|
|
|
|
|
چگونه عمق فشرده ايتاليا متلاشى شد؟
|
|
اشتباهى كه «مجتبى جبارى» هر سال تكرار مى كند
|
|
فقط اتفاقات درون تيمى نگذاشت ملى پوش شوم
|
|
|
|
|
|
مسى ها راضى اند ۵۰۰ ميليون به من بدهند
جرأت ندارم راجع به دعوت كريمى حرف بزنم
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چگونه عمق فشرده ايتاليا متلاشى شد؟
راز نارنجى
اول مرغ بود يا تخم مرغ، يكى از عميق ترين پرسش هاى سطحى و رايج فلسفى در ادبياتى است كه آن را بايد به چشم مؤلف مكتب سفسطه نگريست.اين سؤال هر زمان كه تيمى در وادى ورزش ناكام مى ماند به اين صورت ظهور مى كند كه مثلاً هلند، ايتاليا را برد يا ايتاليا به هلند باخت؟!
۱- نمودار آمادگى از «متغيرهاى» مختلفى تبعيت مى كند. بخصوص اگر با «تورنمنت »هاى فشرده مثل همين جام ملت هاى اروپامواجه باشيم، كنترل متغيرها به يكى از اصلى ترين دغدغه هاى مربيان مبدل مى شود. اينكه با چند درصد از آمادگى تيمى بايد در تورنمنت شركت كرد و چگونه تقويم مسابقات را جهت رويارويى با نقاط فراز و فرود تيم به حساب آورد، جزو «پيچيده »ترين تمهيدات فنى مرتبط با مقولات مربيگرى است، بنابراين نبايد از نمايش قهرمانانه هلندى ها در بازى با ايتاليا چنين استنباط كرد كه آنها به طور قطع تا روز آخر جام ملت ها در همين سطح از آمادگى بسر خواهند برد.
۲- شروع آرژانتين در جام جهانى را به ياد آوريد. بازى و گل هاى رؤيايى آنها مقابل حريفان جاى هيچ ترديدى را براى قهرمان پنداشتن راه راه پوشان باقى نگذاشت اما همان تيم مدعى، نخست مكزيك را به دشوارى از پيش رو برداشت و سپس به دست ميزبان مسابقات حذف شد تا بازگرديم به جبرى كه نمودار آمادگى براى تيم ها رقم مى زند. آلمان سال ۹۰ هم كه در شروع، يوگسلاوى را با ۴ گل درهم كوبيد، در نقاط فرود نمودارش به كلمبيا و چكسلواكى بر خورد تا مشكلى براى صعود به مراحل بعدى نداشته باشد.
۳- اجازه بدهيد به جاى ترسيم «پيچ»هاى پرخطرى كه انتظار خودروى نارنجى را مى كشند، پرده از رازى برداريم كه منجر به پيروزى ۳ بر صفر آنها مقابل ايتاليا شد. فوتبال باوجود «پيچيدگى»هايى كه به آن افزوده شده، هنوز بطن و متنى «ساده» دارد و هنوز هم اگر بيشتر از حريفت بدوى، بهتر از موقعيت هايت استفاده كنى و خوش شانس تر باشى - به احتمال زياد- برنده اى اما راز نارنجى كمى فراتر از حرف هاى متداول در حوزه فوتبال بود.
۴- به ۲ موقعيت توپ گرايى و «بازيكن گرايى» بايد پديده امروزى «زمان - مكان گرايى» را نيز افزود. به اين ترتيب صرفنظر از همه مختصات فيزيكى فوتبال، اين رشته در گروى ويژگى هاى ذهنى نيز هست تا هر بازيكنى مجبور باشد در زمين مسابقه بسان يك پيشگو عمل كند و بر اساس «موقعيت خوانى» زمان هر حركت و مكان موعود را جهت كمك به «تيم ورك» حدس بزند. اين حدس ها را در تمرين «نهادينه» مى سازند تا به مرور و بر اثر تكرار برسيم به همان نكته قديمى كه مى گفت بازيكنان با چشم بسته همديگر را پيدا مى كنند.
