوم. در پاسارگاد به عنوان دفاع راست بازى مى كردم تا اينكه «ماريان پوشينگ» از اسلوونى به عنوان سرمربى تيم انتخاب شد.او بعد از چند بار كلنجار رفتن با من در تمرينات سرانجام تصميم گرفت مرا به عنوان مهاجم كاذب به ميدان بفرستد.در همان سال (۱۳۸۳) به عنوان هافبك هجومى ۸ گل در ليگ دسته اول و ۲ گل در جام حذفى زدم. بيش از ۱۰ پاس گل هم دادم. با انتقال مديريت عابدينى از پاسارگاد به سرخپوشان دلوار افزار من هم ترجيح دادم در اين تغيير با وى همراه شوم.همان زمان يك پيشنهاد ليگ برترى داشتم كه با صلاحديد مديرعامل به سرخپوشان پيوستم. در فصل اول (۱۳۸۴) كه فكر مى كنم به مقام چهارمى دست يافتيم، توانستم ۶ گل در ليگ و ۲ گل در جام حذفى به ثمر برسانم. تعداد زيادى هم پاس گل دادم. در پايان همان فصل يك قرارداد داخلى با پرسپوليس بستم.با اين حال به دليل اينكه باشگاه به من احتياج داشت رضايتنامه من صادر نشد. آمدن حميد عليدوستى هم مزيد
بر علت شد تا قانع به ادامه بازى در سرخپوشان دلوارافزار شوم. در فصل ۸۵ هم فقط به خاطر يك امتياز نتوانستيم به پلى آف برسيم. ۷ گل زده در ليگ دسته اول، يك گل زده در جام حذفى و بيش از ۱۰ پاس گل، كارنامه من در آن فصل بود. اين را هم اضافه  كنم كه علت اصلى آقاى گل شدن فرهاد خيرخواه (مهاجم فعلى پرسپوليس) پاس هاى من بود.
و حالا پرسپوليس
هرچند قراردادم با سرخپوشان ۳ ساله و يك فصل آن باقى مانده بود،با اين حال با پرداخت ۵۰ ميليون تومان رضايتنامه ام را دريافت كردم و قراردادم به مدت ۲ سال با پرسپوليس به ثبت رسيد. اينگونه بود كه به اوج آرزوهايم در سطح باشگاه هاى داخلى دست يافتم. البته هنوز به آرزوهايم در تيم ملى و باشگاه هاى اروپايى نرسيده ام و بايد به تلاش خود براى رسيدن به اين اهداف ادامه دهم. وقتى سن و سالم كم بود خيلى دوست داشتم در تيم محلى بازى كنم يا زمانى كه برادرهايم فوتبال بازى مى كنند من را هم با خود سر تمرين ببرند اما راستش را بخواهيد هرگز فكر نمى كردم آن قدر مجذوب توپ گرد شوم كه سر از پرسپوليس دربياورم.
يك پدر كاملاً پرسپوليسى
علت فوتبالى شدن خانواده عبدى همين آقاى عزت الله عبدى است كه پدر ۴ فوتباليست به شمار مى رود. او در جمع دوستانش به يك پرسپوليسى قديمى معروف است و هميشه در زمان بازى هاى تيم محبوبش ۲ تلويزيون روشن است. يكى براى اينكه خودش بازى را تماشا كند و يكى براى اينكه عابران پياده تماشا كنند.
فوتبال در خانواده عبدى
عزت الله عبدى هرگز در يك تيم خاص بازى نكرده، با اين حال مشوق همه فرزندانش به شمار مى رود. بهمن عبدى، كاپيتان تيم ملى جوانان ايران، شاهين، تهرانجوان و بنياد شهيد بود كه در حال حاضر ۴۶ سال سن دارد. بهروز عبدى در صنايع دفاع كاپيتان بود، يك دوره هم به پرسپوليس پيوست (۱۳۶۴) و اين روزها با ۴۰ سال سن يك بازيكن بازنشسته محسوب مى شود. بهنام عبدى در بانك ملى، شاهين و تيم هاى ملى نوجوانان و جوانان و همين طور شهاب شميران توپ زده و با ۳۹ سال سن ديگر به فوتبال فكر نمى كند.بهادر مى گويد هرچند در پرسپوليس عضويت دارم و با اين تيم راهى ليگ قهرمانان آسيا خواهم شد اما هنوز خود را از نظر كسب افتخارات در فوتبال بالاتر از برادرانم نمى دانم و تا روزى كه فيكس پرسپوليس و تيم ملى نشوم، براى اين ۳ عزيز دوست داشتنى كُرى نمى خوانم.
