نسخه
PDF
شماره ۴۱۲۵ - ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ - - ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸ 
صفحه ۵
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
اگر جام مى خواهند كه حتماً مى خواهند...
امان از سانترهاى چشم بسته
اگر جام مى خواهند كه حتماً مى خواهند...
تيم دست نشان بايد در تهران هم گل بزند
پگاه در ادامه روند مثبت نتايج خود استقلال را در رشت هم شكست داد تا به كسب اولين جام تاريخ حياتش اميدوار شود. آنها در بازى رفت نبايد گل مى خوردند كه نخوردند. پگاه يك گل قشنگ هم به استقلال زد؛ گلى كه توسط يك استقلالى سابق به ثمر رسيد و در نهايت مى تواند باعث برپايى جشن قهرمانى رشتى ها شود . با اين حال اعتقاد راسخ داريم كه پگاه براى قهرمانى بايد در تهران هم گل بزند. اگر آنها يك گل وارد دروازه طالب لو كنند، استقلال بايد ۳ گل بزند كه اين مسأله دور از تصور است. با اين وضعيت دفاع استقلال، گلزنى پگاه در آزادى هم دور از انتظار نيست. به هر حال آنها تيمى هستند كه به همين استقلال در تهران ۴ گل زده بودند و اتفاقاً از همان روز هم بود كه فرار بزرگ را آغاز كردند.
***
استقلال در رشت خوب بازى نكرد. اينكه قلعه نويى مى گويد بايد مى برديم فقط يك ساده انگارى و يك توجيه است. استقلال اگر خوش شانس نبود، حداقل در رشت ۳ گل مى خورد. هر چند آنها هم ۲ ، ۳ فرصت طلايى براى گلزنى داشتند، با اين حال در نيمه دوم كه موسوم به نيمه مربيان است، اين پگاه بود كه بازى بهترى انجام داد و تيم برتر ميدان بود. آنها اگر جام حذفى را مى خواهند (كه حتماً مى خواهند) بايد در تهران هم دروازه  استقلال را باز كنند. در اين راه حتى دوباره مى توان به كاشته هاى گيلائورى - كه خيلى خوب كاشته مى زند - اميد بست.
امان از سانترهاى چشم بسته
استقلال در رشت «ژنرال» نداشت
استقلال نمى تواند به بهانه اينكه مجتبى جبارى را نداشت باخت رشت را توجيه كند. تيمى كه اين همه پول بازيكن مى دهد و اين همه ستاره دارد، نبايد متكى به يك بازيكن خاص باشد. اينكه بگوييم چون جبارى نبود استقلال باخت، فقط يك توجيه است. همين جبارى در بازى ۴ بر يك استقلال و پگاه ( در ليگ) يك گل به خودى زده بود و كلاً فصل چندان موفقى را سپرى نكرد. از طرفى استقلال مى توانست با جابجايى مهره ها خلأ جبارى را پر كند اما به نظر مى رسيد آنها در رشت چيزى به نام هافبك ندارند چون همه مدافعان از جلوى دروازه خودشان، توپ ها را بلند روى دروازه مى فرستادند تا بلكه فرجى حاصل شود و... آبى پوشان به واقع در رشت ژنرال نداشتند.
دليل استفاده از نوازى و عليزاده
استفاده از عليزاده و نوازى در تركيب اصلى نشان مى داد قلعه نويى به دنبال زدن گل از طريق اوت دستى، سانتر از جناحين و ... است، در حالى كه مدافعان و سنگربان پگاه اكثر ضربات اول را مى زدند و خيلى بعيد به نظر مى رسيد استقلال از راه هوا بتواند دروازه اين تيم را باز كند. آنها مى توانستند از عمق دفاعى پگاه خطرات جدى ترى را روى دروازه اين تيم ايجاد كنند و حداقل يك گل در رشت بزنند تا بازى برگشت را با اميدوارى بيشترى دنبال كنند. استقلال البته هنوز هم نااميد نيست اما اگر قرار باشد در تهران هم مثل رشت بازى كند، مسلماً فرجى  حاصل نمى شود و چه بسا مثل جام حذفى ۸۲ جام را در خود تهران و مقابل تماشاگران خودى از دست بدهد.
