نسخه
PDF
شماره ۴۱۳۲ - ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ - - ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸ 
صفحه ۱۱
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
خداحافظ «عليمنصور»
آمادگى «جبارى» در يك موقعيت غيرمترقبه
070524.jpg
اينجا در ابرار ورزشى مطلبى به چاپ رسيد كه محتوياتش منطبق با جريان غالب در پيكار استقلال و پگاه بود. در واقع ما ۳ روز جلوتر از برگزارى ديدار برگشت اين مسابقه را ديده و مى دانستيم كدام بازيكن مى تواند سهم بيشترى در تعيين تيم برنده داشته باشد.
***
بازيكنى كه روى غيبتش در بازى رفت «مانور» داديم كسى نبود به غير از «مجتبى جبارى»، پلى ميكرى كه چون در رشت حضور نداشت استقلال نتوانست فوتبالش در نيمه حريف را تنظيم كند. البته جنس زمين گيلانى ها با پاس هايى كه مجتبى متخصص شان است همخوانى ندارد اما بازيكنان طراح و سازنده به غير از پاس هاى تأثيرگذار از قابليت هاى ديگرى هم برخوردارند كه به عنوان نمونه مى توان به كنترل سرعت و تعيين خط مشى تاكتيكى نيمه تهاجمى اشاره كرد.
***
زمانى كه پاى اين اظهار نظر به ميان آمد، برخى بدون توجه به ابعاد فنى به بحث روى حواشى آن تمركز كردند تا به اين نتيجه برسند كه اشاره به غيبت جبارى به منزله توجيه شكستى است كه در رشت نصيب پسران آبى شد اما وقايع بازى برگشت نشان مى دهد كه حق با كارشناسان بوده و صد حيرت از نادر دست نشان كه هيچ كدام از بازيكنانش را مأمور تخريب بازى پلى ميكر آبى ها و مراقبت از او نكرد تا بيشترين آسيب را از ناحيه جبارى ببيند.
***
اوايل فصل، بازيكنى كه شماره قلعه نويى را به تن دارد به دليل شرايط بدنى و بيشتر روحى ناشى از ماه هاى پس از مصدوميت كمتر مى دويد و تلاش مى كرد تا از درگيرى ها به دور بماند اما مجتبى به تدريج آماده شد تا به حدى برسد كه حتى در تست هاى فيزيكى نيز بالاترين امتيازها را كسب مى كرد، با اين حال او در استقلال كريمى هم آن فروغى كه مقابل پگاه از پلى ميكر آبى ها ديديم را نداشت زيرا سخت گيرى هاى تاكتيكى سرمربى قبلى، شعاع حركتى بازيكنانى مثل او يا مجيدى را محدود مى ساخت اما با آمدن قلعه نويى «جبارى» به واسطه قابليت هايش مبدل به مرد آزاد خط هافبك پسران آبى شد تا بتواند به قول «ابراهيم گلستان» كار خودش را بكند.
***
جبارى به محض رويت كانالى كه در كناره چپ محوطه جريمه پگاه به وجود آمده بود با يك پاس تو در ۳۰ مترى، مهدى اميرآبادى را در موقعيت گلزنى قرار داد تا او با ضربه اى استادانه خيال آبى ها را از بابت گلى كه در رشت خورده بودند راحت كند. بعد از آن مجتبى باز هم در چند صحنه توپ را به كانال ها رساند و حتى در يك نوبت با ضربه استادانه اى كه با پاى چپ به توپ نواخت هم مى توانست بازى را پيش از وقت اضافه به پايان برساند اما على نظرمحمدى در يكى از بهترين روزهايش موقعيت هاى گل را از پسران آبى سلب كرد تا كار به گل طلايى جبارى بكشد.
***
هرچند كه شروع گل دوم استقلال از يك پرتاب اوت بود و ما عادت كرده ايم به اينكه از چنين گل هايى خوشمان نيايد اما صرف نظر از اشتباه مدافعان پگاه و نيز نقش مؤثر پيروز قربانى در اين راستا، به جايگيرى جبارى و آمادگى بالايش براى مواجهه با موقعيت هاى غيرمترقبه توجه كنيد. مجتبى كه بيش ۹۰ دقيقه دويده و جنگيده بود به رغم ارتفاع توپ كه استفاده از آن را دشوار مى ساخت با عنايت به خروج دروازه بانان پا را تا جايى كه مى شد «بالا» آورد تا با اشاره اى مختصر توپ را از بالاى دستان نظرمحمدى به تور دروازه پگاه برساند. اين صحنه اوج هوشمندى يك بازيكن در تحليل درست موقعيتى پيش بينى نشده را نشان مى دهد، به انضمام آنكه نمى توان از كنار انعطاف و آمادگى بدنى جبارى؛ كه در آن دقيقه از بازى  پاى خود را تا آنجا بالا آورد، به سادگى گذشت.
