نسخه
PDF
شماره ۴۱۳۴ - ۲ تير ۱۳۸۷ - - ۲۲ ژوئن ۲۰۰۸ 
صفحه ۵
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
اندر مزاياى بى خبرى
• غلامحسين حسنوى - مربى فوتبال
نيكبخت و خليلى قهر نيستند
مديرعامل دنبال يك پست تشريفاتى مى گردد
اندر مزاياى بى خبرى
بى خبرى و خوش خبرى
۱- بد شغلى است. «آگاهى» اول شرط شغل ماست و همين قضيه باعث شده سطح انتظارات مردم از «توى خبرنگار» بالا برود. آن قدر بالا كه تو را منبع و مرجع خبر مى دانند. از تو خبر مى خواهند و انتظار پاسخ هم دارند. انتظار دارند پاسخگويشان باشى.
۲- در طايفه با خبران، بى خبر بودن اما اين روزها خوشتر است. اين روزها كه فوتبال ما سرمست از قهرمانى استقلال و پرسپوليس و صعود تيم ملى است و لذت ناب تماشاى بازى هاى يورو ۲۰۰۸ را نيز تجربه مى كند، كمتر كسى به اخبار بد دل مى بندد. اخبار بد البته هستند و شنيده مى شوند اما عامه مردم ترجيح مى دهند ديرتر با آنها مواجه شوند. اين وسط اما كنجكاوى ها هم هست و تماس هايى كه مى گيرند.
۳- «نمى دانم.» اين بهترين پاسخى است كه مى توان به فوتبالدوستان داد. به آنها كه تو را «مطلع» مى دانند و باخبر و چشم دوخته اند به اخبارى كه مى شنوند و تحليلى كه از تو انتظار دارند. تماس مى گيرند و مى پرسند: چرا كاشانى استعفا كرد؟ چرا تكليف تيم قهرمان را مشخص نمى كنند؟ چرا تيم قهرمان را جاى تقويت، هر روز تخريب مى كنند؟ تماس مى گيرند و مى پرسند: چرا على دايى با على كريمى لج مى كند؟ چرا تيم ملى بازى تداركاتى ندارد؟ چرا فدراسيون فوتبال از خود استقلالى ندارد؟ تماس مى گيرند و مى پرسند: چرا امثال صابر ميرقربانى ها با ۴ تيم قرارداد داخلى امضا مى كنند و بعد هم قراردادشان با تيم پنجم ثبت مى شود؟ مگر فوتبال ايران قانون ندارد؟ تماس مى گيرند و مى پرسند. سؤال مى پرسند و جواب مى خواهند و «تو» اين سمت خط، لالمانى گرفتن را ترجيح مى دهى. ترجيحش مى دهى به دروغ گفتن يا حتى از آن برتر به راست گفتن. جايى كه راست و دروغ هر ۲ به يك اندازه «مهوع» است، راه نجات را در «نمى دانم» گفتن بايد جست.
۴- نمى دانم چرا على آبادى در فاصله بين بازى رفت و برگشت، با مديرعامل و سرمربى يكى از ۲ تيم حاضر در فينال جلسه اختصاصى گذاشت. نمى دانم چرا فدراسيون فوتبال از برگزارى يك بازى دوستانه هم عاجز است. نمى دانم چرا على دايى با على كريمى لج مى كند. نمى دانم چرا صابر ميرقربانى و صابر ميرقربانى ها، فوتبال حرفه اى را اينگونه به مسخره گرفته اند كه ۴ تا ۴ تا قرارداد داخلى مى بندند و پوزخندزنان تيم پنجم را برمى گزينند. نمى دانم چرا وقتى تيمى قهرمان مى شود با مته و اره برقى به جانش مى افتند و يكى يكى شاخه هايش را مى زنند تا جا براى عزيز كرده هاى خودشان باز شود. نمى دانم چرا فوتبال ما به اين روز افتاده. نمى دانم چرا تيم ها هنوز سرمربى خود را انتخاب نكرده اند. نمى دانم چرا بعضى تيم ها هنوز نمى دانند يك ماه و نيم بعد بايد در كدام شهر به ميدان بروند.