زور تماشاگر
استقلال در رشت خوب بازى نكرد و استراتژى خاصى نداشت. آنها براى اينكه قهرمان شوند، اولاً نياز شديدى به حمايت تماشاگرانشان دارند و درثانى حتماً بايد شكل و شمايل بازى خود را در تهران عوض كنند. پگاه همان تيمى است كه در آزادى ۴ گل به استقلال زد و طبعاً بازهم مى تواند در تهران دروازه اين تيم را باز كند. اگر شاگردان دست نشان در آزادى يك گل بزنند، استقلال بايد ۳ گل بزند چرا كه در صورت پيروزى ۲ بر يك استقلال هم پگاه قهرمان مى شود و اين مسأله دشوارى بازى برگشت را براى استقلالى ها بيشتر و بيشتر مى كند. پگاه در نيمه دوم بازى عصر دوشنبه حتى مى توانست گل هاى دوم و سوم را به استقلال بزند اما طالب لو مانع از انجام اين كار شد. چنين تيمى قطعاً در آزادى هم براى شاگردان اميرقلعه نويى خطرناك خواهد بود.
نقطه تاريك كار استقلال
در دقيقه ۶۰ بازى پگاه و استقلال درگيرى طالب لو با يوسفى نقطه تاريك اين ديدار بود. متأسفانه مد ت  هاست در تيم استقلال دوستى و اتحاد وجود ندارد و اين مسأله در ليگ هم به اين تيم ضربه زد. برخى از بازيكنان استقلال قبل از بازى با پگاه به جاى اينكه به فكر فينال جام حذفى باشند، مدام عليه مربيان سابق تيمشان مصاحبه مى كردند. همين نفرات در ميدان رشت هم بازى ضعيفى ارائه دادند تا ثابت شود همه هنرشان در صفحات روزنامه ها ديده مى شود نه در مستطيل سبز. قلعه نويى اگر مى خواهد فصل آينده اين استقلال را درست كند، حتماً بايد مسائل حاشيه اى را از بين ببرد وگرنه اميدى به آينده نخواهد داشت. يك بازيكن بايد بداند نبايد پاى خود را از گليمش درازتر كند اما در استقلال مدت هاست برخى، زيادى احساس قدرت مى كنند!
نيكبخت سردمدار حمايت از استيلى
نيكبخت كه يكى از مؤثر ترين بازيكنان پرسپوليس بود چندى قبل گفته بود قطبى بايد مى رفتو من خوشحالم كه او رفت و من ماندم! او حتماً بايد بداند مردم و روزنامه نگاران حافظه خيلى خوبى دارند و در پايان فصل آينده هرگز اين حرف هاى او را فراموش نمى كنند چرا كه به هر حال قطبى محبوبيت خاصى در ميان هواداران پرتعداد پرسپوليس پيدا كرده بود. نيكبخت در طول فصل هم بيشتر از اندازه يك بازيكن مصاحبه مى كرد و حرف هايى مى زد كه ربطى به او نداشت. او درست در هفته هاى پنجم و ششم ليگ بود كه در مصاحبه با شبكه تهران، ۴۵ دقيقه از حميد استيلى تعريف و تمجيد كرد اما اسمى از قطبى نياورد. در طول فصل هم زور هيچ كس (از جمله كاشانى) به او نرسيد و در نهايت كار به اينجا كشيد كه نيكبخت بگويد خوشحالم كه قطبى رفت و من ماندم! قطبى درست يا غلط از پرسپوليس رفت اما رسم معرفت حكم مى كرد كه حداقل حرمت او را حفظ مى كردند و به خاطر آن جامى كه براى پرسپوليس به دست آورد، بدش را نمى گفتند. اينك نيكبخت، شيث و مامانى و... مى خواهند خوشحالى كنند، حق طبيعى آنهاست اما اين مسأله نبايد علنى و رسانه اى شود چون به هرحال مردم قطبى را دوست دارند. نيكبخت اگر پرسپوليسى بود، به خاطر ميليون ها هوادار اين تيم هم كه شده لااقل خوشحالى اش را پنهان مى كرد و نمى گفت خوشحالم كه او رفته و من مانده ام! نيكبخت بايد بداند تحت هر شرايطى يك بازيكن است. او هر چقدر محبوب باشد، محبوب تر از قطبى نيست.