ايتاليا هم مغلوب چنين خاصيتى شد. هلندى ها در تشخيص عامل «زمان - مكان» سريعتر عمل كرده و نيز در استفاده بهتر از همه ابعاد زمين بيشتر برنامه داشتند تا عمق فشرده لاجوردى ها متلاشى شود. در واقع هلند «مكتب» خود را به واسطه ۲ عامل «اول ذهنى» و بعد «فيزيكى» به حريفش تحميل كرد تا در روزى كه۲ تيم در ۲ جاى متفاوت از نمودار آمادگى شان قرار داشتند، چنين نتيجه اى رقم بخورد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اشتباهى كه «مجتبى جبارى» هر سال تكرار مى كند
آزمودن آزمون چند ساله
۱- اسمش را چه بگذاريم؟ جنون نقل و انتقالات تابستانى؟ سندروم زياده خواهى؟ بيمارى حرص و آز؟ هر چه هست تابستان ها كه مى رسد، گريبان «مجتبى جبارى» را مى گيرد.
۲- چند سال است كه مجتبى جبارى تابستان هايش را اينگونه سپرى مى كند. به باشگاه استقلال مى رود، بحث تمديد قرارداد را مطرح مى كند و مى گويد« من به اندازه ۵ بازيكن تيم مى ارزم. من به اندازه ۵۰ درصد تيم قيمت دارم. من ۴۰۰ ميليون مى خواهم. من ۳۵۰ ميليون مى خواهم. اگر اين پول را ندهيد به پرسپوليس مى روم.» اين بازيِ هر ساله مجتبى جبارى است.
۳- سال قبل كه ۴۰۰ ميليون خواست، از باشگاه استقلال با احترام بيرونش كردند. به پرسپوليس رفت و آنجا نيز تا قيمت را گفت بدرقه اش كردند. بيرون ماند و آخر سر ناچار شد با نصف قيمت و با يك چهارم كلاس هميشگى به استقلال بازگردد. بدون احترام سابق، بدون محبوبيت نزد هواداران، بدون آنكه كسى از بازگشتش خوشحال شود.
۴- امسال بازى دوباره شروع شده. مجتبى جبارى اين بار ۳۵۰ تا خواسته. از ۳۵۰ عدد هويج صحبت نمى كنيم بلكه از ۳۵۰ عدد يك ميليون تومان صحبت مى كنيم؛ گرچه مجتبى جبارى فكر مى كند وقتى از ۳۵۰ ميليون تومان پول صحبت مى كند انگار دارد سفارش ۳۵۰ عدد هويج را براى ميهمانى خرگوش ها سفارش مى دهد. شايد هم فكر مى كند مديرعامل استقلال در پاسخ به اين سؤال لبخند مى زند و به پستوى اتاقش مى رود و يك گونى پول مثل يك گونى هويج بيرون مى آورد و روى ترازو مى گذارد و وزن مى كند و بعد هم مى گويد بفرما!
۵- فوتبال قيمت دارد و بازيكن هم اگر خوب باشد، مى تواند به اندازه اى كه بايد، از اين فوتبال سهم بردارد. قصه اما به اينجا ختم نمى شود. بازيكنى در كلاس «مجتبى جبارى» نمى تواند و نبايد شهرت، محبوبيت و توانايى هاى خود را اينگونه به چوب حراج بگذارد. مجتبى جبارى بازيكن خوب و تأثيرگذار و با شخصيتى است اما چند سال است كه اين اشتباه را انجام مى دهد و به نتيجه هم نمى رسد. از پيمودن مسير هر ساله و آزمودن آزمون هر ساله چه حاصل؟
۶- هافبك طراح بايد خوشفكر باشد. اين خوشفكر بودن فقط در عرصه فوتبال نيست كه در زندگى هم بايد نمود داشته باشد. آيا مى توانيم كسى را كه چند سال است سرش را بى فايده به ديوار مى كوبد يك انسان «خوشفكر» بدانيم؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فقط اتفاقات درون تيمى نگذاشت ملى پوش شوم
آشنا: فكر مى كردم به جاى واعظى به تيم ملى دعوت شوم
ديگر همه «حسين آشنا» را مى شناسند. دروازه بانى كه بهترين بازى ها را در تيم هاى مقاومت سپاسى و پيكان انجام داد و توانست يكى از ستاره هاى دروازه بانى در ايران شناخته شود و حتى به اردوهاى تيم ملى هم راه پيدا كند. مصاحبه اى با اين بازيكن انجام داديم كه با هم مى خوانيم:
آشنايى با آشنا!
