نسخه
PDF
شماره ۴۱۲۶ - ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ - - ۱۲ ژوئن ۲۰۰۸ 
صفحه ۵
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
فرگوسن به خاطر اريكسون سيستم منچستريونايتد را عوض كرد اما...
فريب هندوانه ها را نخور
فرگوسن به خاطر اريكسون سيستم منچستريونايتد را عوض كرد اما...
طعنه هاى قلعه نويى و دايى، كار دست هر ۲ نفرشان داد!
اسون گوران اريكسون دعوتنامه اى براى همه مربيان باشگاه ها در ليگ برتر جزيره فرستاد و آنها را گرد يك ميز جمع كرد تا تعامل فنى با همه آنها داشته باشد. اريكسون به آنها گفت:« اگر مى خواهيم موفق باشيم شما هم بايد به من كمك كنيد و سيستم تيم هايتان را شبيه به سيستم تيم ملى انگلستان كنيد تا هم بازيكنانتان در تيم ملى راحت تر و توانمندتر بازى كنند و هم در باشگاه ها تكليفشان روشن باشد!» اين حرف اريكسون در آن سوى ميز از سوى فرگوسن، ونگر و ديگر مربيان تيم هاى حرفه اى انگلستان تأييد شد و سيستم مورد نظر اريكسون در تيم هاى انگليسى شبيه سازى شد! در چنين وضعيتى بود كه انگلستان از سيستم ۲-۴-۴ سنتى و قديمى خودش دست كشيد و ۲-۴-۴ خطى و مدرن را به اجرا درآورد. اين داستان مربوط به ۶ سال پيش است اما مى خواهيم آن را به ايران بكشانيم يعنى جايى كه مربيان ليگ برتر ايران و سرمربى تيم ملى ايران نه تنها دور يك ميز نمى نشينند و با هم همفكرى نمى كنند، بلكه از راه دور چوب لاى چرخ يكديگر هم مى گذارند و عليه يكديگر حرف هم مى زنند. نزديكترين نمونه اين اتفاق عدم هماهنگى قلعه نويى با على دايى در مورد قصه جبارى بود. اگر قلعه نويى و دايى اين همه عليه يكديگر جبهه نگرفته بودند و در برنامه ۹۰ و مصاحبه هاى نوشتارى اين همه يكديگر را به صورت غيرمستقيم تخريب نكرده بودند، هم جبارى مى توانست براى استقلال بازى كند و براى تيمش مفيد باشد و هم على دايى يك جبارى با روحيه تر را براى تيم ملى ايران در خدمت داشت!
البته بحث فقط بحث قلعه نويى و دايى نيست بلكه مربيان ديگر هم چشم ديدن يكديگر را ندارند و آنچه گاهى بين آنها با گل و محبت رد و بدل مى شود، فقط از روى تعارفات بى عمق ايرانى است وگرنه هيچ مربى چشم ديدن موفقيت ديگرى را ندارد و به اين ترتيب است كه حتى در مورد موضوع ساده اى مثل رفت و آمد بازيكنى مثل جبارى بين باشگاهش و تيم ملى، هر ۲مجموعه ضرر مى كنند و تخريب مى شوند! شايد اگر قلعه نويى و دايى در برنامه هفته گذشته ۹۰ بيهوده و بى دليل و به صورت غير مستقيم يكديگر را تخريب نمى كردند، ۴ روز پيش با يك تماس تلفنى ساده، استقلال، تيم ملى و مجتبى جبارى هر۳ وضعيتى بهتر از امروز داشتند اما عدم گذشت، عدم رفتار مناسب و با چشم منفى نگاه كردن به ديگران، حتى ساده ترين تعاملات را هم به سخت ترين همفكرى ها تبديل مى كند.به همين على دايى نگاه كنيد! او همه را به چشم دشمن نگاه مى كند! خود قلعه نويى هم چنين است. حجازى و جلالى و كريمى و ديگران هم وضعيت بهترى از دايى يا قلعه نويى ندارند. آنها هم با اندكى كمتر يا بيشتر تفكراتى اينچنينى دارند و در نهايت نيز همه آنها از اين همه عليه هم بودن ضرر مى كنند؛ چه دايى در معيت تيم ملى و چه قلعه نويى به همراه استقلال!به نظر مى رسد ديگر وقت آن رسيده كه مربيان داخلى دست از سر يكديگر بردارند و به جاى تخريب يكديگر به هم كمك كنند نه اينكه در اين رسانه و آن محفل عليه يكديگر سخنرانى كنند و يكديگر را دچار مشكلاتى اينچنينى (مثل ماجراى جبارى) كنند!