نسخه
PDF
شماره ۴۱۳۸ - ۶ تير ۱۳۸۷ - - ۲۶ ژوئن ۲۰۰۸ 
صفحه ۹
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
و دايى كه پخته تر نگاه مى كند
۱- تيم ملى از سد كويت گذشت تا با اقتدار به دور دوم مسابقات مقدماتى جام جهانى صعود كند. پيروزى تيم ملى بيش از آنكه ارزش فنى داشته باشد، ارزش غير فنى دارد. نخست اينكه تيم ملى در اين ديدار تشريفاتى كه در روز غير تعطيل برگزار مى شد، توانست بيش از حد انتظار تماشاگر به ورزشگاه بكشاند كه اين يك پيروزى بسيار حياتى براى على دايى است. دايى در آينده نزديك بايد تيمش را مقابل قوى ترين رقباى آسيايى به ميدان بفرستد و پيروزى بدون حمايت تماشاگران كار آسانى نيست. از همين رو است كه على دايى را برنده مى دانيم وقتى بيش از ۳۰ هزار تماشاگر به تماشاى ديدار تشريفاتى مقابل كويت مى آيند. دومين نكته اى كه بايد به آن اشاره شود، صحبت هاى على دايى در كنفرانس مطبوعاتى است. دايى در كنفرانس مطبوعاتى پس از بازى، از صعود تيم ملى به دور دوم اظهار رضايت كرد و قول داد تيم ملى را به جام جهانى ببرد. او پس از اين صحبت هاى اميدوار كننده تأكيد كرد اين مهم بى حمايت رسانه ها صورت نمى گيرد و اگر رسانه ها «كمك» كنند و با تيم ملى «همراه» باشند، اين راه آسان تر مى شود. اين دومين نكته مهم از بازى مقابل كويت بود.
۲- على دايى دريافته كه كاهش حجم انتقادات رسانه ها چقدر در آرام شدن فضاى روانى تيم ملى و همچنين پر شدن سكوهاى ورزشگاه آزادى تأثير داشته. او از همين رو در كنفرانس مطبوعاتى تغيير موضع مى دهد، مهربان تر مى شود و از ادبياتى استفاده مى كند كه دل مخاطب را «نرم» مى كند. اين البته اولين بار نيست كه على دايى چنين راهكارى را در پيش مى گيرد. او پيش از اين نيز حداقل ۲بار از اين ادبيات بهره برده بود اما هر دفعه وقتى انتقادات مطبوعات را ديد،دوباره سياست عوض كرد و به منتقدان حمله كرد. البته اين تغيير سياست ناشى از برداشت اشتباه او در مورد «حمايت» رسانه ها بود. شايد دايى فكر مى كرد همين كه لبخند بزند و يك بار از رسانه ها كمك بخواهد همه چيز حل مى شود، غافل از اينكه رسانه ها نقد كردن را وظيفه  مى دانند. به هر حال دايى حالا پخته تر به اين قضيه نگاه مى كند و اميدواريم ديگر نقدهاى عادى روزنامه ها را دهن كجى نسبت به خود نداند!
برنامه فشرده، بلاى جان فدراسيون كفاشيان
071202.jpg
سال هاى سال است كه شاهد برگزارى رقابت هاى حرفه اى در سطح باشگاه هاى اروپا هستيم. يكى از اين ليگ ها هم ليگ برتر انگلستان است. در اين ليگ اغلب اوقات تيم ها طى هر هفته ۲ مسابقه مى دهند و صداى اعتراض كسى به گوش نمى رسد. كمتر هم پيش آمده كه يك تيم انگليسى درگير در ليگ قهرمانان اروپا، اينتر توتو يا... بيش از يك هفته از ديگر تيم ها عقب افتاده باشد. با اين اوصاف مى توان در ليگ برتر ايران نيز برنامه ها را طورى تنظيم كرد كه هر تيم در هر هفته ۲ بازى داشته باشد. البته اين فشردگى متوالى هم نباشد، برگزارى منظم بازى ها ميسر خواهد بود اداره كردن فوتبال ايران در فصلى كه پيش رو است از آن كارهاى سخت و طاقت فرساست كه برآمدن از عهده انجام امور مربوطه، كار هر مدير كاركشته اى نيست. براى ورود به اين بحث به چند مورد اشاره مى كنيم تا متوجه اهميت موضوع مطروحه شويد.