منصوريان در بازى برگشت بازى مى كند؟!
مد ت هاست بحث خداحافظى عليرضا منصوريان از فوتبال مطرح مى شود اما قلعه نويى نه در بازى با فولاد به او ميدان داد و نه در بازى با پگاه. با اين حال دوشنبه آينده روز خداحافظى شماره ۱۰ محبوب سكوها از فوتبال است و بايد ديد آيا قلعه نويى بالاخره دلش مى آيد به كاپيتان استقلال بازى بدهد يا نه؟ آنچه مسلم است منصوريان حداقل بايد ۱۰ دقيقه بازى كند تا بتواند از ميادين فوتبال خداحافظى نمايد. اگر قرار باشد او در تركيب استقلال به ميدان نرود، مسلماً بازى خداحافظى اش معنى و مفهوم خود را از دست خواهد داد. استقلالى ها قصد دارند به جاى منصوريان در فصل آينده هافبك هايى چون حسين كاظمى و مازيار زارع را جذب كنند.
وقتى در حد پيراهن تيمشان نيستند!
باز هم مهاجمان استقلال مردود شدند
امير قلعه نويى كه گفته بود در رشت با ۳ مهاجم بازى مى كنيم، در نيمه اول فرهاد مجيدى را به جاى جبارى در خط ميانى قرار داد و در ابتداى نيمه دوم هم او را تعويض كرد. از آن سو انتخاب زوج عليزاده و بياتى نيا كه براى اولين بار در تمام عمرشان كنار هم بازى مى كردند، يك تصميم عجيب بود و خود قلعه نويى با تعويض بياتى نيا به اين اشتباه اعتراف كرد اما عليزاده هم يكى از ضعيف ترين بازيكنان زمين بود و بعد از او آرش برهانى هم براى چندمين بار نشان داد مثل اكثر مهاجمان تيمش در حد و اندازه هاى استقلال نيست.شايد بايد به استقلالى ها حق داد كه از همين حالا به دنبال جذب مهاجمى چون صابر ميرقربانى باشند چرا كه مهاجمان فعلى اين تيم امتحان خود را در ليگ پس داده اند و مقابل پگاه هم كه استقلال نياز شديدى به گل داشت، نمره قبولى نگرفتند. حالا بايد ديد آيا اين گل نزنان بزرگ مى توانند لااقل در تهران و مقابل صد هزار تماشاگر، استقلال را به آرزوى بزرگ خود كه همانا فتح جام حذفى است برسانند يا نه؟
سطح توقعات را پايين نبريد
پيروزى بر امارات هم پاداش دارد؟
در اخبار آمده بود مسئولان فدراسيون فوتبال بعد از پيروزى تيم ملى مقابل امارات به هر ملى پوش ۱۸۰۰ درهم پاداش داده اند. اين خبر در لابه لاى خبرهاى داغ سفر تيم ملى به العين گم شد اما سؤال اينجاست كه آيا واقعاً پيروزى مقابل تيمى چون امارات پاداش دارد؟ آيا قرار نبود ما امارات را هم ببريم؟ بعد از اين بازى برونو متسوى فرانسوى در مصاحبه اى با روزنامه هاى اماراتى گفت:«ما هميشه به ايران باخته ايم و معمولاً خيلى راحت هم باخته ايم اما من خوشحالم كه اين بار ۲ بازى نزديك را مقابل اين تيم انجام داديم.» در واقع خود اماراتى ها هم مى دانند هميشه مقابل ما بازنده اند اما معلوم نيست چرا فدراسيونى ها بايد براى يك پيروزى معمولى ۱۸۰۰ درهم پاداش در نظر بگيرند و اينگونه سطح توقعات ملى پوشان را پايين بياورند.