مربيان داخلى بايد بدانند در همين ليگ ايران مربيان اروپايى مثل بوناچيچ، فرانچيچ، بگوويچ و قطبى(او مربى ايرانى محسوب نمى شود) گوى سبقت را از اينها ربوده اند و با ادامه اين روند كم كم مربيان داخلى جاى خود را به مربيان اروپايى خواهند داد. حتى اگر به تيم ملى هم درست نگاه كنيم، موفقيت نسبى مربيان خارجى را در تيم ملى مى بينيم!به راستى وقتى فرگوسن بزرگ سيستم موفق تيمش را پس از يك بحث فنى با اريكسون عوض مى كند، چرا ۲ مربى ايرانى آنقدر عليه هم هستند كه حتى نمى خواهند به يكديگر تلفن بزنند؟باور كنيد اين اتفاق ها فقط در ايران رخ مى دهد كه يك مربى باشگاهى كه مالك يك بازيكن در قوانين حرفه اى محسوب مى شود، نمى تواند با يك مربى ملى بر سر يك بازيكن به توافق برسد!آيا بايد اينچنين باشد كه بوى لج و لجبازى هاى كودكانه از يك حركت ساده استنشاق شود؟تيم ملى شنبه شب با امارات بازى داشت و پس از آن جبارى مى توانست به سادگى به رشت برود اما غرورهاى بيجا و طعنه هاى بى مورد عليه يكديگر كار را به جايى رساند كه فقط قوانين دست و پاگير مسير حركت جبارى را مشخص كرد و اين قوانين هم زمانى جبارى را به تهران رساند كه ديگر براى استقلال كار از كار گذشته بود.
فريب هندوانه ها را نخور
دنيا به كام «نان به نرخ روزخور» هاست؟!
چه عاملى را در برترى پرسپوليس دخيل مى دانيد؟
به طور قطع «قطبى». او مربى با دانش و صاحب پرستيژى است. لقب «امپراتور» هم - بدون شك- برازنده افشين خان است! سؤال و جواب فوق هم مثل بسيارى از ديگر باورهاى كلامى ما، «تاريخ مصرف» داشت. البته بعدها «قضاوت» درست ترى انجام خواهد شد زيرا هر چه بيشتر به عامل زمان وقت بدهيم، از دوره حرف هايى كه به اقتضاى زمانه زده مى شوند دورتر خواهيم شد تا آنچه مى ماند - يكسره - واقعيات باشد و بس. سال ها پيش كه ايويچ تيم ملى كشورمان را هدايت مى كرد نيز اوضاع همين جورى بود. تا قبل از توطئه «رم» او را نامى ترين تئوريسين جهان خوانده و در وصفش چه ها كه نمى گفتند. پس از روى كارآمدن طالبى اما ورق برگشت و توميسلاو را چنان در چرخ گوشت قضاوت هاى آبكى گذاشتند كه يك بار ملى پوشى در توصيفش گفت پيرمرد فراموشى داشت(!) او در فرانسه تيم را با ۱۲ نفر ارنج كرد و تازه كنار زمين بود كه متوجه شد - در آستانه بازى دوستانه با ليون - چه اشتباه بزرگى انجام داده است! هر كس دروغ بهترى مى ساخت، جايگاه رفيع ترى هم در قلب آقا جلال پيدا مى كرد اما جام جهانى كه تمام شد، همان قصه پردازان مكتب «ايويچ كوبى» تغيير رويه داده و اعتراف كردند تمرينات پيرمرد كروات «علمى» بوده و آنچه ايران را مقابل يوگسلاوى و آمريكا سربلند ساخت، هيچ ربطى به تمريناتى كه بعد از رفتن ايويچ انجام شد، نداشته است. حالا هم در ارتباط با قطبى بايد ميانه بحث را گرفت و نه خام حرف هاى كسانى شد كه او را بهترين مى دانستند و نه گوش ها را بدهكار اشخاصى ساخت كه مى گويند طرف هيچ نقشى در قهرمانى قرمزها نداشته است. به قول سقراط «شايد «دروغ» تا يك سال هم بدود اما «راستى» با يك  ساعت دويدن از آن عبور مى كند.»امروز سرمربى جديد پرسپوليس بايد خيلى خام و بى تجربه باشد اگر بخواهد فريب هندوانه هايى كه زيربغلش مى گذارند را بخورد. همان كسانى كه سرمربى جديد را تا سرحد سرشناس ترين مربيان دنياى فوتبال باد مى كنند اگر فردا نامشان ۲ هفته در تركيب اصلى قرار نگيرد چنان به او خواهند تاخت كه گويى از علم تمرين و كوچينگ و آناليز به اندازه يك كودك ۴ساله نيز نمى فهمند، بنابراين شايد بهترين كار اين باشد كه مديرعامل براى مصاحبه عليه سرمربى سابق جريمه هاى سنگين تعيين كند تا دنيا به كام نان به نرخ روزخورها نباشد. قطبى رفته و دوران جديدى در پرسپوليس شروع شده است. به همين خاطر هر گونه نگاه حاشيه اى به گذشته جز كاهش شانس موفقيت كادر فنى جديد ثمر ديگرى نخواهد داشت.
