|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چند پيشنهاد براى آقاى كاشانى
كوروش برمك
|
|
نامش نه، اما
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
روزهاى سخت حاج حبيب
|
|
|
فصل گذشته فصل سخت و پرتنشى براى پرسپوليس بود. فصلى كه از هر سو حاشيه به سوى تيم روانه بود اما يك مدير غير ورزشى و سياسى كه در بدو ورود آنقدرها هم محبوب نبود توانست به همراه ديگر عوامل اجرايى به خوبى از پس مشكلات برآمده و پرسپوليس را از سكوى قهرمانى بالا ببرد. همان اوايل فصل بود كه هواداران متوجه شدند حبيب كاشانى مى خواهد براى پرسپوليس مقام بياورد چرا كه از جذب ستاره ها در ابتداى فصل مى شد متوجه دلسوزى هاى كاشانى براى باشگاه شد. كاشانى سهم بزرگى در قهرمانى پرسپوليس داشت و شايد بيشتر از ۵ ، ۶ مديرى كه طى يكى، ۲ سال گذشته بر صندلى مديريت باشگاه تكيه زده بودند براى تيم كار كرده است. البته حبيب كاشانى كه حتى قلبش را براى تيم گذاشته بود كارش هنوز تمام نشده چرا كه او براى بستن تيمى مقتدر براى فرستادن به ليگ برتر و مهمتر از آن جام باشگاه هاى آسيا كار سختى پيش رو دارد. پس كاملاً طبيعى است كه حاج حبيب كارش از گذشته سخت تر باشد. كاشانى روزهاى سختى را مى گذراند از طرفى او تنهاست و به تنهايى تمام بار مشكلات و رتق و فتق كارها را برعهده دارد و از سوى ديگر انبوهى از كارهاست كه بايد انجام شود. فراموش نكنيد كه حاج حبيب انواع و اقسام جلسات را نيز تاكنون با سرمربى و مربيان و بازيكنان پشت سر گذاشته. هرچند اكثر اين جلسات نتيجه اى در برنداشته و بيشتر وقت تلف كردن بود. حال اين موارد را هم به دردسرهاى آقاى مديرعامل اضافه كنيد: پاسخگويى به خبرنگاران، دادن گزارش عملكرد به اعضاى هيأت مديره، پيگيرى كارهاى سفر به آمريكا و كانادا، بررسى پيشنهادات باشگاه هاى مختلف در مورد تورنمنت هاى گوناگون، رفت و آمد به سازمان و مذاكره براى اخذ بودجه بيشتر براى فصل بعد مطالعه اساسنامه جديد، پيگيرى اخبار روز فوتبال، حضور در جلسات شوراى شهر تهران، تحقيق درخصوص بستن قرارداد با اسپانسرهاى فصل آينده، برنامه ريزى جهت برگزارى جشن قهرمانى با حضور هواداران، هماهنگى براى دادن جوايز به بازيكنان تيم قهرمان و...همانطور كه مى بينيد دور و بر حاج حبيب حسابى شلوغ است و حق دارد كه كمتر مصاحبه هاى رنگارنگ كند. به هر حال به مديرعامل پركار و خستگى ناپذير تيم قهرمان ليگ برتر يك خسته نباشيد مى گوييم و به وى توصيه مى كنيم همواره قرص هاى زير زبانى قلبش(همان قرص هاى قرمز رنگ!) را همراه داشته باشد، اينطور بهتر و مطمئن تر است!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
كم تجربگى پاشنه آشيل پرسپوليس
|
|
|
پرسپوليس بعد از ۶ سال جام قهرمانى را بالاى سر برد و خوشى آنهايى را كه از حكم فيفا عليه پرسپوليس جشن گرفته بودند به ناخوشى تبديل كرد اما قطعاً اين جشن پايان آرزوهاى پرسپوليس نبود و بلكه آغاز راه رسيدن به رؤيايى بزرگ اما نه غيرمحال به نام قهرمانى آسيا بود. قهرمانى پرسپوليس اگرچه به نام افشين قطبى تمام شد اما آنچه كه نگران كننده است تصميماتى است كه اين روزها حبيب كاشانى مديرعامل پرسپوليس مدعى انجام دادن آن است. پرسپوليس پيش از شروع فصل