نسخه
PDF
شماره ۴۱۳۲ - ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ - - ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸ 
صفحه ۹
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
منتظر دربى مشهد باشيد
اين على دايى دنبال دردسر نمى گردد
070497.jpg
سال هاى سال به حضور مربيانى انعطاف ناپذير در تيم ملى عادت كرده بوديم. حرف  حرف خودشان بود. حتى اگر نتيجه هم نمى گرفتند با غرور تمام به موضع گيرى خود عليه زمين و زمان ادامه مى دادند. اينچنين شرايطى، هم براى بازيكنان و هم براى اهل فن بخصوص در مطبوعات گران تمام مى شد. اين روند ادامه داشت تا اينكه على دايى از راه رسيد. كارى به اين نداريم كه او را چگونه انتخاب كردند و در كل ماجرا از چه قرار بود چون همان طور كه به يك مربى حق مى دهيم در انتخاب بازيكنانش سليقه اى عمل كند، لابد يك رئيس فدراسيون نيز از چنين حقى برخوردار است - آنقدر در اين باره نوشته ايم كه خودمان هم خسته شده ايم - جالب اينكه انتخاب خود رئيس فدراسيون هم سوژه اى داغ بود. از اصل مطلب دور نشويم. روزى كه على دايى آمد، اقبال عمومى از وى بالا بود چرا كه همگان به مديريت وى اعتقاد داشتند. مى دانستند اهل پشت پرده و زد و بند نيست. وى در شروع كار اما همان راهى را رفت كه سرمربيان قبلى رفته بودند. با خبرنگاران به نوعى سر جنگ داشت. چند بازيكن خوب را از قلم انداخت. چند مهره اسمى را اصلاً دعوت نكرد. اينكه سرمربى فعلى تيم ملى با خبرنگاران كنار نمى آمد موضوع جديدى نبود اما اينكه چرا تعدادى از بازيكنان را دور و برش راه نمى داد براى ما جاى سؤال داشت. اوج اين ابهام درباره على كريمى مطرح شد. برخى آن را به درگيرى فيزيكى دايى با كريمى در دهه ۷۰ ربط مى دهند يعنى زمانى كه شماره ۸ در تيم «فتح» آن زمان بازى مى كرد؛ در يكى از شب هاى ماه مبارك رمضان طى يك مسابقه فوتسال، كريمى كه در تيم مقابل دايى بود، چند بار او را مغلوب تكتيك ناب خود كرد كه ادامه اين روند منجر به درگيرى طرفين شد اما واقعيت امر اين است كه چنين مسأله كوچكى نمى تواند باعث كينه درازمدت سرمربى شود چون فكر نمى كنيم او چنين آدم كوچكى باشد. دايى فقط به دنبال نظم و آرامش بود و وقتى ديد على كريمى ناخواسته در اردو حرف و حديث ايجاد كرده و فدراسيون عذرش را خواسته، ديگر پيگير قضيه نشد. حتى پادرميانى ۲ تن از مقامات كشور هم نتوانست دايى را وادار كند نظم و انضباط تيمى خود را فداى خواسته احساسى هواداران نمايد. نكته: اگر تيم على دايى به واسطه غيبت على كريمى نتيجه نمى گرفت، به طور حتم يكى از پتك هايى كه براى تخريب اعتبار مربيگرى دايى بيشترين استفاده را داشت، نام همين على كريمى بود اما وقتى دايى توانست نتيجه لازم را بگيرد، ديگر چه جاى بحث؟ او تمام دردسرها را به جان خريد تا از موضع خود عقب نشينى نكند. با اين حساب وقتى در موضع خود باقى ماند و نتيجه هم گرفت، ديگر چه مى توان گفت؟
انتقاد پذيرى دايى
سرمربى تيم ملى هر چند در مورد چند لژيونر شناخته شده به هيچ عنوان انعطاف نشان نداد اما درباره مهره هاى موجود در اردو به توصيه ها و انتقادات مطبوعات ترتيب اثر داد. با هم مرورى مى كنيم به چند مورد از اين انتقاد پذيرى هاى على دايى؛
۱- «غلامرضا رضايى» هافبك مهاجم صباباترى با پسند شخص دايى به تيم ملى دعوت شد. وى از او به عنوان يار تعويضى يا ذخيره سود مى برد كه با مطالبى كه در مطبوعات در مورد توانايى هاى اين بازيكن نوشته شد و مخاطبش هم دايى بود، شاهد اين مورد بوديم كه سرمربى رفته رفته به او اعتماد كرد و جايگاه ثابتى را به او داد.