استقلال، پگاهى ها را به طبقه دوم مى فرستد
مسئولان باشگاه استقلال قصد دارند به تقليد از پرسپوليسى ها، در بازى فينال جايگاه تماشاگران گيلانى را در طبقه دوم قرار دهند. طبق قانون، نزديك به يك سوم از فضاى سكوهاى تماشاگران بايد به تيم ميهمان اختصاص پيدا كند به همين خاطر استقلالى ها قصد دارند هواداران پگاه را به طبقه دوم فرستاده تا سروصداى تشويق آنها برايشان مشكل درست نكند. هواداران پرسپوليس در بازى مقابل سپاهان، هواداران اصفهانى را مجبور كردند به طبقه دوم رفته و از آنجا تيمشان را تشويق كنند.
نيك نفس: موفقيت هاى دست نشان قابل تمجيد است
«حميد نيك نفس» مديرعامل باشگاه مس كرمان در مورد عملكرد سرمربى اسبق اين تيم يعنى نادر دست نشان در پگاه گيلان به ابرار ورزشى گفت:« خوشحالم اين مربى توانسته با پگاه تا فينال جام حذفى صعود كند و در بازى رفت هم پيروز شود.» وى افزود:« البته اگر او با پگاه هم به موفقيت نمى رسيد، چيزى از ارزش هايش كاسته نمى شد چون در كل نمى توان توانايى هاى فنى يك مربى را با توجه به عملكردش در يك فصل ارزيابى دقيقى كرد. روزى كه دست نشان به باشگاه مس كرمان آمد چون وى را مى شناختيم مى دانستيم با او مى توانيم به ليگ برتر صعود كنيم. در كل باشگاه مس كرمان هرگز دنبال هياهو نبوده و اگر مربى يا بازيكنى را دعوت به كار مى نمايد به كارنامه او دقت مى كند. با اين حساب دست نشان نيز بى ترديد مربى باكارنامه اى به شمار مى رود و موفقيتش در پگاه اتفاقى نيست.»
توجيه عجيب طالب لو بعد از شكست استقلال
« وحيد طالب لو » دروازه بان استقلال در مصاحبه با يك خبرگزارى اعلام كرده چون ابراهيم تقى پور مقابل ديدگان او ايستاده بود، نتوانست توپ را ببيند.طالب لو طورى از عملكرد خود دفاع مى كند كه گويا تقى پور، مدافع تيم استقلال بوده و جايگيرى اشتباه داشته است. اى كاش دروازه بان حاشيه ساز استقلال كه در مهار ضربات پنالتى براى تيمش خوب عمل كرده ، كمى روى گفته هايش تأمل مى كرد و متوجه مى شد كه اين دروازه بان است كه بايد در هنگام ضربات ايستگاهى با جايگيرى درست مسير توپ را تشخيص دهد و بازيكن حريف قطعاً به دنبال اين است كه مانع از اين موضوع شود.
تشكر قلعه نويى از دايى!
در پايان بازى ۲ تيم پگاه گيلان و استقلال تهران «امير قلعه نويى» در حالى كه از شكست تيمش عصبانى و ناراحت به نظر مى رسيد، به سمت «عزيزمحمدى» دبير سازمان ليگ و عضو هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال رفت و با كنايه به وى گفت:« از قول من از على دايى به خاطر هماهنگى براى رساندن مجتبى جبارى به اين ديدار تشكر كنيد و پيروزى پگاه مقابل استقلال را به ايشان تبريك بگوييد!»
بن بست در مذاكرات رحمتى با مس كرمان
طبق شنيده ها، باشگاه مس كرمان قصد ندارد قرارداد سيدمهدى رحمتى را تمديد كند. البته كرمانى ها به رحمتى احتياج دارند اما با شروطى كه دروازه بان فعلى تيم ملى پيش پاى آنان قرار داده به نظر نمى رسد طرفين به توافقنهايى برسند. يكى از شرط هاى رحمتى كه براى مسئولان باشگاه مس كرمان قابل پذيرش نيست، مبلغ بالاى درخواستى است. شنيديم سيدمهدى مبلغى بيش از ۳۰۰ ميليون تومان درخواست كرده كه براى اين باشگاه غيرقابل قبول است. البته اگر شنيديد مس كرمان در نهايت با اين دروازه بان كنار آمد، تعجب نكنيد ( !) گفتنى است اين باشگاه ارشاد يوسفى را به عنوان دروازه بان دوم خود در فصل آينده جذب كرده است.