دوران بدنسازى و آمادگى خود را با حميد استيلى گذراند و از هر لحاظ آماده شد و بعد به دست مربى سپرده شد كه مارك ايرانى داشت و ايده هايى آشنا با فوتبال مدرن. پرسپوليس استيلى را افشين قطبى با همه بدشانسى ها، توانايى ها و خوش شانسى هايش قهرمان كرد و حالا مردم نگران هستند كه براى پرسپوليس قهرمان چه تدابيرى انديشيده شده است. پرسپوليس نيمى از هويت فوتبال ايران است و قهرمانى اين تيم آن هم بعد از ۶ سال نه تنها برآورده شدن آرزوى هواداران اين تيم نيست بلكه جبران مافات ناكامى اين تيم در ۶ سال اخير است چراكه هميشه از اين تيم انتظار قهرمانى مى رود، حبيب كاشانى مديرعامل پرسپوليس براى انتخاب جانشين افشين قطبى نام ۳ مربى جوان به نام استيلى، خاكپور و پيروانى را مطرح كرده است. ۳ بازيكن تاريخى ايران در جام جهانى ۹۸ كه هر ۳ سابقه عضويت در پرسپوليس و به ترتيب حضور در ليگ سنگاپور، آمريكا و قطر را دارند كه در اين ميان خاكپور در ينگه دنيا فقط مدرسه فوتبال بر پا كرد و حاصل ۳ ماه فعاليت وى در كنار مايلى كهن سقوط تيم فولاد خوزستان بود و بس. افشين پيروانى دستيار و آناليزور تيم ملى شد و حميد استيلى هم كه در اين چند سال دستيار سرمربيان پرسپوليس بوده است. ۳ بازيكن تاريخى ايران در جام جهانى ۹۸ در يك نقطه ديگر هم وجه اشتراك دارند و آن هم نداشتن تجربه كافى براى سرمربيگرى است، اين نفرات شايد بتوانند سرمربى خوبى براى پرسپوليس باشند اما براى پرسپوليسى كه ۱۶ تيم ليگ به احترام اسم بزرگش با احتياط مقابلش گام برمى دارند نه در ليگ قهرمانان آسيا كه هيچ تيمى خود را از پيش بازنده نمى داند و كسب تساوى مقابل پرسپوليس برايش پيروزى محسوب نمى شود. قبول كنيد كه پرسپوليس به پشتوانه هوادارانش و فضاى تبليغاتى كه برايش مهيا شده شايد مقابل تيم هاى داخلى برترى روحى داشته باشد اما اين ۳ مربى جوان و خوش آتيه در عقبه خود ثابت كرده اند توانايى ايجاد چنين شخصيتى را براى پرسپوليس در ليگ قهرمانان ندارند. توانايى، جسارت و انگيزه مربيان ياد شده را زير سؤال نمى بريم اما اعتقاد داريم ليگ قهرمانان آسيا جاى امتحان كردن نيست و بايد كسى سكان هدايت اين تيم را برعهده داشته باشد كه بتواند به پرسپوليس باور قهرمانى آسيا را القاء كند نه اينكه خودش هم مثل پرسپوليس مردد و ناباورانه قدم بردارد. شايد حالا كه اين مطلب را مى خوانيد پرسپوليس، حميد استيلى يا گزينه هاى ديگر را سرمربى خود اعلام كرده باشد و ما نيز پيشاپيش براى سرمربى جديد پرسپوليس آرزوى توفيق داريم اما حبيب كاشانى مدير عامل محبوب پرسپوليس يادش باشد كه اگر روى جسارت، انگيزه و افكار تازه مربى جوانش تكيه كرده است پرسپوليس را در اختيار كسى قرار داده كه هوادارانش حداقل حضور در فينال ليگ قهرمانان آسيا را انتظار دارند. يادتان باشد مردم مى دانند كه شما اين موضوع را خوب مى دانيد پس داشتن چنين انتظارى حق پرسپوليسى هاست. اميدواريم كم تجربگى كانديداهاى جوان سرمربيگرى پرسپوليس كه همه در زمينه مديريت در رويارويى با بحران هاى بزرگ مشهود است و هم در ميادين بين المللى با افكار تازه اين مربيان و عزم راسخ بازيكنان حل شود و پرسپوليس به لطف جسارت پذيرفتن مسئوليت هاى بزرگ توسط اين مربيان خوش آتيه به موفقيت برسد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چند پيشنهاد براى آقاى كاشانى