استقلال در آسيا دود نشود!
استقلال قهرمان جام حذفى شده است. مسئولان، مربيان، بازيكنان و هواداران بعد از يك فصل وحشتناك از بابت نتيجه و روحيه، سرانجام خوشى را براى خود در جامى ديگر رقم زده اند اما آيا اين پايان راه است؟ آيا بايد بنشينند و تا اطلاع ثانوى سرخوش اين اتفاق جالب باشند؟ اگر چنين بينديشند و حتى اگر ليست خود را تسليم كنفدراسيون فوتبال آسيا هم كنند نبايد به استمرار سرخوشى خود خوش بين باشند؟ ديرى نخواهد پاييد كه به عنوان يك شكست خورده زانوى غم در بغل خواهندگرفت. اگر ۲ فصل قبل از بابت ناكامى در ليگ قهرمانان شروع نشده آسيا به عنوان يك مدعى غايب سر و صدا به راه انداختند اما اين بار به عنوان يك شكست خورده ليگ قهرمانان را ترك خواهند كرد. پس چه كنند كه از اين ناكامى دور نشوند؟
فتح الله زاده كوتاه بيايد
على فتح الله زاده هر چند مدير با سابقه اى است اما در فصل نقل و انتقالات علاقه عجيبى به انفجار بمب هاى خبرى د ارد. البته برخى از بمب هاى اومثل انتقال جنجالى مهدى هاشمى نسب از پرسپوليس به استقلال واقعاً جالب بود اما در ادامه ثابت شد كه اين خصلت مدير عامل نمى تواند هميشه براى استقلال منافع قابل توجهى را در پى داشته باشد. از او انتظار داريم در اين فصل از نقل و انتقالات نه براى موفقيت استقلال كه براى موفقيت يك نماينده ايران در آسيا گام هاى مطمئن و بلندى را بردارد و بازيكنانى را به اردوى آبى بياورد كه فقط اسمى نباشند.
قلعه نويى تعارف نكند
شخصيت امير قلعه نويى بر همگان مشخص شده است. يك جنوب شهرى دل گنده كه اهل رفاقت است. اين به جاى خود اما احساس مى كنيم او در دو پذيرش سكان رهبرى استقلال در فصل بعد دچار چالش ذهنى به نام تعارف شده است. او به طور حتم به دنبال بالا بردن قيمت خود نيست چون با توجه به جو موجود و اقبال عمومى آبى ها از امير، نيازى به اين كار ندارد. با اين حال اگر پوئن هاى خاصى را در ذهن خود مدام مرور مى كند بهتر است آنها را به زبان بياورد و بهانه هاى ديگر را وسط نكشد. در حال حاضر بهتر از قلعه نويى براى استقلال حداقل از نظر روحى وجود ندارد.
حرف آخر
مديرعامل باشگاه استقلال اگر در خريدهاى خود تغيير رفتار ندهد و اگر امير مذاكرات خود بر سر ادامه همكارى را كش دار كند اين استقلال در آسيا راه به جايى نمى برد و به راحتى «دود» مى شود. چراكه استقلال فعلى با وجود قهرمانى در جام حذفى يك تيم متزلزل نشان داد كه در چند مقوله به بن بست رسيده. براى خروج آبى پوشان از اين بن بست ها (بيان آنها در حوصله اين بحث نيست) نبايد زمان را از دست داد.
در باد اين قهرمانى نبايد خفت
070533.jpg
۱- سوت پايان كه نواخته شد احساس بسيار خوبى داشتم. استقلال بعد از چند سال نتيجه گرفته بود و از طرفى هواداران اين تيم خوشحال شده بودند. استقلال طى چند سال گذشته همواره مدعى اول هر جامى بوده و اميدوارم اين موفقيت ها ادامه داشته باشد. البته يك مسأله بزرگ پس از قهرمانى مطرح است و آن اينكه نبايد در باد اين قهرمانى بخوابيم و از همين حالا كادر فنى بايد به دنبال جذب نفرات موردنيازشان باشند چراكه بازى هاى ليگ برتر از مردادماه مجدداً كليد مى خورد. در اين بين فكر مى كنم يك خانه تكانى كوچك در استقلال ضررى نداشته باشد. اين تيم بايد براى جذب بازيكنانى كه مى توانند به تيم كمك كنند هرچه سريع تر اقدام نمايد البته اينبار با چشم هاى كاملاً باز.