۲- محسن خليلى بازيكنى است كه خوب جايگيرى مى كند و در طول ۹۰ دقيقه هر طورى كه شده زهرش را مى ريزد. دايى اما در اوايل مربيگرى خود در تيم ملى يا توجه زيادى به محسن نمى كرد يا او را در اواسط نيمه دوم از زمين بيرون مى كشيد. با انتقاداتى كه در مطبوعات از اين اقدام دايى شد، سرمربى تيم ملى انعطاف نشان داد و به عنوان رعايت اصل «آزمون و خطا» هم كه شده به خليلى ۹۰ دقيقه فرصت بازى داد. اينچنين بود كه شاهد شكوفايى يكى از ۲ گلزن برتر ليگ برتر در آخرين بازى تيم ملى شديم. او در حالى كه گرفتار يارگيرى سفت و سخت سورى ها شده بود، سرانجام زهرش را ريخت و باعث شد يكى از شيرين ترين پيروزى هاى ايران رقم بخورد.
مهاجمى با تفكرات دفاعى
۳- دايى را همه به عنوان يك مهاجم جهانى مى شناسند. وقتى هم او به عنوان سرمربى تيم ملى انتخاب شد، همگان بر اين باور بودند تيم ملى با او هجومى ظاهر خواهد شد. دايى در بازى با كويت طبق انتظارات رفتار كرد اما وقتى بازى ۲ بر صفر برده را با تساوى ۲ بر ۲ عوض كرد، انتقادات اهالى مطبوعات به صورت هدفدار شروع شد. آنان بارها به على يادآور شدند كه ابتدا خط دفاعش را سروسامان دهد، بعد سراغ كارهاى هجومى برود. دايى نيز با حرفه اى گرى تمام چنين كرد. او در بازى رفت و برگشت با امارات به خط دفاعى خود بيشتر بها داد. به همين خاطر شاهد برترى نسبى امارات در كل ۲ بازى بوديم اما تيمى كه نتيجه گرفت، تيم على بود. در بازى با سوريه هم دايى هرگز ريسك نكرد و با استحكام بخشيدن به خط دفاعى خود با توجه كافى و مفيد به امور دفاعى تيم، اجازه نداد سوريه آنچنان كه بايست صاحب موقعيت شود. او بعد از اين بود كه به فكر حمله افتاد. حتى دايى در پايان بازى و در كنفرانس خبرى اعتراف كرد سوريه از ايران در نيمه اول سرتر بوده است. با شروع نيمه دوم على بازهم توجهش را به دفاع كم نكرد، با اين حال تاكتيك هاى هجومى را هم آرام آرام در دستور كار بازيكنان قرار داد و سرانجام نيز نتيجه مطلوبى كسب كرد.