علايق شخصى
اگر فوتباليست نمى شدم به طور حتم شغل پدرم يعنى فروش لوازم خانگى را دنبال مى كردم.زياد به استخر و سينما مى روم. در دار دنيا هم فقط يك رفيق به نام ابوالفضل فتاحى دارم. علت انتخاب وى هم به خاطر صداقت و يكرنگى است. در كل آدمى نيستم كه زياد با ديگران بجوشم و اعتراف مى كنم از روابط عمومى خوبى برخوردار نيستم.
الگوها
وحيد هاشميان را خيلى دوست دارم. او به واسطه استقلال و پرسپوليس به جايى نرسيد بلكه به واسطه همت خود توانست در تيم ملى مطرح شود و سر از تيم هاى بزرگ اروپايى در بياورد. وحيد به واسطه تلاش خود به تمام آرزوهايش دست يافته است. كريم باقرى از نظر فنى واقعاً يك بازيكن بى نظير است. تا وقتى به پرسپوليس نيامده بودم فوتبال او را فقط از طريق تلويزيون دنبال مى كردم. وقتى پرسپوليسى شدم و از نزديك با تمرينات و زندگى شخصى او آشنايى پيدا كردم، فهميدم يك استثناست. او از هر نظر يك انسان سالم و شريف است. كاپيتان كريم را فقط مى توانم با استيون جرارد ليورپول مقايسه كنم. در زمين يك مهره كارآمد و قلدر و از نظر هدايت گرى هم يك كاپيتان كامل و قدرتمند است. كاپيتانى به محبوبيت وى نديده ام. همواره در زمان تمرين تلاش فراوانى مى كنم به همين خاطر آقا كريم هميشه تشويقم مى كند. او حتى يك اسم جالب (نمى گويم) برايم انتخاب كرده و هرگاه كار خاصى انجام مى دهم با آن اسم تشويقم مى كند. ديگر اينكه عليرضا نيكبخت هميشه از من گله دارد آن هم به خاطر اينكه در تمرينات زياد سر به سرش مى گذارم و به پايش مى پيچم. او مى گويد هرگز دوست ندارد من در تيم رقيب و مقابل وى بازى كنم.
علت نوسان عبدى
در نيم فصل اول به خاطر ورود به يك تيم بزرگ استرس داشتم و به همين دليل ۴ ، ۵ هفته طول كشيد تا به خودباورى برسم. با اين حال تعويض اول تيم لقب گرفتم. در ادامه به خاطر اعتقاد كادر فنى براى بازى در دفاع راست جانشين شيث رضايى شدم و توانستم تا حدودى در تيم فيكس شوم. از اواسط نيم فصل دوم به عنوان هافبك نفوذى كه تخصص اصلى ام بود بازى كردم و يك پاس گل هم به محسن خليلى در بازى با شيرين فراز دادم. اگر كادر فنى از ابتدا چنين فرصتى را در اختيار من قرار مى داد، به طور حتم بيشتر مى توانستم خود را مطرح كنم و امكان داشت حتى ملى پوش شوم.
تيم ملى دير نشده
خيلى از بازيكنان مثل غلامرضا عنايتى، محسن خليلى و... هستند كه در سنين ۲۶ ، ۲۷ سالگى ملى پوش شده اند پس من هم مى توانم به ملى پوش شدن اميدوار باشم.