خليلى حفظ شود مهاجم و مدافع بياوريد و…
كوروش برمك
۱- مى خواهيم در خصوص خط حمله پرسپوليس صحبت كنيم. پستى كه در فصل گذشته خوب و كم اشتباه كار كرد و سهم بزرگى در قهرمانى پرسپوليس ايفا نمود. به نظر من پس آن سال ها كه «ادموند بزيك»، «على باغميشه»،«بهنام سراج» و… در پرسپوليس حضور داشتند و خط حمله زهردارى را تشكيل مى دادند تا اين فصل پرسپوليس هيچ گاه مهاجمان سطح بالا و خوبى در اختيار نداشت تا اينكه با حضور «محسن خليلى»، «عليرضا نيكبخت» و «ماته چوويچ» پرسپوليس همانى شد كه هواداران منتظرش بودند. البته جدا از نقاط قوت بالاى مهاجمان اين فصل سرخپوشان، گاهاً ضعف هايى نيز از آنها ديده مى شد كه نشان مى داد هنوز به عنصر خالص هجومى دست نيافته ايم اما شايد نظر ما مخالف نظر كادر فنى باشد چراكه بودن يك آقاى گل به نام خليلى در تركيب مهاجمان پرسپوليس ارمغان خوب ليگ براى مربيان تيم است.
۲- براى فصل بعد بايد به چند نكته اساسى توجه كرد. پرسپوليس در هر شرايطى به «محسن خليلى» نياز دارد. من بر اين اصل تأكيد مى كنم كه خليلى به تنهايى توانست بار خط حمله پرسپوليس را به دوش بكشد. ماته كه رفت اما اگر مى ماند شايد مى توانست به درد تيم بخورد. البته در بين پرسپوليسى ها ما «بهادر عبدى» و «فرهاد خيرخواه» را مى بينيم كه در طول فصل كمتر در پست اصلى شان بازى مى كردند كه اگر به آنها نيز ميدان داده شود مى توانند مثمرثمر باشند. بايد ديد آقاى كاشانى در فصل نقل و انتقالات چگونه عمل خواهد كرد. به عنوان پيشنهاد مى توانم ۴ مهاجم را كه عملكرد فوق العاده اى در ليگ داشتند را به آقاى كاشانى تقديم كنم. ۱- ابراهيم توره :بازى هايش در پيكان فراموش نشدنى بود. او بى ترديد مى تواند در كنار «محسن خليلى» يك زوج خطرناك را در نوك حمله پرسپوليس بسازد. ۲- لئوناردو پيمنتا: شم گلزنى پيمنتا را در بازى هاى فصل گذشته صنعت نفت ديديم. او هم ريزنقش است هم تكنيكى و سرعتى و بودنش در پرسپوليس كمك شايانى به موفقيت باشگاه خواهد كرد. ۳- هادى اصغرى: با اينكه در راه آهن بازى مى كرد اما خوش درخشيد و آقاى گل شد. بايد گفت شايستگى حضور در پرسپوليس را دارد.
۳- افشين چاووشى: در خصوص اين مهاجم هم مى توانم توجه شما را به چند ديدار گذشته پگاه در جام حذفى جلب كنم. او هم فوق العاده است. اما اگر بخواهيم از بحث خط حمله پرسپوليس بگذريم و به ساير پست ها بپردازيم بايد اين طور مطلب را ادامه دهيم. بالطبع مديريت پرسپوليس بهتر از هر كس ديگرى مى داند كه چه مهره هايى بايد وارد تيم شوند اما فقط محض دادن پيشنهاد به آقاى كاشانى توجه ايشان را به پست هاى حساسى مثل دفاع جلب مى كنم. پرسپوليس اگر بتواند از بين «هادى عقيلى»، «محسن بنگر» و «جلال حسينى» ۲ نفر را به تيم برساند كار بزرگى انجام داده است گرچه مى دانم كار سختى است. در ضمن پرسپوليسى ها بايد درخصوص جذب هافبك هم فكر كنند. به عقيده من «ابراهيم صادقى» كاپيتان سايپا و «محمد پروين» بهترين گزينه ها هستند. آنها نيز قطعاً مشكل گرفتن رضايت نامه خواهند داشت اما آمدنشان به پرسپوليس بى ترديد مى تواند به موفقيت هاى سرخپوشان كمك كند.