متولد ۱۷/۵/۱۳۵۹ در تهران هستم. فوتبالم را از تيم جوانان نفت تهرانسر آغاز كردم و ۲ سال نيز با تيم جوانان همان باشگاه كار كردم. سپس به تيم بزرگسالان نفت تهران رفتم و مدتى از دروازه اين تيم حراست كردم. از آنجا به مقاومت سپاه منتقل شدم تا خدمت سربازى ام را بگذرانم. در مقاومت سپاه ۳ سال زير نظر آقاى «رحمان احمدى» بازى كردم و به دليل اينكه مقاومت سپاه تيم دوم مقاومت سپاسى است آقاى «غلامحسين پيروانى» از من دعوت كرد به شيراز بروم.
شهرت در شيراز
از سال ۸۰ كه به مقاومت سپاسى رفتم در كنار «مهدى رحمتى» بودم. البته قبل از بستن قرارداد با رحمتى خيلى ها مى گفتند به شيراز نروم چرا كه آنجا خراب مى شوم اما خوشبختانه توانستم از كمترين فرصت ها بهترين استفاده را برده و در مقاومت فيكس شوم. در سال دوم حضورم نيز رحمتى به استقلال رفت تا ديگر جايم در تيم محكم شود. از همان جا بود كه به فوتبال كشور معرفى شدم و حتى در اردوى تيم ملى حضور يافتم. پس از ۴ سال همكارى با اين باشگاه به دليل مشكلات خانوادگى مجبور شدم مقاومت را ترك كنم و به تهران بيايم.
شور و شيرين در پيكان
به پيكان كه آمدم سرشار از انگيزه و روحيه بودم اما بدشانسى به يكباره به من رو كرد چراكه در همان بازى اول در سال اول مقابل صباباترى رباط پايم پاره شد و مصدوم شدم اما در سال دوم با آمادگى كامل به مسابقات ليگ آمدم و به زعم خودم و اكثر كارشناسان كه بازى هايم را دنبال مى كردند، چهره موفقى از خود به نمايش گذاشتم اما نمى دانم چرا با توجه به اينكه لياقت پوشيدن پيراهن تيم ملى را داشتم دعوت نشدم. حتى فكر مى كردم با توجه به مصدوميت «مهدى واعظى» در آخرين اردو، آقاى دايى نام مرا به عنوان جانشين ايشان معرفى كند كه باز هم چنين نشد.
شك به اتفاقات
قرار بود «رونى كوكل» به عنوان دروازه بان ذخيره من به پيكان بيايد اما يكسرى اتفاقات دست در دست هم داد تا من نيمكت نشين او شوم. حال اينكه آمدن كوكل اصلاً درست بود يا نه آنهايى بايد پاسخ دهند كه او را آوردند اما همين مشكلات و عوامل بود كه دست به دست هم داد و مرا، هم از تركيب اصلى كنار زد و هم از تيم ملى دور كرد. البته در هفته هاى پايانى و بالاجبار به تركيب اصلى برگشتم و به گفته كادر فنى عملكرد خوبى داشتم.
شرايط من و شرايط پيكان
پيكان تيم خوبى است و من هم روزهاى خوبى با اين تيم داشتم اما به علت تمام شدن مدت قراردادم و البته به توافق نرسيدن با مسئولان اين باشگاه قصد جدايى از پيكان را دارم. من مديون اين باشگاه هستم و موفقيت هايم را از پيكان دارم اما به دليل اينكه مديران اين تيم شرايط مالى مرا نپسنديدند مجبور به جدايى هستم.
شاخصه بارز من؛ روحيه بالا!
هميشه سعى كردم در مواقعى كه تيم نياز به روحيه دارد دريغ نكرده و بازيكنان را با روش هاى مختلف به بازى برگردانم. اين كار را خوب بلدم و اصلاً شاخصه بارز من اين است. البته به نظر من شارژ كردن بازيكنان توسط دروازه بان ها يك وظيفه است و من هم سعى مى كنم همواره وظايفم را به خوبى انجام دهم.