خاطرات بد= تجربيات گرانبها
فشار در پرسپوليس خردكننده است. حتى برخى نشريات گاهى به صورت مغرضانه نقدهايى مى نويسند كه آزاردهنده است. به هر حال خوشحالم كه همه اين خاطرات بد در فصل اول رقم خوردند و تجربيات خوبى را كسب كردم. به طور حتم اين تجربيات در ادامه باعث خواهد شد با خيالى آسوده و اعصابى آرام به حضورم در پرسپوليس استمرار بخشم.بازى در تيم هاى بزرگ و موفقيت در آنها فقط به واسطه تمرين زياد ميسر نمى شود بلكه بايد از نظر روانى هم قوى بود و از حاشيه ها دورى كرد. بايد با انتقادات حتى منفى و غيرواقعى برخى نشريات كنار آمد و از كوره در نرفت. در اين صورت است كه مى توان در تيم قدرتمندى مانند پرسپوليس نفس كشيد و موفق شد.
تشكر از كاشانى
در تيمى كه قهرمان ليگ برتر شد خيلى ها زحمت كشيدند اما قدرنشناسى است اگر از حاج حبيب كاشانى به عنوان مؤثرترين فردى كه تيم را قهرمان كرد نام نبرم .
مرتضى اسدى: الان زمان بهره بردارى از جايگاه صباباترى بود، نه فروش آن
به خدا قسم من عليه تيم ملى مصاحبه نكردم
«مرتضى اسدى »بازيكن جوان تيم صباباترى پس از چند جلسه تمرين با تيم ملى از ليست خط خورد و در مطبوعات اعلام كرد دايى اصلاً او را نمى شناخت اما باور اين حرف از اسدى كه زمانى همبازى دايى در صباباترى بوده و ۴ بار با پيراهن صباباترى مقابل سايپا يعنى تيم على دايى ايستاده كمى سخت بود.به همين بهانه با مرتضى اسدى همصحبت شديم كه در ذيل مى خوانيد:
• جريان چيست آيا واقعاً اين حرف هاى شما بود كه در روزنامه ها چاپ شد؟
- من مصاحبه كردم اما نصف حرف هايى كه نوشتند دروغ است. به جامعه مطبوعات احترام مى گذارم اما آن حرف ها را من نزده بودم. دايى همبازى و كاپيتان من بوده و در طول ليگ مقابل شاگردان او بازى كردم، پس نمى توانم ادعا كنم دايى پست مرا نمى دانست . احساس مى كنم دايى قصد داشت مرا در پست هاى ديگر امتحان كند و به همين خاطر خط خوردم.
• پس با تيم ملى مشكلى ندارى؟
- آخر كجاى دنيا ديديد كه بازيكن با تيم ملى كشورش مشكل داشته باشد. بعضى ها واقعاً بى انصافى كرده بودند و از قول من نوشتند پيراهن تيم ملى تا اين حد ارزش ندارد. به خدا قسم من اين حرف را نزدم. پوشيدن پيراهن تيم ملى براى من افتخار بزرگى است و حضور در جمع ذخيره ها هم براى من افتخار است. من از على دايى براى دعوت كردنم تشكر مى كنم و اميدوارم لياقت حضور در ليست بعدى را داشته باشم.
• از صباباترى بگو؟
- واقعاً متأسفم. باور كنيد ۳۴ بازى ليگ و ساير بازى هايى كه دوستانه يا در قالب جام حذفى انجام داديم آنقدر ما را خسته  نكرد كه اين روزها خبر فروش صباباترى ناراحت و خسته مان كرده است. ما فصل خوبى را پشت سر گذاشتيم. اگرچه بعضى ها مى خواستند در جريان تغييراتى كه در اين تيم ايجاد شد سنگ سر راه صباباترى قرار دهند اما در مجموع صباباترى خيلى خوب كار كرد و تا يك هفته مانده به آخر مدعى قهرمانى بود.
• پس با اين حساب هنوز تكليفت براى فصل جديد روشن نيست؟
- از چند تيم ليگ برترى پيشنهاد داشتم و قراردادم با تيم صباباترى نيز مشروط است. شرط اين بوده كه در صورت رضايت طرفين قراردادم يك سال ديگر تمديد شود و به همين دليل مى توانم از صبا جدا شوم.