۴- در پايان مطلب مى خواهم از انتخاب «حميد استيلى» به عنوان سرمربى سال آينده پرسپوليس حمايت كنم. من مى دانم كه استيلى چه نقش پررنگى در قهرمانى فصل هفتم داشت و مطمئنم مى تواند در فصل آينده نيز موفق عمل كند چراكه لياقت سرمربيگرى پرسپوليس را داراست. اميدوارم مديرعامل باشگاه نيز مانند سال گذشته از ايشان حمايت كنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نامش نه، اما
خصوصيات سرمربى جديد پرسپوليس مشخص شد
|
|
|
تمام جلسات و لابى هاى هيأت مديره پرسپوليس براى نگه داشتن «افشين قطبى» بى نتيجه ماند و او رفت. حالا پرسپوليس و پرسپوليسى ها به دنبال جانشين اين سرمربى هستند. جانشينى كه نامش هنوز مشخص نيست اما بى شك جايگاهش كاملاً مشخص شده است. ۶ ۷، نفر نامشان در داخل قوطى است و دست كاشانى و هيأت مديره نام يكى از آنها را از داخل قوطى درمى آورد. حال اينكه چه كسى سرمربى مى شود موضوع بحث ما نيست اما بدون ترديد جانشين امپراتور حداقل بايد ۵ خصوصيت داشته باشد تا بتوان وى را روى نيمكت سرخپوشان پايتخت تحمل كرد. اولين شاخصه وى بايد روابط عمومى بالا باشد. چيزى شبيه به قطبى. كسى كه روى نيمكت پرسپوليس مى نشيند ديگر نمى تواند عليه داور مسابقه مصاحبه كند، ديگر نمى تواند شكست هاى احتمالى تيمش را به عهده زمين و بازيكن خودى و بازيكن حريف و هوا و هوادار و كميته انضباطى و برنامه ريزى فدراسيون و... بگذارد. سرمربى فصل آينده پرسپوليس بايد يك آلترناتيو واقعى باشد چرا كه ديگر ادبيات فوتبالى حداقل در نيمكت پرسپوليس چنين فردى را مى طلبد. فردى كه بتواند مثل سال گذشته در هر شرايطى آرامش خود را حفظ كرده و به هواداران باشگاه احترام بگذارد و جدا از هر حاشيه و دغدغه اى همواره خود را مسئول پاسخگويى بر عملكرد درست يا غلط خود بداند. بايد منتظر رفتارهاى «قطبى گونه» سرمربى آينده سرخپوشان باشيم يا حتى فراتر از آن شخصى كه با احترام گذاشتن به هنجارهاى فردى و تيمى سال گذشته، بتواند حتى تحول جديدى در ادبيات فوتبالى كشور بگذارد. آيا چنين فردى را سراغ داريد؟! اما دومين نكته بارز سرمربى آينده پرسپوليس داشتن روحيه پيروزى طلبى و اعتماد به نفس بالاست. هدايتگر فنى فصل هشتم پرسپوليس از هفته اول تا پايان ليگ مى داند تيمش قهرمان خواهد شد. او يك دل شير دارد و اين دل شير را به همه بازيكنان و حتى هواداران منتقل خواهد كرد. اين بار بايد نگاهش به بالا بردن جام قهرمانى باشگاه هاى آسيا باشد و هر چه مصاحبه از اين شخصيت مى خوانيم در انتها از قهرمانى سخن بگويد حتى وقتى كه امتياز از دست بدهد يا امتيازاتش را بگيرند. در بدترين و تلخ ترين روزها بايد هوادارانش را اميدوار سازد و از حرف هاى خود حتى يكى قدم هم عقب نشينى نكند. اين است آن چيزى كه هواداران مى خواهند. اين است همان آلترناتيو كه بايد نامش از ميان گزينه هاى داخل قوطى خارج شود! به آنچه گفتيم شاخصه رفتار با بازيكنان را نيز اضافه كنيد كه شايد براى سرمربى تيم