بى توجهى به حاشيه ها
۴- على دايى مثل هر شخص ديگرى تا همين چند وقت پيش به هر حاشيه اى بخصوص در مطبوعات اهميت مى داد. على جواب هر كسى را كه حرفى عليه او مى زد، مى داد. تحمل و صبرش واقعاً كم بود اما اين روزها ديگر چنين نمى كند. آستانه تحمل سرمربى جوان تيم ملى بالا رفته. او پيش از آنكه انرژى خود را صرف جواب دادن به اين و آن كند و در ادامه بر حاشيه هاى موجود بيفزايد، تمام تمركزش را معطوف به تيم ملى كرده است. با توجه به نتايج درخشانى هم كه در ۲ بازى اخير گرفته و صعودش را به مرحله دوم رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى مسجل كرده، فكر نمى كنيم از نظرات و رفتارهاى حرفه اى خود دست بردارد. اين را هم مطمئن باشيد تا اطلاع ثانوى قرار نيست على دايى به خاطر اشتباهات عجيب و غريبش سيبلى مقابل انتقادات شود چون اشتباه بزرگى نكرده كه به چنين سرنوشتى دچار شود.
درس هايى براى دروازه بان هاى ايرانى
070503.jpg
۱- مسابقات يورو ۲۰۰۸ نشان داد نقش دروازه بان در فوتبال امروز تا چه اندازه تعيين كننده شده است. دروازه بانى مثل ون درسار در تيم ملى هلند هم نقش كليدى خود را در منچستريونايتد تكرار مى كند و هم به هلند در راه كسب اين نتايج خيره كننده كمك مى نمايد. دروازه بانى مثل پتر چك هم با آن اشتباه باور نكردنى باعث حذف تيم چك مى شود.
۲- دروازه بانى كه توانايى فنى بالايى در قسمت پا داشته باشد، براى يك تيم نعمت است. منظور من از توانايى فنى در قسمت پا، تكنيك پاست كه كمك مى كند دروازه بان در ارسال توپ با پا و كلاً بازى با پا قوى ظاهر شود و به تيم خود كمك كند.من در مسابقات امسال به طور كل از چند گلر خوشم آمد كه هم تكنيك پاى خوبى داشتند و هم ديگر استانداردهاى دروازه بانى را رعايت كردند. ون درسار (هلند) ولكان (تركيه) و بوفون (ايتاليا) بهترين هاى تيم خود بوده اند. اگر دروازه بان هاى جوان به بازى اين دروازه بان ها نگاه كنند، مثال خوبى براى «بازى با پاى خوب» پيدا مى كنند.
۳- زيباترين صحنه اى كه به درخشش يك دروازه بان مربوط است را در بازى تركيه و سوئيس ديدم؛ وقتى ولكان در زمين خيس و پر از آب توانست ضربه مهاجم سوئيس را مهار كند. بازى در زمين خيس براى بازيكنان دشوار است و براى دروازه بان دشوارتر.
۴- براى مربيان دروازه بان ها، يورو ۲۰۰۸ يك پيغام ويژه دارد. اينكه مهمترين چيز براى دروازه بان تمركز بالا و روحيه مناسب است. دروازه بانى كه تمركز،  روحيه و آمادگى بالايى داشته باشد، كليد بيمه شدن دروازه است و اين وظيفه مربى دروازه بان هاست كه دروازه بان خود را آماده نگه دارد.اين درس ها نه فقط براى مربيان دروازه بان  ها كه براى خود دروازه بان ها نيزمهم است.
ستارگان حرف اول را در يورو ۲۰۰۸ نمى زنند
۱- هر تيمى برنامه داشته باشد، مى تواند با كمترين دغدغه وارد رقابت هايى در سطح يورو ۲۰۰۸ شود. برنامه عبارت است از انتخاب بازيكنان مناسب و منضبط، سود بردن از تاكتيك هاى روز دنيا و آناليز دقيق حريف. هركدام از اين فاكتورها كامل نشود، نمى توان در فوتبال امروز دوام آورد. در يورو ۲۰۰۸ اغلب تيم ها از هر ۳ فاكتور به خوبى سود مى برند. اين را هم بايد اضافه كرد كه اسم هاى بزرگ ديگر جايى در فوتبال ندارند. اسم بزرگ در يورو ۲۰۰۸ يعنى اسمى كه صاحب آن كاملاً در اختيار تيم و تفكرات سرمربى باشد.