۵- «نمى دانم.» در طايفه اهل خبر، از زمره بى خبران بودن سعادت است. آگاهى مايه شوربختى است و بى خبرى و ناآگاهى تضمين كننده خواب آرام شب. بى خبرى و خوش خبرى را عشق است.
يوسفى: با قلعه نويى قهرمان آسيا مى شويم
070689.jpg
تيم استقلال تهران با كسب مقام قهرمانى در جام حذفى توانست نتايج ضعيف خود را در ليگ برتر جبران كند و حالا كمتر كسى با استقلالى ها از جايگاه سيزدهم صحبت مى كند و همه استقلال را با شناسه هميشگى اش مثل پرسپوليس به عنوان يك مدعى قهرمانى مى شناسند. «محسن يوسفى» هافبك مازندرانى استقلال يكى از مهره هاى كليدى استقلال در زمان تغيير سيستم بود. با يوسفى همصحبت شديم اما پيش از آنكه مصاحبه را تنظيم كنيم، تصميم گرفتيم حرف پايانى اين مصاحبه را در مقدمه بياوريم. يوسفى گفت: «شنيدم بهمن فروتن كه مربى من در شموشك بود گفته يوسفى در مصاحبه هايش حرفى از من نمى زند. اين حرف صحت ندارد و من يك بار ديگر مى گويم استاد فروتن حق زيادى بر گردن من دارد.» از آهودشت تا اكباتان متولد ۵/۳/۶۲ هستم و بچه روستاى آهودشت از دهستان چمستان نور . من و رحمان رضايى بچه محل هستيم و خانه هايمان كمتر از ۲۰ دقيقه با هم فاصله دارد. در حال حاضر دانشجوى رشته جغرافيا در دانشگاه نور هستم اما به خاطر بازى در استقلال مجبور شدم بيشتر واحدهايم را غيابى گرفته و با مساعدت مسئولان دانشگاه فقط در امتحانات شركت كنم. خانواده اى تقريباً ورزشى دارم. عمو و دايى من در سطح استان فوتبال بازى مى كردند و اين موضوع در علاقه مندى من به فوتبال چندان بى تأثير نبود. فوتبالم را از تيم «درخشان رويان» نور شروع كردم و با اين تيم بعد از تيم هاى پايه به اميدهاى شموشك رسيدم. ۳ سال در شموشك بودم و بعد از آن هم به استقلال آمدم. اگرچه الان ساكن شهرك اكباتان هستم اما بهترين جاى دنيا براى من همان آهودشت است. از لحاظ بازى آمار خوبى در استقلال دارم. در اكثر ديدارهاى سال ۸۵ فيكس بودم و در سال بعد هم ۹ هفته به دليل مصدوميت و ۴ هفته به دليل محروميت غايب بودم و در ساير ديدارها بيشتر بازى ها را فيكس بازى كردم.امسال هم كه ديديد در زمان حجازى فيكس بودم و فيروز كريمى هم به فوتبال من اعتقاد داشت. حتى عقيده دارم با توجه به شناختى كه فيروز كريمى از بازى من داشت، در چند بازى به من كم لطفى كرد و بدون دليل نيمكت نشين بودم.از بابت حضورم در استقلال خوشحالم و از كار خودم راضى هستم. يعنى بهتر است بگويم ناراضى نيستم اما قطعاً نمى توانم بگويم وقتى تيم سيزدهم شده است، خيلى خوب عمل كردم.
فصل بد و پايان خوب
استقلال در ليگ برتر فراز و نشيب هاى فراوانى داشت و هر روز يك مدل بود. يك روز آن قدر خوب و هماهنگ بازى مى كرديم كه همه از قهرمانى استقلال حرف مى زدند، روز ديگر آن قدر بد بوديم كه حتى خود بازيكنان هم مى گفتند در سطح ليگ ۲ هم كار نكرديم. در حالى كه در هر ۲ بازى در فضاى واحدى كار كرده بوديم، متأسفانه مشكل اصلى تيم ما اين بود كه وقتى با مشكل يا ناكامى مواجه مى شديم، بلافاصله بعد از آن يك بدشانسى ديگر مى آورديم و شانس حل اين مشكلات را از دست مى داديم اما باور كنيد از لحاظ فنى و توانايى تلاش بسيار خوبى داشتيم اما ثمره خوبى از اين تلاش عايدمان نمى شد.