۲- بله! هم استقلال در ليگ قهرمانان آسياست و هم پرسپوليس به دليل اينكه اين ۲ تيم مردمى هستند قطعاً فوتبال كشورمان پيشرفت خواهد كرد هرچند سابقه استقلال بيشتر از پرسپوليس است اما اين ۲ تيم مى توانند نمايندگان خوبى براى كشورمان در آسيا باشند. اصلاً نمى خواهم كار بزرگ سال گذشته سپاهان در ليگ قهرمانان آسيا را كوچك جلوه دهم اما وقتى بحث ملى پيش مى آيد بى شك استقلال و پرسپوليس جايگاه ويژه اى دارند.
۳- قهرمانى استقلال را بايد به پاى همه استقلالى ها نوشت. از مديرعامل گرفته تا تداركات تيم در اين موفقيت بزرگ تاثيرگذار بودند چراكه قهرمانى به دست نمى آيد مگر با كار گروهى. البته حضور «امير قلعه نويى» و بازگشت مجددش به استقلال نيز يكى از دلايل مهم قهرمانى بود. قلعه نويى از استقلال شناخت دارد و كاملاً با جو اين تيم آشنا است. از سوى ديگر بازيكنان آنقدر تلاش كردند تا به قهرمانى رسيدند. اما بزرگترين كمك را هواداران به قهرمانى استقلال كردند. آنها با حضورشان در ورزشگاه و تشويق هاى بى امانشان استقلال را از لحاظ روحى و روانى برتر از حريفان قرار مى دهند و موجب تضعيف روحيه تيم هاى مقابل استقلال مى شوند. حتى تشويق هواداران سبب شد پگاه ناخودآگاه به عقب رفته و دفاع كند و همين امر سبب مى شد استقلال با قدرت بيشترى حمله كند. اول هواداران قهرمان شدند بعد مجموعه استقلال.
۴- نمى توان از بين جبارى و طالب لو يك نفر را به عنوان قهرمان استقلال انتخاب كرد زيرا هر ۲ نفر زحمات زيادى براى اين عنوان كشيدند اما فكر مى كنم سهم «وحيد طالب لو» به علت گرفتن پنالتى در چند بازى كه تيم نتوانسته بود در ۹۰ دقيقه قانونى و وقت هاى اضافه پيروز شود بيش از باقى بازيكنان باشد.
خداحافظ «عليمنصور»
شوكران وداع
070518.jpg
۱- و سرانجام «روز پايان» فرا رسيد و عليرضا منصوريان هم «شوكران وداع» را سر كشيد. شوكرانى كه هر بازيكن فوتبال ناچار است روزى آن را سر بكشد و كفش ها را بياويزد. براى على منصوريان كاپيتان استقلال هم سرانجام اين روز رسيد.
۲- وداع با فوتبال سخت و دشوار است و مخصوصاً در روز قهرمانى. بايد اراده ات از پولاد باشد كه ببينى تيمت مجوز بازى هاى بين المللى را كسب كرده و حالا دوباره فرصتى پديدار شده براى بازى در مسابقات بين المللى.بايد اراده ات از پولاد باشد كه در چنين شرايطى كابوس وداع را لبيك بگويى.
اين بود كه وارد زمين شد و آنچه در توان داشت رو كرد و بعد سوت پايان را شنيد و به پايان دوره فوتبال خود رسيد.
۳- كسى چه مى داند در ذهن «عليمنصور» چه گذشت وقتى آن سوت آخر را شنيد. شايد خاطره سوت اول در ذهنش زنده شد. سوتى كه سال ها قبل در زمينى خاكى يا نيمه خاكى - نيمه چمن در يكى از محله هاى جنوب شهر زده شد. شايد حافظه يارى مى كرد و شماره ۱۰ اسم تيم و چهره مبهم همبازيان و از همه مهمتر نتيجه بازى را به ياد مى آورد. شايد هم همهمه و شلوغى دور زمين و شادى ناشى از قهرمانى مانع از اين مى شد كه چرخ دنده هاى پير حافظه روى خاطرات گرد و خاك گرفته قديمى بالا و پائين شوند و موتور حافظه و حواس را به حركت دربياورند. به هر حال لحظه، لحظه وداع بود و بوسيدن جام و پس از آن دور زدن گرد زمين سبز، بقيه اش ديگر اهميت ندارد. خودتان با تخيل خودتان وداع يك كاپيتان در ورزشگاه يكصد هزار نفرى را مجسم كنيد.