۲- تا قبل از اينكه بازى تركيه را مقابل چك ببينم، فكر مى كردم هلند و پرتغال تيم هاى شگفتى ساز هستند اما وقتى به تماشاى بازى شاگردان فاتح تريم مقابل جمهورى چك نشستم، متوجه توان عجيب تيم تركيه شدم. آنان مثل آلمان دهه هاى ۷۰ ۸۰، و ۹۰ فوتبال را تا ثانيه آخر با جان و دل بازى مى كنند. تركيه در يك كلام علاوه بر شگفتى ساز بودن، معركه هم بود.
۳- فكر مى كردم بازى هلند و ايتاليا با نتيجه تساوى به پايان برسد. با اين حال مطمئن بودم فرانسه نمى تواند از عهده هلند بربيايد. احتمال اينكه تركيه هم مقابل چك برنده شود، وجود داشت اما نه به شكل هيجان انگيزى كه ديديم.
۴- صحبت كردن درباره قهرمان يورو ۲۰۰۸ زود است چون تيم هاى بزرگ با بازى هاى كج دار و مريز هنوز نتوانسته اند چهره واقعى خود را به نمايش بگذارند. با اين وجود فكر مى كنم هلند و پرتغال مى توانند تا فينال جلو بروند. در اين ميان نبايد اسپانيا را هم فراموش كنيم. اين تيم از بازيكنان با تعصبى سود مى برد.
۵- دوره، دوره ستاره ها نيست. تيمى موفق است كه ۱۱ بازيكن خوب و يكدست داشته باشد. البته نبايد انكار كنيم كه برخى از ستارگان مى توانند گره گشا باشند. اگر اوضاع به همين منوال پيش برود، كريستيانو رونالدو از پرتغال بهترين بازيكن جام خواهد شد.
منتظر دربى مشهد باشيد
پيام تيمى از جنس رفاقت!
070515.jpg
سال ها از آخرين بارى كه پيام مشهد را در رقابت هاى سطح اول باشگاهى ايران ديديم، مى گذرد. در آن تيم بازيكنانى چون نيما نكيسا، داريوش يزدانى و...توپ مى زدند. فاصله افتادن بين حضور قبلى با حضور فعلى پيام مشهد در رقابت هاى سطح اول باشگاهى (اين بار ليگ برتر) آن قدر زياد شده كه علاقه مندان جوان در فوتبال ايران يادشان رفته اين تيم پيام واقعاً چگونه تيمى بوده است! برخى بر اين باورند كه پيام مشهد هم يك تيم جديدالتأسيس است كه به واسطه پول در فوتبال ايران رشد كرده و ليگ برترى شده اما واقعيت غير از اين بوده است. براى پى بردن به اين ادعا نگاهى به ليست بازيكنان پيام مشهد بيندازيد. در اين تيم واقعاً بازيكن اسمى و بزرگى به چشم نمى خورد. اسمى و بزرگ از بابت شناخته بودن آنان براى كليه هواداران فوتبال در ايران و ملى پوش بودن آنان. البته حميد هدايتى از پاس همدان كه در ميانه راه به اين تيم مشهدى پيوست، تنها بازيكنى است كه شايد براى اغلب علاقه مندان شناخته شده باشد. با اين حساب مى بينيد كه پيام مشهد از نظر مهره يك تيم اسمى نبوده است.