پگاه را قاطعانه برديم
مقابل پگاه بازى خيلى خوبى انجام داديم. متأسفانه خيلى ها تحت تأثير بازى هاى اين تيم قرار گرفته بودند و گمان مى كردند ما قهرمانى را از دست مى دهيم اما خوشحالم از اينكه توانستيم تيم واقعاً خوب و با انگيزه پگاه را در روزى كه تمام توان خودش را براى شكست استقلال به كار برده بود، شكست دهيم. ما برد قاطعانه اى مقابل پگاه به دست آورديم و با كسب اين پيروزى ثابت كرديم استقلال حداقل بايد قهرمان ليگ مى شد و اين كمترين حق ما بود.پگاه هم شايسته نايب قهرمانى بود چرا كه آنها تيم هاى خوبى مثل سپاهان و برق را حذف كرده بودند و فكر مى كنم در جام حذفى عدالت رعايت شد.
مشكلات مالى بى تأثير نبود
در بهبودى روند ناكامى استقلال هر كسى به سهم خودش تلاش كرد اين تيم را نجات دهد. شما نگاه كنيد در زمان حجازى تيم واقعاً خوب بازى مى كرد و فيروز كريمى هم خيلى زحمت كشيد كه استقلال خوب نتيجه بگيرد. او واقعاً شب و روز در تلاش بود و همه بازيكنان اين موضوع را تأييد مى كنند اما ما بد شانس بوديم، يا پنالتى برايمان گرفته نمى شد يا بى جهت عليه تيم ما جريمه و محروميت در نظر مى گرفتند. ببينيد اينها همه بدشانسى است. از سوى ديگر مشكلات مالى هم بى تأثير نبود. وقتى بازيكن تيمش نتيجه نگيرد و پول هم نداشته باشد، قطعاً نمى تواند با روحيه خوبى كار كند. مشكل روحى مهمترين عامل براى عدم موفقيت است.
ما نسل جديدى ها بى تعصب نيستيم
فوتبال ما هر چه دارد از پيشكسوتان است . آنها مايه افتخار ورزش ما هستند اما اعتقاد دارم امثال من و در كل نسل فعلى نيز مثل آنها دلسوز و متعصب هستند. در آن زمان هم بازيكنان هر سال قهرمان نمى شدند و ما هم مثل آنها هرچند سال يك بار قهرمان مى شويم. آنها در آن زمان غير از فوتبال چند شغل ديگر هم داشتند اما حالا بازيكن بايد فقط فوتبال بازى كند و حضورش در شغل ديگر باعث ناراحتى مسئولان باشگاه مى شود. حالا اين پول، هم بايد خرج زندگى بازيكن شود و هم اينكه يك بازيكن شهرستانى مثل من بايد كلى اجاره خانه بدهد و قطعاً بايد براى آينده هم پولى پس انداز شود. پس مطرح كردن مشكلات مالى دليل بر بى تعصبى نيست. در قبال تعهدى كه باشگاه به ما دارد تعهد داريم و فكر مى كنم ما پايبندتر بوده ايم.
دروغ است،تكذيب مى كنم
اينكه چند جلسه نيمكت نشينى من به مسائل حاشيه اى ربط داشته دروغ است. بشدت اين موضوع را تكذيب مى كنم. فيروز كريمى مرا خوب مى شناسد و حتى اعتقاد دارم نيمكت نشينى ام در آن بازى ها كم لطفى كادر فنى بود. باور كنيد روحم از اين مسأله خبر ندارد و هرگز با مسأله حاشيه اى روبرو نبودم. البته فيروز كريمى خودش با روش خاصى كه همه مى دانيد ،براى ما اين مسائل را بازگو مى كرد و طورى حرف مى زد كه بازيكن متوجه شود توجه نكردن به اين مسائل باعث موفقيت او خواهد شد و به قولى سودش اول به بازيكن مى رسد و بعد باشگاه. اميدوارم در سال جديد هم مثل فصل قبل بتوانم فصل بى حاشيه اى را سپرى كنم.