پردردسر و حاشيه اى مثل پرسپوليس نقش آرامبخش را ايفا مى كند. آينده پرسپوليس در دستان كسى است كه بتواند با قدرت مديريتش، به موقع بازيكن را تشويق كند و به موقع تنبيه يا حتى اخراج. او بسيار منعطف است و تا جايى كه مى تواند با اوضاع و احوال كنار مى آيد اما نمى گذارد كمرش به خاطر فشارهاى دور و بر بشكند. او نه با كسى سرجنگ دارد و نه دوست گرمابه و گلستان است. در هر شرايطى اول مى شنود و بعد مى گويد اين كار را بايد از قطبى هم بهتر انجام دهد! نمى خواهيم بگوييم آنچه تا اينجا خوانديد كاملاً شبيه به اخلاق ها و منش قطبى است اما تنها چشمه هايى است كه در فوتبال كشورمان آن هم در سطح اول فوتبال يعنى ليگ برتر كمتر ديده بوديم. قرار نيست از قطبى يك «بت» بسازيم و به قول معروف نامش را رستم بگذاريم كه بعد بترسيم صدايش كنيم! اما او يك شخصيت كاريزماتيك براى فوتبال ما بود. پس طبيعى است كه از جانشين او نيز انتظار داشته باشيم رفتارهايى مانند قطبى و صدالبته فراتر از آن را به رخ فوتبالدوستان بكشد.راستى اين فرد بايد بتواند مثل قطبى اطلاعات خوبى از فوتبال داشته باشد. به موقع تعويض كند، به موقع تيمش گل بزند، به موقع بازى هاى باخته را برگرداند، به موقع از ۵ بازى ۱۳ امتياز كسب كند و حتى به موقع ببازد! اين يك امتياز بزرگ براى سرمربى آينده و شايد كنونى پرسپوليس است كه از لحاظ فنى بتواند از مهره هايش و از دانش اش سود ببرد.
... و استيلى سرمربى پرسپوليس شد!
فرض كنيد تمام شايعات اين روزها درست از آب درآيد و «حميد استيلى» سرمربى پرسپوليس شود. حالا چه اتفاقاتى منتظر پرسپوليس است؟ قرار بود استيلى آلترناتيو و «كپى برابر اصل» قطبى شود تا هواداران بتوانند با قضيه رفتن سرمربى محبوبشان راحت تر كنار بيايند. پس از لحظه ورود استيلى به عنوان سرمربى به دفتر باشگاه شروع مى كنيم:
۱- جمعيت «بيكاران پيشكسوت» در هر مصاحبه اى او را بهترين انتخاب مى نامند به شرطى كه از نظرات كارشناسى پيشكسوتان بهره گيرد و در طرف ديگر جمعيت «عشق شهرت» پرسپوليس انتخاب استيلى را به هر بهانه اى مى كوبند و شرايط فنى خودشان را همواره مانند يك پتك بر سر سرمربى جوان سرخپوشان مى كوبند و اصلاً هم مهم نيست كه چند سال بيرون مانده اند و حتى در ليگ دسته ۲ و ۳ هم مديرى به آنها براى تيم دادن اعتماد نمى كند!
۲- در اولين تمرين پرسپوليس هزاران هوادار پرسپوليس از سر و كول استيلى بالا مى روند و او را به اندازه آلكس فرگوسن تشويق مى كنند اما همين ها در اولين شكست پرسپوليس همه كاسه و كوزه ها را بر سر استيلى مى شكنند.
۳- استيلى قول قهرمانى در همه جام هاى دنيا را مى دهد اما با از دست دادن فقط يك جام حذفى همه چيز خراب مى شود. يكى لب تابش را مى شكند و ديگرى با دادن پول و چلوكباب به «بعضى ها» استيلى را در همه جا مى كوبد! يكى از نفوذ خود در هيأت مديره استفاده برده و زيرآب استيلى را مى زند و ديگرى با زدن نيش و كنايه به او خواستار استعفايش مى شود.