پول داشتن يا نداشتن
زمانى كه قرار شد براى تعيين سرگروهى در ليگ دسته اول، پيام مشهد به مصاف استيل آذين برود، برخى به اين نكته اشاره داشتند كه تيم خداداد عزيزى و هادى برگى زر به دليل فقير بودن از بابت پول و بازيكن نمى تواند حريف تيم متمول على پروين شود. همين مورد ثابت مى كند پيام مشهد براى رسيدن به ليگ برتر هرگز ريخت و پاش نكرده است. ريخت و پاش نكرده كه هيچ، حداقل هزينه را هم متقبل شده است. وقتى گرانترين بازيكن پيام مشهد از ارزان ترين بازيكن استيل آذين ارزان تر است، ديگر چه جاى صحبت از هزينه هاى آنچنانى ازسوى پيامى ها. نكته: به گفته يكى از آگاهان به امور باشگاه پيام، مسئولان اين تيم فقط براى حضور در ليگ دسته اول تيم خود را بسته بودند نه براى صعود. آنان آمده بودند كه باشند نه اينكه به جايى برسند و حتى به ليگ برتر پاى بگذارند.
شوك مثبت
وقتى خداداد عزيزى به اين تيم پيوست، همه او را در انتخاب تيم جديدش يك فرد ناچار تلقى كردند با اين استدلال كه چون از ابومسلم به نوعى رانده شده مجبور به اين انتخاب شده اما او هرگز چنين نينديشيد و خيلى عادى و خونسرد به كار خود در اين تيم استمرار بخشيد و با آوردن هادى برگى زر به عنوان سرمربى جديد، در كل شوك مثبتى به تيم وارد كرد. همين موارد يك شرايط جالب را هم در تيم ايجاد كرد؛ رفاقت. اگر تيم پيام مشهد به ليگ برتر صعود كرد فقط به خاطر همين يك واژه بود. پيامى ها درست مثل اهالى قديم فوتبال، تيم خود را اداره كردند و كارها رابه پيش بردند.در ابتداى امر كار آنان غيرحرفه اى و تخيلى ارزيابى مى شد و باورش مشكل بود.
دربى مشهد
در ابتداى اين مطلب به اين موضوع اشاره كرديم كه شايد باشند تعدادى از علاقه مندان جوان در فوتبال كه از پيشينه پيام در فوتبال ايران با خبر نباشند. بايد به اطلاع اين عزيزان برسانيم سابقه پيام از اغلب تيم هاى فعلى ليگ برتر بيشتر نباشد، كمتر نيست. يادش به خير زمان هايى كه ورزشگاه تختى در قلب شهر مشهد مملو از تماشاگر مى شد آن هم براى تماشاى دربى خراسان بزرگ. يك طرف سياه جامگان ابومسلم مى ايستادند و در سوى ديگر سبزپوشان پيام.حتى همين خداداد كه حالا همه كاره  پيام شده بارها با پيراهن ابومسلم براى اين تيم دردسرساز شده بود. اميدواريم با همين چند خط به قدمت نسبى پيام مشهد پى برده باشيد.
پاسخ به منتقدان
هستند منتقدانى كه از صعود تيم هاى بى تماشاگر به ليگ برتر گلايه دارند اما بايد خدمت اين منتقدان عرض كنيم پيام تيم بى تماشاگرى نيست. هنوز در مشهد هوادارانى هستند كه از آنان به عنوان پيامى هاى قديمى ياد مى كنند. آنان هرگز از تيم خود دل نكندند و در سرما و گرما حمايتش كردند.به طور حتم در اولين بازى اين تيم در ليگ برتر و در مشهد هم خواهيد ديد در يك بازى سطح متوسط (با تيمى غير از پرسپوليس و استقلال) كمتر از چندين هزار نفر را روى سكوها نخواهد داشت. ديگر اينكه كمبود تماشاگر در مسابقاتى كه همزمان با پخش مستقيم ديدارهاى پرسپوليس و استقلال تهران انجام مى شود، امرى طبيعى است و منتقدان نمى توانند با تكيه بر چنين وقايعى از حضور پيام مشهد و ديگر تيم ها در ليگ برتر انتقاد كنند. و اما بر فدراسيون فوتبال وظيفه است كه براى جبران اين نقيصه، بازى هاى تيم هاى ديگر را با بازى هاى پرسپوليس و استقلال به صورت همزمان برگزار نكند يا اين تلاقى ها را به حداقل برساند و آن را به صورت تناوبى لحاظ كند.