فيروز آشنا نبود امير خوش شانس بود
فيروز كريمى تازه به استقلال آمده بود و مثل مربيان ديگر هيچ شناختى از استقلال نداشت. در استقلال فقط شناخت فوتبال مهم نيست و مربى بايد از جو داخل تيم شناخت مناسبى داشته باشد. فيروز هر كارى از دستش بر مى آمد انجام مى داد و نبايد تأثير او را در روند قهرمانى استقلال در جام حذفى بى تأثير دانست. فيروز كريمى يك مربى روانشناس بود اما فرصت نداشت روحيه استقلال را به حد ايده آل برساند. تعطيلات پايان فصل و شرايطى كه بعد از ليگ در استقلال حاكم شد، خيلى كمك كرد تيم از لحاظ روحى موفق شود. امير قلعه نويى خيلى در تغيير روحيه استقلال موفق بود. او واقعاً معجزه كرد اما از اين لحاظ كه تيم پتانسيل اين دگرگونى را داشت، خوش شانس بود.
اگر سازمان كاره اى بود، در رشت نمى باختيم
اگر سازمان مى توانست در قهرمانى استقلال تأثيرگذار باشد كارى مى كرد ما در رشت نبازيم. باور كنيد مطرح كردن اين مسائل كم لطفى به تيم است. آقايانى كه اين حرف ها را مطرح مى كنند بگويند كدام پنالتى مشكوك، كدام موقعيت گل براى استقلال گرفته شد كه در قهرمانى تأثير داشته باشد. ما مقابل پگاه يك بازى را باختيم و در بازى برگشت قاطعانه پگاه را شكست داديم و داور حتى يك موقعيت هم به نفع استقلال نگرفت. داورى عادلانه بود و هيچ تأثيرى هم در بازى نداشت. سازمان تربيت بدنى نه از قهرمانى پرسپوليس سودى مى برد نه از قهرمانى استقلال. اگر سودى مى برد در سال هاى گذشته هم بايد اين ۲ تيم قهرمان مى شدند.
فتح الله زاده همه كار كرد
همه مى دانند فتح الله زاده يك مديرعامل كاربلد است و اگر امسال ۴ پيروزى بيشتر به دست مى آورديم، مى توانستيم جايگاه خوبى در رده بندى داشته باشيم. امسال مديريت باشگاه هر تصميمى گرفت براى حل مشكلات استقلال بود و اگر موفق مى شد الان همه مى گفتند مرحبا به مسئولان استقلال كه در يك فصل از ۳مربى استفاده كردند. به نظر من امسال شرايط بسيار سختى بر تيم حاكم بود و قهرمانى استقلال خيلى سخت به دست آمد. اميدوارم در فصل جديد باز هم با درايت مديريت استقلال و كادر فنى قهرمان شويم.
نيكبخت بهترين است اما...
نيكبخت يكى از بهترين چپ پاهاى ايران و حتى آسياست و ساليان سال براى استقلال زحمت كشيده است. ما از لحاظ فنى از او كمتر نيستيم اما شرايطى كه نيكبخت داشت را ما نداشتيم و تلاش مى كنيم مثل او در تيم مؤثر باشيم.
هافبك دفاعى نداريم
در پست هافبك دفاعى مشكل داريم و اكثر هافبك هاى وسط ما رو به جلو كار مى كنند. اميدوارم اين اخبارى كه در مورد حسين كاظمى هست صحت داشته باشد. او واقعاً به درد استقلال مى خورد و اصلاً براى اين پست ساخته شده است.
قلعه نويى كم تجربه نيست
قلعه نويى كم تجربه نيست و او در زمانى كه تيم ملى را به جام ملت هاى آسيا برد ثابت كرد توان رويارويى با مربيان بزرگ در ميادين سخت و بين المللى را دارد. مطمئن باشيد قلعه نويى در استقلال موفقتر از تيم ملى خواهد بود و نتايج درخشانى را ثبت مى كند. او مى تواند استقلال را قهرمان آسيا كند.