• صباباترى سهميه آسيا را كسب كرده. آيا فروش تيم در چنين موقعيتى درست بود؟
- مسلماً نه. تيم ما كم زحمت نكشيد و در طول اين چند سال يكى از مدعيان قهرمانى بود. صبا خيلى زود شخصيت بين المللى بودن را پيدا كرد و حالا كه بايد از اين جايگاه استفاده كرد، متأسفانه تصميم به فروش آن دارند. اميدوارم اين مشكل به هر طريقى كه هست حل شود و كسانى مسئوليت صباباترى را به عهده بگيرند كه باعث پيشرفت اين تيم شوند. صباباترى يكى از بهترين تيم هاى ايران است و متلاشى كردن اين تيم به طور حتم سودى براى فوتبال ايران نخواهد داشت.
• بازى با امارات را چطور مى بينى؟
- بازى مهمى است اما نبايد آن را بازى سختى دانست. فوتبال اعراب پيشرفت خوبى كرده اما باز هم احساس مى كنم فوتبال ايران يك سر و گردن از فوتبال آنها بالاتر است. اگر حريف را دست كم نگيريم و از پيش بازنده ندانيم، مى توانيم با يك بازى ساده حريف را با نتيجه پرگل شكست دهيم. تيم ما بازيكنانى مانند كريمى، نكونام و تيموريان را دارد كه در سطح اول اروپا بازى كرده اند اما اماراتى ها از داشتن چنين پتانسيلى محرومند و براى همين براى رسيدن به پيروزى فقط بايد يك بازى ساده انجام دهند.
جشن تولدت مبارك استقلال
۱- دستت طلا وحيد. كارت عالى بود. سومين برد با پنالتى را هم براى استقلال كسب كردى. اين هم معرفت تو بود كه با وجود تمام آن حرف و حديث هاى اول فصل و اذيت و آزارها پاى تيمت ايستادى و آن را تا فينال بالا آوردى. ۳ بار با پنالتى تيمت را مرحله به مرحله بالا آوردى؛مقابل ذوب آهن، راه آهن و فولاد. اگر تيم در فينال هم با دستان تو قهرمان شود، ركورد مى زنى.
۲- استقلال با سومين مربى خود راهى فينال شد. جالب اينجاست كه استقلال، جام حذفى را با ناصر حجازى و پيروزى ۵ بر ۳ بر تربيت يزد آغاز كرد، با فيروز كريمى و پيروزى در ۲بازى مقابل ذوب آهن و راه آهن ادامه داد و با امير قلعه نويى به فينال رسيد. ۳ مربى براى ۴ بازى. جالب نيست؟!
۳- استقلال حالا در فينال است. قهرمان كه بشود دنيا عجب جاى محشرى شود براى فوتبالدوستان ايرانى. اولين بار در سال هاى اخير است كه استقلال و پرسپوليس با هم راهى آسيا مى شوند. روزگارى قرار گذاشته شد كه استقلال و پرسپوليس ديگر قهرمان نشوند تا تيم هاى صنعتى در سراسر كشور وارد گود رقابت شوند و فوتبال پيشرفت كند!
جام قهرمانى ليگ برتر با همين انديشه راهى تور دور ايران شد. از اهواز تا اصفهان جام گشت و گشت و فوتبال، كم تماشاگر و كم تماشاگرتر شد. حالا به استقلال و پرسپوليس التماس مى كنند براى قهرمانى. التماس مى كنند و بفرما مى زنند كه بياييد و قهرمان شويد كه ورزشگاه دوباره پر شود. اگر استقلال قهرمان شود، غير از هواداران اين تيم ديگران هم خوشحال مى شوند. ديگرانى كه روزگارى از همين قهرمانى ها ناراحت مى شدند. دنيا را مى بينيد؟
۴- استقلال نصفه و نيمه اى كه در ليگ تا رده سيزدهم جدول سقوط كرده بود، استقلالى كه بازيكنانش جان دويدن نداشتند و در خانه هم به اين و آن مى باختند، عصر پنجشنبه دوباره در اهواز جشن تولد گرفت. جشن تولد تيمى كه مرده يافته بوديمش. استقلال در اهواز و در گرماى خرماپزان، از حريفش پيش افتاد و بعد از دريافت گل تساوى ۱۲۰ دقيقه جنگيد. ۱۲۰ دقيقه جنگيدن در اهواز را از تيمى ديده بوديم كه در خانه به عدد ۶۰ كه مى رسيد، نفسش در نمى آمد. اين معجزه ناشى از حضور امير بود يا غيبت فيروز كريمى هم در آن نقش داشت؟
۵- و حالا امير قلعه نويى قول قهرمانى داده. قولى كه حتى اگر عملى هم نشود، نبايد با بى مهرى مواجه گردد. همين كه قلعه نويى عزت را به اين تيم برگردانده خودش خيلى است. اگر جام هم به دست نيايد، با عزت همراه بوده. نايب قهرمانى با عزت را با سيزدهمى با ذلت نمى توان مقايسه كرد. امير اما مصمم است كه جام بگيرد. او جام مى خواهد تا يك بار ديگر آسيا را به استقلال باز گرداند. شايد امير به اندازه يك آسيا خودش را به هواداران استقلال بدهكار مى داند. كسى چه مى داند؟!