حرف آخر
صعود يك تيم كم ادعا، كم خرج و در يك كلام فوتبالى از جنس رفاقت هاى قديم را به ليگ برتر به فال نيك مى گيريم و فقط اميدواريم اين تيم نيز همچون اغلب تيم هاى ليگ برتر آلوده به ولخرجى نشود و قالب دوست داشتنى خود را حفظ كند.
دفاعيه پيام مشهد و سپاهان نوين از ديگران كم تماشاگرتر نيستيم!
070512.jpg
۱- صعود پيام مشهد و سپاهان نوين به ليگ برتر اتفاق جديد فوتبال ايران است. اتفاقى كه پيش بينى نشده بود و تا سوت پايان را نشنيديم، باورش نكرديم.
۲- قبول كنيم كه برخورد ما با سپاهان نوين و پيام مشهد دوستانه نبود. نه خبرى بود از خسته نباشيد و تبريك و نه بر زبان آمدن كلمه «خوش آمديد!» از اول لحظه صعود اين۲ تيم جاى دسته گل، چماق انتقاد در دست گرفتيم و كم تماشاگر بودن اين ۲ تيم را به سرشان كوبيديم. دفاعيه ۲ تيم در پاسخ به اين حمله، پاسخ مشتركى بود كه از زبان مسئولان و دست اندركاران اين تيم ها شنيديم.
۳- « از كجا مى دانيد ما در ليگ برتر كم تماشاگر هستيم؟ قصاص قبل از جنايت چرا؟ آيا ما يك دقيقه هم در ليگ برتر به ميدان رفته ايم كه اينگونه مورد عتاب قرار مى گيريم؟ در ثانى، اگر كم تماشاگر بودن جرم است، پس بايد برق شيراز، مقاومت سپاسى، پيكان، سايپا و راه آهن را هم گردن زد! هنوز عرق صعود خشك نشده، حمله كردن چرا؟»
۴- دفاعيه مسئولان ۲ تيم ادامه دارد: « از ما حمايت كنند و بودجه بدهند تا ما هم ستاره جذب كنيم و پرتماشاگر شويم. وقتى برنامه ريزى مى كنند، بازى هاى ما را با تيم هاى پرتماشاگر در يك روز يا يك ساعت نگذارند تا تماشاگران براى تماشاى بازى هاى ما هم وقت بگذارند. درآمد بليت فروشى را در اختيار باشگاه ها قرار بدهند تا ما هم به هر ترفند ممكن تماشاگر جذب كنيم.»
۵-«از زمانى كه ليگ برترى شده ايم، امتيازمان را به ۸ شهر مختلف فروخته اند! چنان عليه تيم ما جوسازى كرده اند كه انگار جرم كرده ايم ليگ برترى شده ايم! در اساسنامه مسابقات نيامده بود كه صعود تيم هاى كم تماشاگر ممنوع است. اگر مى دانستيم، صعود نمى كرديم.»
۶- دلشان پر است. جاى آنكه جشن قهرمانى بگيرند،خود را در محكمه افكار عمومى مى بينند.
«يك پيام تبريك و يك كلام دلگرم كننده هم نشنيديم. با هزار مكافات تيم را بالا آورديم و در شهر خودمان شادى توليد كرديم اما رسانه ها دوستمان ندارند. چرا؟»
۷- اين هم دفاعيه تيم هاى صعود كرده. به آنها حق حيات مى دهيم؟
يورو ۲۰۰۸ از نگاه خودمان
واقعيت ها درون زمين رقم مى خورد
مرحله گروهى بازى هاى فوتبال يورو ۲۰۰۸ روزهاى آخر را سپرى مى كند و بعضاً نتايجى حاصل مى شود كه انتظار آن نمى رود. سعى داريم بدون حاشيه رفتن و اتلاف وقت اين نتايج را مورد بررسى قرار دهيم.