شكوفايى دروازه بان ها
در ايران دروازه بان هاى خوبى داريم. شما مى بينيد كه به عنوان مثال «وحيد طالب لو» يك تنه استقلال را به فينال مى رساند يا «مهدى رحمتى» نمايش خوبى مقابل امارات از خود نشان مى دهد اما متأسفانه چند سالى است مديران باشگاه ها شكوفايى دروازه بان هاى ايرانى را فراموش كرده و با دروازه بان هاى خارجى قرارداد مى بندند كه مطمئناً به ضرر فوتبال كشور است. ما در زمينه دروازه بانى نيازى به كشورهاى ديگر نداريم و از اين لحاظ بيمه هستيم.
شانس هاى من در فصل آينده
هم اكنون ۲ پيشنهاد خوب از تيم هاى مقاومت سپاسى و مس كرمان در جيب دارم كه به هر ۲ فكر مى كنم اما چون بازيكن آزاد هستم دوست دارم تا پايان وقت ادارى نقل و انتقالات صبر كنم و بهترين انتخاب را داشته باشم. در ضمن ترجيح مى دهم باز هم با يك تيم تهرانى قرارداد ببندم.
متشكرم مادر!
در پايان مى خواهم از خانواده ام و بخصوص مادرم تشكر كنم زيرا او همواره مشوقم بود و انشاءالله هميشه سايه اش بالاى سرم باشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
قلعه نويى اشتباه حجازى را مرتكب مى شود؟
استقلال در ليگ چوب انتخابات غلط حجازى در فصل نقل و انتقالات را خورد و بايد اميداور بود كه امير اشتباه او را مرتكب نشود چون استقلال بعد از چند سال ناكامى حتماً نياز دارد كه در ليگ آينده نتيجه بگيرد و هواداران پرتعداد خود را راضى كند.بعد از حضور قلعه نويى در استقلال، شاهد چرخش ۱۸۰ درجه اى بعضى از بازيكنان استقلال بوديم. بازيكنى كه روزى صد بار براى حجازى مُرد حالا طورى از قلعه نويى حمايت مى كند كه هر كس نداند فكر مى كند هيچ مشكلى با او نداشته. تغيير لحن و تغيير ادبيات برخى از بازيكنان استقلال نشان مى دهد كه آنها فقط و فقط به دنبال مسائل حاشيه اى هستند تا بلكه از اين طريق وارد ليست استقلال و تركيب اصلى شوند. بازيكنى كه واقعاً بازيكن باشد اصلاً نيازى به تملق و چاپلوسى ندارد و قلعه نويى هم قبلاً نشان داده كه گول برخى از حرفها را نمى خورد و به شايستگى بازيكنان توجه مى كند. او تحت هر شرايطى نبايد تصور كند آنهايى كه امروز قربان صدقه اش مى روند، به درد استقلال مى خورند چون همين ها تا چند ماه قبل بيشتر از قلعه نويى براى حجازى و كريمى مى مردند و اين دو مربى را از بهترين هاى تاريخ استقلال مى دانستند. بعضاً برخى از همين بازيكنان كسانى بودند كه مى گفتند استقلال با جدايى امير قلعه نويى نفسى به راحتى كشيد و تبديل به استقلال واقعى شد اما حالا همان نفرات قلعه نويى را بهترين گزينه براى استقلال مى دانند!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شماره ۴ مامانى به محمد رسيد
«عليرضا محمد» آخرين بازيكنى بود كه با پرسپوليس قرارداد داخلى بست. پرسپوليسى ها نيز پيراهن شماره ۴ كه سال گذشته «محمدرضا مامانى» به تن داشت را به وى دادند. با اين حساب بايد گفت جدايى مامانى از پرسپوليس قطعى شده و او بايد به تيم ديگرى بپيوندد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مسى ها راضى اند ۵۰۰ ميليون به من بدهند
كعبى: نمى دانم چرا بعضى ها دوست ندارند استيلى سرمربى شود؟!
جرأت ندارم راجع به دعوت كريمى حرف بزنم
حسين كعبى در ۲ ديدار اخير تيم ملى آنقدر درخشش داشت كه حالا مورد توجه تيم هاى اماراتى و همچنين تيم هاى داخلى قرار بگيرد. آخرين نظرات او را در مورد اين مسأله و همچنين سرمربيگرى حميد استيلى جويا شديم:
• از حسين كعبى چه خبر؟
- خبر خاصى نيست. كارمان شده تمرين و فقط تمرين. صبح تا شب در اردو هستيم و روزنامه اى هم نمى خوانيم تا خبرى داشته باشيم!