كاشانى براى سرمربيگرى استيلى شرط گذاشت
شنيديم حبيب كاشانى همچنان روى سرمربيگرى استيلى نظر مساعد دارد و كمافى السابق روى اين موضوع پافشارى مى كند. اما طبق شنيده ها مديرعامل باشگاه پرسپوليس يك شرط را پيش پاى حميد قرار داده. وى از استيلى خواسته روابط خود را با مشاورانى كه در سطح وى و پرسپوليس نيستند كاملاً قطع كند. كاشانى از اين واهمه دارد كه مشاوران يادشده در صورت سرمربى شدن حميد، اين مربى و پرسپوليس را بيش از فصل گذشته دچار حاشيه كنند و در نتيجه مديريت وى را زير سؤال ببرند. مديرعامل براى گريز از اين مشكل احتمالى، شرطى كه اشاره شد را براى استيلى تعيين كرده است.
محمدپروين: كاظمى مى گويد بگو سر زن هستم
محمد پروين در مصاحبه اى تلويزيونى گفت اگر فرهاد كاظمى از نظر روحى - روانى به فريادمان نمى رسيد، بعيد بود به مرحله پلى آف صعود كنيم. وى كه آقاى گل ليگ دسته اول است، گفت: «ما فرازونشيب بسيارى داشتيم اما در نهايت به پلى آف صعود كرديم و اميدواريم با غلبه بر سپاهان نوين جواز حضور در ليگ حرفه اى را بگيريم.» پروين افزود: «پدرم هميشه نقاط ضعف مرا گوشزد مى كند و مى گويد خيلى كم ميدوى! من هم سعى مى كنم به فرامين ايشان گوش كنم تا فوتبالم پيشرفت كند. زمان يونگ با او كمى مشكل داشتم و پدرم هم اين مربى هلندى را قبول نداشت اما پدرم با آقاى كاظمى هماهنگ تر است و من هم با اين مربى بهتر كار مى كنم.» پروين در پايان گفت: «سرزن نيستم اما آقاى كاظمى هميشه مى گويد بگو هستم!»
براى استقلال پگاه بهتر از برق شيراز است
اين درست كه استقلال در دور برگشت ليگ ۴ بر يك به پگاه باخت اما فراموش نكنيم كه آنها بازى رفت را يك بر صفر در رشت برده بودند و از آن مهمتر آنكه اگر دوباره با پگاه روبرو شوند، انگيزه انتقام گرفتن دارند و مى خواهند حداقل به هوادارانشان ثابت كنند آن شكست ۴ بر يك اتفاقى بوده است. البته پگاه اين روزها شرايط روحى خوبى دارد و امروز هم ميزبان برق شيراز است اما به هر حال استقلال چون انگيزه انتقامى دارد، بدش نمى آيد با نماينده فوتبال گيلان بازى كند. از طرفى برق شيراز در ديدار با پرسپوليس (يك بر يك) نشان داد يك تيم آماده و سرحال و البته غير قابل پيش بينى است. استقلال در دور برگشت ليگ، برق را ۴ بر۲ در تهران شكست داد اما در شيراز جدال ۲ تيم به تساوى يك بر يك انجاميد. البته برق اواخر ليگ به مراتب بهتر كار  كرد و نتايج مطلوبى هم گرفت.