درس هايى از يورو ۲۰۰۸
• غلامحسين حسنوى - مربى فوتبال
۱- استفاده از سيستم هايى كه با ۴ دفاع مى باشد با كمى دقت به بازى ها متوجه مى شويم سيستم ۴ دفاعى، مورد توجه اكثر تيم هاى اروپايى مى باشد. علت اين امر به اين خاطر است كه با ۴ مدافع به راحتى مى توان عرض زمين را پوشش داد و فضاى كمترى خالى مى ماند و همين طور در سيستم ۴ دفاعى مى توان از مدافعان كنارى در حمله استفاده كرد چرا كه مدافعان كنارى پشتيبان خوبى براى هافبك ها و مهاجمان هستند. سيستم ۴ دفاعى كاملترين سيستم بوده و طى چند سال گذشته به اثبات رسيده است.
۲- استفاده از تمامى نقاط زمين و متمركز نشدن در يك سمت بخصوص ما در اين بازى ها شاهد استفاده از همه ابعاد زمين توسط تيم ها هستيم، به طورى كه گردش توپ در عمق و عرض براى به هم ريختن نظم دفاعى حريف چندين بار صورت مى گيرد تا روزنه مناسب جهت نفوذ به محوطه جريمه پيدا شود. نمونه بارز و كامل اين سيستم تيم هلند مى باشد و به واقع بازيكنان اين تيم چقدر زيبا توپ را در همه جاى زمين به گردش در مى آورند و آن قدر حوصله به خرج مى دهند تا لحظه مناسب فرا برسد و ضربه خود را به سمت دروازه حريف بزنند.
۳- سرعت بازى بسيار بالا مى باشد و جابجايى و حركت بازيكنان هم سريعتر از گذشته است يكى از موارد مهمى كه در اين بازى ها مشهود است، سرعت در انتقال توپ و جابجايى سريع بازيكنان مى باشد. بازيكن قبل از دريافت توپ حركت بعدى را طراحى كرده و به محض رسيدن توپ فقط يك ضربه به توپ مى زند و خود به فضاى خالى مى رود. با همين ضربه اهداف تاكتيكى تيم شكل مى گيرد. كمتر پيش مى آيد بازيكنى بى جهت استپ كرده و پا به توپ شود و سرعت بازى را كند نمايد زيرا فقط در صورت سرعت جابجايى و يكضرب و دوضرب مى شود حريف را جا گذاشت و يك گام از او جلو افتاد.
۴- بازيكنان در يك سوم دفاعى و ميانى بدون ريسك و با پاس هاى تكضرب و سريع عمل مى كنند خلاقيت هاى بازيكنان خصوصاً پا به توپ شدن و دريبلينگ در يك سوم حمله انجام مى شود و در اكثر بازى ها شاهد هستيم هافبك ها و مهاجمان خلاقيت هاى فردى و تكنيكى خود را در اطراف ۱۸ قدم حريف و يا داخل ۱۸ قدم انجام مى دهند و هرگز در زمين خود حتى در ميانه زمين اقدام به تكروى و يا دريبل زدن نمى كنند. ديگر براى همه آنها جا افتاده كه در صورت لو دادن توپ در زمين خودى، تيم حريف از فضاهاى خالى پشت بازيكنانى كه براى هجوم جلو آمده اند استفاده خواهد كرد و احتمال گل خوردن افزايش مى يابد.