• يعنى مى خواهى بگويى خيلى خسته اى؟
- نه. اتفاقاً خيلى آماده و قبراق هستم. باور كنيد در يكى، دو سال اخير هيچ وقت اينقدر سرحال نبوده ام.
• اين آمادگى را مديون تمرينات دايى هستى؟
- تمرينات خوب است اما مسأله اينجاست كه من تازه دارم به روزهاى اوجم برمى گردم. هواداران پرسپوليس فصلى كه گذشت فقط ۴۰ درصد حسين كعبى را ديدند و من تازه ۲ هفته است كه به مرز آمادگى رسيده ام. همان طور كه گفتم هيچ وقت اينقدر آماده نبودم.
• پس اگر مسابقات ليگ تا كنون ادامه پيدا مى كرد الان تبديل به ستاره تيمت مى شدى!
- بله همين طور است. به هرحال اين هم از بدشانسى پرسپوليس است!
• شنيديم عملكرد خوبت در تيم ملى باعث شد چند تيم اين ليگ به فكر جذب
تو بيفتند.
- درست شنيده ايد. بالاخره ما هم براى خود كلى اعتبار داريم و كافى است ۲ بازى خوب انجام دهيم و آن وقت است كه پيشنهادات همين طورى برسد!
• فكر كنم دارى براى خودت بازارگرمى مى كنى!
- اتفاقاً من بازيكنى نيستم كه هر روز مصاحبه كنم و بگويم از فلان تيم خارجى پيشنهاد دارم. خدا را شكر، هم در امارات بازى كرده ام و هم در اروپا. عقده خارج بازى كردن ندارم.
• هنوز براى آينده ات تصميم نگرفته اى؟
- زياد به اين موضوع فكر نمى كنم. من آدمى هستم كه در يك لحظه تصميم مى گيرم. انشاء الله بعد از بازى هاى تيم ملى يك تصميم خوب خواهم گرفت.
• راست است كه مس كرمان براى يك سال حاضر است ۳۳۰ ميليون تومان به تو بدهد؟
- ۳۳۰ ميليون تومان پولى نيست كه بخواهد من را وسوسه كند. رقم پيشنهادى آنها بالاتر از اين حرف هاست.
• مثلاً چقدر؟
- مس هر چقدر پول بخواهم، مى دهد. آنها تا ۵۰۰ ميليون هم راضى اند براى من هزينه كنند. بالاخره مى خواهند حسين كعبى را جذب كنند ديگر!
• پس ديگر پرسپوليس بايد قيد تو را بزند!
- شما فكر كرديد من با ۵۰۰ ميليون تومان گول مى خورم؟! نه آقا! خدا را شكر آنقدر وضع مالى ام خوب است كه با اين پيشنهادات دست و پاى خود را گم نكنم.
• وقتى براى ۱۴ بازى ۱۴۰ ميليون از پرسپوليس مى گيرى بايد هم وضع مالى ات خوب باشد!
- اى بابا!
• به نظرت به اندازه پولى كه از پرسپوليس گرفتى براى اين تيم مفيد بودى؟
- من كه نبايد در اين باره نظر بدهم. هرچى شما بگوييد من قبول مى كنم.
• به نظر من مى توانستى خيلى بهتر از اينها براى پرسپوليس بازى كنى. قبول دارى؟
- عوامل زيادى دست به دست هم دادند تا نتوانم آنقدرها كه هواداران و شما انتظار داريد براى پرسپوليس مفيد باشم.
• مثلاً چه عواملى؟
- اول دور بودن از آمادگى صد درصد. دوم بازى كردن در پست هاى مختلف .اگر دقت كرده باشيد من در ۱۰ بازى كه براى پرسپوليس به ميدان رفتم، در ۵ پست مختلف بازى كردم. اين مسأله خيلى از كيفيت بازى من كم كرد. با اين حال به نظر خودم آنقدرها كه لازم بود، براى تيمم مفيد ظاهر شدم.
• خبر دارى حميد استيلى سرمربى پرسپوليس شده است؟
- تا آنجا كه من اطلاع دارم استيلى هنوز صددرصد سرمربى نشده است.