۴- حداحافظى تلخ است. تلخ تر از زهر هلاهل. حتى با يك من جام و مدال و عنوان هم نمى شود از تلخى اش كم كرد. نگاه به چهره خندان بازيكن نكنيد. تمام آن بوسه ها و در آغوش كشيده شدن به وقت بودن در جمع است. اما وقتى نوبت تنهايى مى رسد، وقتى بازيكن تنها مى شود و سوار بر ماشين به خانه باز مى گردد، آن وقت تلخى زهر هلاهل احساس مى شود. آن وقت بار غم روى شانه هاى بازيكن مى ماند. وقتى «عليرضا منصوريان» به خانه بازگشت. اما فرصتى براى غم خوردن و ناراحتى نداشت. او سرش به سرگرم كردن «مجتبى جبارى» گرم بود كه نمى دانست پدر را از دست داده. منصوريان شايد سخت ترين لحظات روز خداحافظى اش را در ماشين با مجتبى جبارى گذراند و بعد هم در مجلس ختم. يكى بگويد كاپيتان در روز سركشيدن شوكران و داغ وقت كرده در غم خداحافظى خود اشكى بريزد؟ او اشك زياد ريخت. در شادى استقلال و در غم مجتبى جبارى. سؤال اما اينجاست كه آيا او وقتى براى گريستن در غم خود پيدا كرد؟
خوشحالم كه هواداران خوشحالند
070530.jpg
۱- در لحظات قهرمانى استقلال فقط از يك مسأله خوشحال بودم آن هم خوشحالى هواداران بود. آنها در طول فصل گذشته و حتى سال گذشته سختى هاى فراوانى تحمل كرده بودند و اين قهرمانى حقشان بود. من هنوز هم خوشحالم چون هواداران شاد و مغرورند.
۲- اتفاقاً (چهارشنبه) همين بحث را ميان خودمان داشتيم كه بعد از ۶ ، ۷ سال استقلال و پرسپوليس با هم در بازى هاى باشگاه هاى آسيا شركت مى كنند.
اين قضيه بسيار خوشحال كننده است چراكه شانس ايران را براى به دست آوردن قهرمانى در آسيا افزايش خواهد داد. استقلال و پرسپوليس قدرت هاى اول ايران و حتى آسيا هستند و هر ۲ تيم شانس زيادى براى قهرمانى در آسيا دارند. اميدوارم اين اتفاق پس از سال ها براى فوتبال كشورمان رخ دهد و يك نماينده از ايران كاپ قهرمانى در آسيا را بالاى سر ببرد.
۳- اگر بخواهيم قهرمانى را پاى شخص خاصى بگذاريم قطعاً دچار اشتباه شده ايم زيرا چنين موقعيتى به تنهايى و توسط يك نفر و چند نفر به دست نمى آيد. بازيكنان، كادر فنى و هواداران و مديريت همگى به يك اندازه در قهرمانى سهيم هستند و به بايد پاى تك تكشان نوشته شود.
۴- نمى توان گفت دقيقاً «وحيد طالب لو» مؤثرتر بود در قهرمانى يا «مجتبى جبارى» اما نبايد شك كرد كه نقش جبارى به عنوان يك هافبك خلاق و طراح در اين موفقيت غيرقابل انكار است.
هدف كه قهرمانى باشد همه مى درخشند
۱- كاش مى توانستم به راحتى احساسم را پس از قهرمانى استقلال بيان كنم. من كار خاصى نمى كردم اما به مسأله خاصى مى انديشيدم. به هواداران تيم كه يكسال پرفراز و نشيب را پشت سر گذاشتند و چه سختى ها كه در طول اين فصل تجربه نكردند. خدا را شكر كه آنها شاد شدند.
۲- استقلال و پرسپوليس بدون ترديد قلب فوتبال كشور هستند و اينكه هر ۲ با هم به آسيا رسيدند بايد يك اتفاق ويژه براى ما تلقى شود. هم استقلال و هم پرسپوليس تيم هاى مردمى و پرطرفدارند و به عنوان يك قدرت حتى مى توانند آتش بازى هاى ليگ قهرمانان آسيا را داغ تر از گذشته كنند. اميدوارم آنها در آسيا نيز موفق باشند.
۳- قهرمانى استقلال را به پاى اينها بنويسيد: آقايان «ناصر حجازى»، «فيروز كريمى»، «امير قلعه نويى»، «كادر مديريتى و مربيان» و هواداران و بازيكنان تيم. همه آنها نقش بسزايى داشتند.
۴- من در جواب اين سؤال كه «وحيد طالب لو» در قهرمانى نقش مفيدترى داشته يا «مجتبى جبارى» اينگونه مى گويم كه اگر هدف يك مجموعه مشخص باشد همگى مى درخشند. چه طالب لويى كه در لحظات حساس و ضيافت پنالتى ها به كمك تيمش مى آيد و چه مجتبى جبارى كه به موقع بهترين بازى هايش را در ميانه ميدان براى استقلال انجام مى دهد و چه باقى بازيكنان. اين تمام ماجراست.