دنيزلى شانسى ندارد
در اخبار آمده بود يكى از مربيان مورد نظر پرسپوليس ،مصطفى دنيزلى است! خوب به خاطر داريم كه استقلالى ها هم اسم دنيزلى را علم كردند تا بلكه ... اما از مدت ها قبل با قلعه نويى تمام كرده بودند. در پرسپوليس هم شك نكنيد خبرى از دنيزلى نخواهد شد. هرچند شنيديم برخى از نزديكان باشگاه با اطرافيان دنيزلى تماس گرفته و از او پاسخ منفى شنيده اند اما به هر حال بايد كار استيلى را تمام شده دانست، مگر اينكه يكى، دو نفر از اعضاى هيأت مديره با اين مسأله مخالفت كنند. دنيزلى در زمان حضور در پرسپوليس بد كار نكرد اما نتيجه نگرفت. تيم او خوب بازى مى كرد اما نتيجه گرا نبود. در مورد اين مربى بد نيست بدانيد برادر بزرگش سرطان دارد و آقا مصطفى اين روزها بشدت درگير اين موضوع است. موضوعى كه حسابى او را رنج مى دهد و مانع از كار كردنش در خارج از تركيه مى شود.
مصاحبه مطبوعاتى قلعه نويى بعد از فينال
«امير قلعه نويى» سرمربى استقلال هنوز حاضر به حضور در مصاحبه مطبوعاتى نشده است.وى كه قرار بود در اين هفته مصاحبه مطبوعاتى خود را برگزار كند، از مسئولان استقلال خواسته براى حفظ آرامش و دور شدن استقلال از حاشيه هاى احتمالى، اين مصاحبه بعد از فينال برگزار شود. البته اميدواريم سرمربى استقلال اگر تيم بازنده فينال هم بود در اين مصاحبه شركت كند و از پاسخگويى به سؤالات طفره نرود.
استقلال ۳۰۰ ميليون تومان از سازمان مى گيرد
مسئولان سازمان تربيت بدنى به زودى مبلغ ۳۰۰ ميليون تومان در اختيار باشگاه استقلال قرار مى دهند.قرار است هيأت مديره استقلال پيش از تصويب بودجه فصل جديد اين مبلغ را دريافت كند تا به اين ترتيب قسمتى از طلب هاى فصل جارى را به بازيكنانش بپردازد.
اشك هاى محمد نوازى ...
محمد نوازى بعد از هدر دادن پنالتى مقابل فولاد بشدت ناراحت بود اما بعد از پيروزى استقلال در ضربات پنالتى، از شدت خوشحالى اشك مى ريخت. وى در اين مورد گفت: «اين، هم اشك شادى است و هم اشك ناراحتى. من پنالتى خود را خراب كردم اما بسيار خوشحالم كه استقلال پيروز شد و به فينال جام حذفى رفت. انشاءالله در ديدار فينال هم با حمايت هواداران خوبمان پيروز مى شويم و به آسيا مى رويم.»
تشكيل ستاد ويژه براى حضور استقلال در آسيا
تشكيل ستاد ويژه بازى هاى آسيايى در دستور كار هيأت مديره استقلال قرار دارد. به گفته يكى از مسئولان استقلال، اين باشگاه قصد دارد بعد از مسجل شدن قهرمانى استقلال، ستاد ويژه اى را براى رسيدگى به اين موضوع تشكيل داده و اين ستاد مسئوليت كامل هماهنگى و حل مشكلات استقلال در بازى هاى ليگ قهرمانان آسيا را به عهده بگيرد. ناگفته نماند در زمان مديريت قبلى نيز چنين ستادى تشكيل شد اما در نهايت به خاطر عدم ارسال به موقع فكس اسامى بازيكنان، استقلال با همه ستادبندى هايش از حضور در آسيا محروم شد. حالا بايد ديد اين ستاد اين بار براى استقلال خير خواهد داشت يا نه.