۴- جالب اينجاست كه وقتى استيلى جام قهرمانى را بالاى سر مى برد همه به يك باره تغيير رنگ مى دهند و مى شوند يك پرسپوليسى چندآتشه كه در تمام طول سرمربيگرى استيلى هيچ گاه حرفى به ضررش نگفته و حتى به كسى هم اجازه نداده كه انتقادى از پرسپوليس بكند! بله! اين است حكايت سرمربى فصل بعد پرسپوليس كه قرار است روى نيمكت اين تيم بنشيند، خنده دار است نه؟!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
معمارى خط دفاع نياز به تقويت دارد نه تغيير
|
|
۱- بحث ما عملكرد خط دفاع پرسپوليس است. خط دفاعى كه بسيار خوب و منسجم در طول فصل كار كرد، گرچه ضعف هايى نيز در آن ديده مى شد اما بايد گفت قدرت مدافعان پرسپوليس به ضعف هايش مى چربيد. البته كم و سخت گل خوردن سرخپوشان نيز سندى بر گفته هايم است. ما گاهى اوقات يكسرى اشتباهات از اين خط مستحكم مى ديديم كه براى هر هوادار و كارشناسى جاى سؤال به وجود مى آورد كه «چرا اينگونه شد» به عنوان مثال در بعضى از بازى ها مدافعان وظيفه خودشان را در پوشش بازيكن روبرو فراموش مى كردند كه همين امر براى مجموعه تيم دردسر ساز مى شد.
۲- پرسپوليس در فصل گذشته دفاع خطى را در دستور كار خود داشت كه بازى كردن با اين شيوه به دقت و تمركز زيادى نيازمند است وگرنه در عين تأثير گذارى مى تواند براى هر تيمى خطرساز باشد.
در دفاع خطى بايد يكى از مدافعان ميانى آزاد بوده و ابتكار عمل داشته باشد و دفاع ميانى ديگر بايد بتواند جاى مدافع كنارى خود را پر كند اما در فصل گذشته ديده مى شد كه مدافعان پرسپوليس در يك لحظه دچار اشتباه مى شدند و كار دست تيم مى دادند. با توجه به در پيش بودن بازى هاى آسيايى پرسپوليس چنين اشتباهاتى براى تيم مثل سم است.
۳- به نظر من معمارى خط دفاع پرسپوليس نيازى به تغيير ندارد بلكه تقويت آن كافى است. همان طور كه اشاره شد نمى توانم بگويم عملكرد مدافعان نامناسب و ضعيف بود اما اگر اين خط دفاع كمى تقويت شود ديگر مشكلى حتى در بازى هاى آسيايى نخواهد داشت. در ضمن ليگ برتر نيز در پيش است و ديگر تيم ها پرسپوليس را به خوبى شناخته اند به همين دليل فكر مى كنم مدافعانى بايد به تيم اضافه شوند كه بتوانند بار بازى هاى سنگين را از دوش پرسپوليس بردارند.
۴- نه! نبايد به قهرمانى در ليگ اكتفا كرد. حالا ديگر پرسپوليس پس از سال ها به جام باشگاه هاى آسيايى رسيده و نمى توان در آن بازى ها ريسك كرد. بايد براى هر منطقه اى از ميدان برنامه ريزى كرد بخصوص خط دفاع كه قطعاً بايد فشار زيادى را تحمل كند. پس ما حالا نياز به يك مسأله ديگر هم داريم يعنى توجيه مدافعان براى حضور در جام باشگاه هاى آسيا. آنها بايد آموزش ببينند كه چگونه مثل يك بازيكن تمام حرفه اى، بازى كنند. اين امر وظيفه باشگاه و كادر فنى تيم است. يكى از راهكارهاى توجيه مدافعان ديدن فيلم است كه بايد براى فصل بعد جدى تر گرفته شود.
۵- يك مسأله را فراموش نكنيد. گل قهرمانى پرسپوليس را يك مدافع يعنى «سپهر حيدرى» به ثمر رساند. پس نمى توان نقش مدافعان را در كسب نتيجه و رقم زدن پيروزى براى پرسپوليس ناديده گرفت. حال اينكه چقدر دست مدافعان براى نفوذ در هنگام حمله تيمى باز باشد، دست مربى است و بستگى به تفكرات او دارد اما منظور كلى من اين است كه اگر به همين خط دفاع ۴ نفره فرصت داده شود قطعاً مى تواند حتى گلزنى كرده و نقش يك مهاجم را بازى كند. البته اين امر نياز به برنامه ريزى در زمان جدا شدن مدافع از خط دفاع و جانشين نمودن دفاع ديگرى در جاى خالى او دارد و بايد مد نظر گرفته شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|