واقعيت ها
با نگاهى به بازى هاى انجام شده متوجه مى شويم «واقعيت ها» در بازى با آنچه مربيان در ذهن تداعى مى كنند فرق دارد و همين مسأله باعث مى شود تيم ها نتايج مورد نظر خود را كسب نكنند كه قابل لمس ترين آن را در ديدار تيم هاى تركيه و چك به وضوح ديديم. در اين بازى مشخص شد اكتفا كردن به انديشه و عدم پشتيبانى اصولى از آن، شكست تلخ و حذف شدن را به همراه دارد. «كارل بروكنر» سرمربى تيم فوتبال چك وقتى با ۲ گل از حريف قدر خود جلو افتاد، تمركز لازم را نداشت و به فاصله ۱۵ دقيقه از صعود بازماند و مغلوب تفكرات «فاتح تريم» شد.
احساسات نبايد منطق را ناديده بگيرد
براى آنكه برنامه ها و تدابير از قبل پيش بينى شده به درستى در زمين پياده شوند، نبايد احساسات كاذب تفكر مربى و بازيكنان را تسخير كند و منطق ناديده گرفته شود. ما اين مسأله را در بازى پرتغال و سوئيس مشاهده كرديم و ديديم «اسكولارى» سرمربى برزيلى تيم ملى پرتغال در ديدارى كه نتيجه تأثيرى در صعودشان نداشت، از بازيكنان ذخيره استفاده كرد. هرچند آنها بازى را با ۲ گل واگذار كردند اما جدا از استراحت دادن به ياران اصلى براى ديدارهاى مرحله بعد، فرصت را به ذخيره ها دادند تا در شرايط بازى قرار بگيرند و در صورت نياز و كمك آمادگى خود را حفظ كنند.
تفاوت هاى اين ۲ ديدار
«تركيه» وقتى ۲گل دريافت كرد و فرصت حضور در مرحله بعد را در خطر ديد با سرعت دادن به بازى و پرس كردن حريف در كليه خطوط توانست به آنچه مدنظر داشت، برسد. اين عامل مهم را كادرفنى تيم در ميان۲ نيمه به بازيكنان القا كرد و نتيجه آن را هم گرفت و آن ايجاد اعتماد نزد بازيكنان بود و اينكه اگر فعل خواستن را همراه با جسارت و جنگندگى در دستور كار داشته باشيد، پيروزى از آن شماست. اما «سوئيس» با اينكه مى دانست پيروزى مقابل پرتغال براى آنها سودى ندارد اما بازهم مردانه جنگيد تا نشان دهد پيروز شدن در بازى تشريفاتى طعم و مزه خود را دارد و هيچ تيمى نبايد فقط به قهرمانى فكر كند و هر بازى شرايط خاص خودش را دارد.
نمودار ديدارهاى دور مقدماتى
آنچه مى توان از ديدارهاى برگزار شده دور مقدماتى يورو ۲۰۰۸ برداشت كرد و به نوعى از آن بهره فنى برد، اين است كه نمودار ديدارهاى انجام شده به ما نشان مى دهد ديگر مثل گذشته نتايج از قبل قابل پيش بينى نيست و تيم هاى قهرمان مثل ايتاليا، فرانسه، يونان و آلمان هم بازنده مى شوند و اين طور نيست كه سابقه و اسم ها برنده بازى ها باشند. اما همين تيم ها بازهم نشان دادند انگيزه خود را با يك شكست يا مساوى و حتى در خطر حذف شدن در بازى بعدى از دست نمى دهند و براى دفاع و حفظ سابقه درخشان فوتبال خود بازهم دست از تلاش بر نمى دارند كه اين فاكتور بسيار مهم و ستودنى است و ما بايد از آن الگو بردارى كنيم و نبايد با ۲ مساوى مقابل كويت و سوريه، همه چيز را از دست رفته بدانيم و ديديم خلاف آن هم ثابت شد.