۵- بازى رو به جلو و هجومى توسط اكثر تيم ها به راستى يكى از مهمترين و مشخص ترين تفاوت بازى هاى جام ملت ها نسبت به دوره هاى گذشته و حتى ديگر جام ها، چه اروپايى و چه آمريكايى و آسيايى، هجومى تر شدن اكثر تيم ها بود كه به زيبايى و لذتبخش تر شدن فوتبال افزوده است. ديديم كه تيم هاى دفاعى چگونه مورد تاخت و تاز تيم هاى هجومى قرار گرفتند و خيلى زود از گردونه مسابقات خارج شدند. فوتبال تهاجمى مساوى است با تكنيك بالا، سرعت، دقت، سرعت انتقال توپ، جابجايى سريع و تمركز در اجراى موارد فوق. البته موارد ديگرى از نظر فنى قابل توجه است مثل ضربات ايستگاهى، شروع مجددها، نحوه يارگيرى مدافعان، بازيسازى دروازه بان ها كه در فرصت هاى ديگر به آنها خواهيم پرداخت و موشكافانه تر درباره مسائل فنى و مربيگرى جام ملت ها صحبت كرده و مطالب جامع ترى خواهيم نوشت كه خوانندگان گرامى بيشتر در جريان موارد فنى فوتبال روز اروپا قرار بگيرند.
نيكبخت و خليلى قهر نيستند
دايى: شايد بيشتر از ۵/۱ ميليارد گرفته باشم
على دايى گفت: « من تا به امروز يك ريال از فدراسيون فوتبال نگرفته ام چون عاشق تيم ملى هستم و حرف از پول نزدم اما اين را بگويم كه ۵/۱ ميليارد براى ۳ سال اصلاً پول قابل توجهى نيست و حتى بسيارى از مربيان باشگاهى بيشتر از سالى ۵۰۰ ميليون مى گيرند.» دايى در مورد اينكه آيا قراردادش ۵/۱ ميليارد تومان است يا بيشتر گفت: «هنوز پولى نگرفته ام اما شايد مبلغ قراردادم بيشتر هم باشد. من تيم ملى را دوست دارم و مسائل مالى برايم در درجه دوم اهميت قرار دارد.» على دايى در مورد شايعه اختلاف و قهر نيكبخت و خليلى گفت: «تا وقتى من سرمربى تيم ملى باشم، اجازه نمى دهم اين مسائل در تيم ملى وجود داشته باشد و نيكبخت و خليلى هم مشكلى ندارند. نيكبخت تماس گرفت و گفت مشكل شخصى دارد و نمى تواند براى تيم ملى مقابل كويت بازى كند. خليلى هم كه مصدوم است و اصلاً نمى تواند تمرين كند. از طرفى شجاعى ۲ اخطاره است و جبارى هم به دليل درگذشت پدرش تمرين نكرده اما بقيه بازيكنان مشكل خاصى ندارند و مى توانند در ديدار امروز با كويت تيم ملى را همراهى كنند.» دايى طى روزهاى گذشته از رسانه ها و يكى، دو برنامه تلويزيونى گلايه كرد به طورى كه بعد از انتقادات او از عادل فردوسى پور، شفيع  و كوثرى به نوعى در «ورزش و مردم» و «ورزش از نگاه ۲» از عادل حمايت كردند. سرمربى تيم ملى با مطبوعات هم رابطه چندان خوبى ندارد.
مديرعامل دنبال يك پست تشريفاتى مى گردد
بن بست در روابط استقلال - حجازى
ناصر حجازى ديگر هيچ پستى در استقلال ندارد. خودش قبلاً در مصاحبه اى گفته بود ۵ ماه است هيچ سمتى در استقلال ندارد اما مديرعامل استقلال در مصاحبه تلويزيونى اش گفت در مورد حجازى بايد فكر كند تا يك پست خوب و آبرومند را به وى بدهد! بديهى است كه حجازى و قلعه نويى نمى توانند با هم كار كنند و خود فتح الله زاده هم اين مسأله را قبول دارد. نكته ديگر اينكه بعيد است حجازى با اين وضعيت، حاضر به ماندن در استقلال شود. او از روزى كه سكونشينى را به نيمكت نشينى ترجيح داد، متوجه شد مديران استقلال اعتقادى به كارش ندارند. تازه پست مديريت فنى هم براى او يك پست كاملاً تشريفاتى بود چه رسد به پستى ديگر كه طبعاً حجازى آن را قبول نخواهد كرد. هر چند بعيد مى دانيم استقلالى ها حتى يك تعارف خشك وخالى هم به سرمربى سابق تيمشان بزنند.