• به نظر تو او گزينه خوبى براى جانشينى افشين قطبى است؟
- بله. اتفاقاً بهترين گزينه خود او است. استيلى چند سالى است كه كنار تيم حضور دارد و حسابى با زير و بم كار آشناست. او خيلى راحت مى تواند از عهده حاشيه هاى پرسپوليس بربيايد. اگر من جاى مديران تيم بودم، يك لحظه هم براى انتخاب استيلى غفلت نمى كردم.
• بعضى ها اعتقاد دارند استيلى نمى تواند نفر اول باشد. مى گويند اگر دستيار باشد، موفق و مفيدتر است. نظرت چيست؟
- به عقيده من استيلى آنقدر تجربه دارد كه بتواند تيم بزرگى مانند پرسپوليس را هدايت كند. هر سال كه نبايد در مورد او همين قضاوت را داشت. به هرحال نمى دانم چرا بعضى ها نمى خواهند تيم به وى سپرده شود؟!
• آيا انتخاب سرمربى براى پرسپوليس، تأثيرى در سرنوشت تو در اين تيم دارد؟
- صددرصد. براى من خيلى مهم است كه سرمربى اين تيم چه كسى شود. اگر استيلى باشد، امكان اينكه پرسپوليسى بمانم خيلى بيشتر از قبل مى شود. در غير اين صورت قولى براى ماندن نمى دهم.
• راستى بازى با سوريه را چطور مى بينى؟
- درست است كه امارات را در العين برديم اما نبايد فراموش كنيم با شكست سوريه مقابل كويت الان ۴ تيم شانس صعود به مرحله بعد را دارند. كوچك ترين غفلت يعنى حذف از رقابت ها.با آن سوريه اى كه من در تهران ديدم بايد بگويم اين تيم سخت ترين رقيب ماست.
• آيا بهتر نبود براى اين مسابقه از على كريمى دعوت مى كرديم؟
- وقتى سرمربى تيم نظرش اين است كه در اين مقطع احتياجى به على كريمى نيست، من بازيكن نبايد جرأت كنم در اين باره حرفى بزنم!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ابراهيم زاده: فصل درخشانى در انتظار ذوب آهن است
سرمربى تيم فوتبال ذوب آهن اصفهان گفت: با توجه به بازيكنان مستعد و مديريت خوب باشگاه، فصل درخشانى در انتظار ذوب آهن است. منصور ابراهيم زاده در نشست خبرى باشگاه ذوب آهن اظهار داشت: براى آمدن به اين تيم انگيزه زيادى دارم و به موفقيت در اين تيم بسيار اميدوار هستم. وى افزود: ذوب آهن فصل گذشته به مقام ششم رسيد و امسال بايد به مقامى بهتر از ششمى دست يابد. تمام تلاش من و همكارانم اين خواهد بود كه تيم را به جمع تيم هاى مدعى و بالانشين ليگ برسانيم. سرمربى ذوب آهن پيرامون برنامه تمرينى اين تيم تا آغاز فصل جديد ليگ برتر گفت: از شنبه ۲۵ خرداد ماه تمرينات ذوب آهن آغاز خواهد شد، سپس ۸ تير ماه به منطقه چادگان مى رويم و از ۲۳ تير نيز اردوى تداركاتى در كشور تركيه خواهيم داشت كه طبق برنامه ريزى صورت گرفته ۴ ديدار تداركاتى نيز در اين كشور برگزار مى كنيم. وى بيان داشت: برنامه تمرينى تيم تا زمان آغاز ليگ برتر تا ۱۵ مرداد ماه، ادامه خواهد داشت و در اين مدت ۴ ديدار تداركاتى نيز در ايران برگزار خواهيم كرد تا با آمادگى صد در صد به ليگ برتر برويم. سرمربى تيم فوتبال ذوب آهن بر حفظ تمامى بازيكنان فصل قبل تيم تاكيد كرد و درخصوص انتخاب دستيارانش نيز گفت: مجيد صالح، دستيار امير قلعه نويى در استقلال بعد از فينال جام حذفى به كادر فنى اضافه خواهد شد و تا چند روز ديگر دستيار دوم خود را نيز معرفى مى كنم. ضمن آنكه توميسلاو، مربى فصل قبل دروازه بان ها نيز همچنان در تيم باقى خواهد ماند. وى از زحمات كادرفنى قبلى ذوب آهن تقدير و حضور بيژن ذوالفقار نسب را در اين تيم يك اتفاق بزرگ قلمداد كرد.
|
|
|
|
|
|
|
|