پست هاى تشريفاتى
با حضور قلعه نويى در استقلال بايد پذيرفت ديگر خبرى از پست هاى آنچنانى نظير «مدير فنى» نخواهد بود. خود قعله نويى تجربه تلخ پست «رئيس سازمان فوتبال» را در سال ۸۵ يدك مى كشد. امسال هم كه حجازى مديرفنى شد (در زمان مربيگرى كريمى) مشكلات بسيارى بين طرفين به وجود آمد، هر چند فتح الله زاده مدعى است آنها هيچ مشكلى با يكديگر نداشتند و كريمى فقط حاشيه هاى استقلال را نمى شناخت! در حالى كه در تمام مدتى كه كريمى روى نيمكت مى نشست، مصاحبه هاى كنايه آميز ناصر حجازى ادامه داشت و حتى او يك بار كه استقلال در جدول نهم بود، در مصاحبه اى اعلام كرد اگر خودم سرمربى بودم، استقلال جزو ۳ تيم بالاى جدول قرار مى گرفت.
قلعه نويى اشتباه نمى كند
قلعه نويى دوران آزمون و خطا را در استقلال پشت سر گذاشته و بعيد است اشتباهات قبلى را تكرار كند. او البته كمى زياده از حد دور و برش را شلوغ كرده اما مى داند نبايد كسى را به عنوان مديرفنى به استقلال بياورد. خود فتح الله زاده هم از مدير فنى خاطره خوشى ندارد چرا كه بهتر از هر كسى مى داند كريمى و حجازى چه مشكلاتى داشتند. البته مديرعامل استقلال هرگز حرفى از اختلافات آنها نمى زند اما همه مى دانند كه اين ۲ نفر ذره اى يكديگر را قبول نداشتند. طبعاً قلعه نويى هم آدمى نيست كه آقا بالاسر داشته باشد و البته انتظار مى رود اشتباهاتى مانند آوردن يونگ را هم تكرار نكند تا بلكه استقلال، هم در آسيا نتيجه بگيرد و هم در ليگ مقام نازل سيزدهمى فصل گذشته را جبران كند.
سياهى لشكرها
فتح الله زاده در مصاحبه تلويزيونى اش گفت امسال ۴ ۵، بازيكن بيشتر نمى گيريم و قصد داريم اسكلت فصل گذشته را حفظ كنيم. او گفت حجازى هم تيم خوبى بسته بود اما يادش رفت كه چند هفته قبل گفته بود اشتباه كردم ابتداى فصل به حجازى اختيار تام دادم! مديرفنى سابق استقلال هم با بيان اينكه سياهى لشكر ها استقلال را قهرمان كردند، جواب اظهارات فتح الله زاده را داد و ثابت كرد به هيچ وجه رابطه خوبى با مديرعامل استقلال ندارد. هر چند فتح الله زاده همچنان مى گويد بايد در مورد حجازى فكر كند اما با توجه به نتايجى كه امسال حجازى با استقلال گرفت، ديگر بعيد است حتى تا آخر عمرش به استقلال برگردد.
استقلال با اين روش نمى تواند در آسيا ادامه دهد
070776.jpg
روز پنجشنبه جلسه هيأت مديره پگاه برگزار شد. «عبدالله مرغوب» مشاور باشگاه در مورد اين جلسه گفت: «جلسه خوبى بود. با مسئولان به توافق رسيديم و توانستيم دست نشان را در تيم حفظ كنيم. تيم با اين كار نشان داد اعتقاد ويژه اى به او دارد. او در طول فصل زحمات زيادى براى تيم كشيد و توانست پگاه را تا فينال جام حذفى بالا بياورد اما دست هاى پشت پرده، قهرمانى را از ما گرفتند.» مشاور باشگاه پگاه ادامه داد: «اميدوارم استقلال نماينده خوبى در آسيا باشد اما اصلاً اين حركت آنها درست نبود و برخورد ناشايستى با تيم ما داشتند. استقلال با اين روش نمى تواند در آسيا ادامه دهد. به اميد خدا پگاه فصل جديد را قوى آغاز خواهد كرد و جزو تيم هاى بالاى جدول مى شود.»
اين بازيكنان در ليگ، سيزدهم شده بودند
استقلال گول قهرمانى در جام حذفى را نخورد
070779.jpg
به نظر مى رسد استقلالى ها پس از قهرمانى در جام حذفى، تيمشان را يكى از بهترين تيم هاى ايران مى دانند و قصد ندارند تغييرات چندانى ايجاد كنند؛ در حالى كه همين تيم با كلى بازيكن ريز و درشت در ليگ، سيزدهم شده بود و اين اواخر به هيچ حريفى «نه» نمى گفت. همه مى دانيم جام حذفى اهميت ليگ را ندارد و قدرت واقعى يك تيم در ليگ سنجيده مى شود، در حالى كه استقلال در جام حذفى فقط با ۴ ، ۵ بازى قهرمان شد و تازه ۳ تيم را با پنالتى و يك تيم را در وقت اضافه شكست داد! باور كنيد قصد نداريم ارزش قهرمانى استقلال را پايين بياوريم اما واقعيت ها را بايد گفت و اگر خود استقلالى ها هم كمى واقع بين و منطقى باشند، به طور حتم مى پذيرند نبايد گول قهرمانى در جام حذفى را بخورند.
***
بازيكنان فعلى استقلال همان هايى هستند كه در ليگ، سيزدهم شدند و فقط يك نفرشان در تيم ملى بازى مى كند! طبعاً چنين تيمى بايد براى حضور موفق در آسيا تقويت شود و بازيكنانى را جذب نمايد كه در حد و اندازه هاى استقلال باشند. استقلال فصل گذشته در برخى از پست ها خوب يارگيرى نكرد و حالا فتح الله زاده، قلعه نويى و... بايد بپذيرند با اين تيم در آسيا موفق نخواهند شد و همان طور كه استقلال در ليگ به عنوان نازل و عجيب سيزدهمى رسيد، آبى پوشان حتماً يك دروازه بان، ۲ مدافع، ۲ هافبك و ۲ مهاجم خوب و گلزن مى خواهند. اين واقعيتى غير قابل انكار است و اگر استقلالى ها اهمال كنند، در ۳ جام مختلفى كه پيش رو دارند، چوب آن را خواهند خورد.
خدا به خير كند...
خرد جمعى در پرسپوليس!
مثل اينكه بعد از جدايى حبيب كاشانى، مديران ارشد باشگاه پرسپوليس به اين نتيجه رسيده اند كه تيمشان را با خرد جمعى اداره كنند! اين مسأله يك بار در تيم ملى انجام شد كه حاصلش ناكامى در جام ملت هاى آسياى ۲۰۰۷ بود. بهتر است پرسپوليس هم با درس گرفتن از گذشته ها، توسط يك مدير مقتدر اداره شود و قيد خرد جمعى و كارگروهى را بزند چون در ورزش ايران ثابت شده مديريت گروهى يا همان خرد جمعى هرگز جواب نمى دهد. در همين فصلى كه گذشت بين اعضاى هيأت مديره پرسپوليس اختلافات بسيارى وجود داشت كه در نهايت منتج به جدايى حبيب كاشانى شد. طبعاً اگر هيأت مديره يكدست تر شود و پرسپوليس يك مدير مقتدر داشته باشد، مى توان به آينده اش اميد بست اما در غير اين صورت جاى اميدوارى وجود ندارد و چه بسا پرسپوليس در هر ۳ جام ناكام بماند.
***
سخنگوى سازمان تربيت بدنى مى گويد حبيب كاشانى از ۲۱ ارديبهشت ماه استعفا داده بود (يعنى يك هفته قبل از بازى پرسپوليس - سپاهان.) اين مسأله بيانگر وجود اختلافات شديد بين سازمان و كاشانى است؛ اختلافاتى كه شايد مى شد به شيوه اى مسالمت آميز جلوى آنها را گرفت تا در نهايت پرسپوليس متضرر نشود. امروز هم اداره پرسپوليس با تفكر خرد جمعى يك اشتباه ديگر است كه مسلماً جواب نخواهد داد، همان طور كه اين روش در استقلال و ديگر باشگاه ها هم جواب نمى دهد.