4 نماينده در ليگ قهرمانان آسيا
براى اولين بار در تاريخ فوتبال ايران، ۴ نماينده از فوتبال ايران در ليگ قهرمانان آسيا شركت خواهند كرد. حتى در تاريخ رقابت هاى باشگاهى، جام در جام و... كه قبلاً در سطح آسيا برگزار مى شد نيز اين اتفاق يك مورد بى نظير است. با توجه به اينكه باشگاه استقلال و فدراسيون فوتبال سابقه سوزاندن يك سهميه را همين ۲ فصل قبل داشته اند، بايد منتظر ماند و ديد امور مربوط به ۴ تيم چگونه اداره خواهد شد. نكته: زمانى كه از فوتبال ايران ۲ نماينده در ليگ قهرمانان آسيا بود، شاهد عقب افتادن بازى هاى هر ۲ تيم حتى تا ۳ ۴، هفته بوديم. حال فرض كنيد ۴ تيم بخواهند از ليگ برتر خارج شوند. با توجه به اينكه هر هفته ۹ بازى انجام مى شود، لغو ۴ بازى طى يك هفته يعنى برگزار نشدن حدود ۵۰ درصد مسابقات. بنابراين نصف ليگ لنگ خواهد زد.
دردسرهاى تيم ملى
رقابت هاى مرحله دوم مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ از اواخر تابستان شروع خواهد شد. با توجه به نگاه ويژه على دايى به بازيكنان داخلى، بازهم شاهد خارج شدن تعدادى از تيم هاى ليگ برترى از دور رقابت ها طى چند هفته خواهيم بود. با اين اوصاف از همان هفته هاى ابتدايى شاهد تق و لق شدن برنامه ليگ برتر خواهيم بود. با توجه به موارد مطروحه در ۲ بخشى كه از نظرتان گذشت، شاهد فراهم آمدن مقدمات فراوان براى تعويق بازى هاى بسيار در ليگ برتر خواهيم بود. جام حذفى با توجه به شواهد موجود امكان دارد بعد از ۲ فصل پايان يابد چون وضع اين جام اسفناك تر از ليگ برتر
خواهد شد.
راه حل
سال هاى سال است كه شاهد برگزارى رقابت هاى حرفه اى در سطح باشگاه هاى اروپا هستيم. يكى از اين ليگ ها هم ليگ برتر انگلستان است. در اين ليگ اغلب اوقات تيم ها طى هر هفته ۲ مسابقه مى دهند و صداى اعتراض كسى به گوش نمى رسد. كمتر هم پيش آمده كه يك تيم انگليسى درگير در ليگ قهرمانان اروپا، اينتر توتو يا... بيش از يك هفته از ديگر تيم ها عقب افتاده باشد. با اين اوصاف مى توان در ليگ برتر ايران نيز برنامه ها را طورى تنظيم كرد كه هر تيم در هر هفته ۲ بازى داشته باشد. البته اين فشردگى متوالى هم نباشد، برگزارى منظم بازى ها ميسر خواهد بود. البته شايد برخى تيم ها از بابت مسافرت هاى طولانى در زمان كم گله مند شوند. براى اين مهم نيز راه حل وجود دارد. در هفته هايى كه فشردگى لحاظ شده، برنامه ريزى بازى ها به شكلى باشد كه يا تيم هاى هم استانى با هم برخورد داشته باشند يا تيم هايى كه فاصله جغرافيايى كمترى با يكديگر دارند. در اين ميان نيز شايد چند تيم لطمه بخورند كه با توجه به گستردگى فعاليت فوتبال ايران در عرصه داخلى و بين المللى، مى تواند قابل پذيرش باشد.
جمع بندى
فدراسيون كفاشيان به هر حال بايد تدابير لازم را براى عبور از اين گذرگاه سخت و تجربه نشده اتخاذ كند تا فوتبال ايران بتواند نفس بكشد. تلاش هايى كه انجام خواهد شد به خاطر فشردگى و تازه بودن جريان كار به طور صددرصد پاسخ مثبتى در پى نخواهد داشت و احتمال ناكامى ها هم كم نيست. با اين حال امسال هرچه كنيم تجربه اى خواهد بود براى ساليان بعد. ديگر اينكه از دل يك ليگ برتر فشرده و نفسگير است كه يك تيم ملى با بازيكنان كاملاً حرفه اى و آبديده به عرصه آسيا و جهان معرفى مى شود. والا با سستى موجود در ليگ برتر ايران، ضعيف بودن برنامه ريزى ها و آبديده نشدن اغلب بازيكنان داخلى، فكر نمى كنم حالا حالاها تيم ايران بتواند در سطح جهان اعتبارى براى خود كسب كند.
يورو ۲۰۰۸ از نگاه خودمان ...يورو ۲۰۰۸ از نگاه خودمان ...يورو ۲۰۰۸ از نگاه خودمان ...يورو ۲۰۰۸ از نگاه خودمان ...
اتريش از اعتبار يورو ۲۰۰۸ كاست
۱- مشهودترين مورد در يورو۲۰۰۸ در خدمت بودن تمام ستارگان بود. آنان در قالب تيمى حركت مى كردند و هرگز نديدم بازيكنى حتى يك حركت اضافه با توپ داشته باشد.اگر ستاره اى دريبل زد به خاطر اين بود كه پاس بهترى به همتيمى اش بدهد. مورد بعدى، نگاه ويژه تمام تيم ها در زمان حمله به عمق دفاع حريف بود. سرعت مسابقات سرسام آور بود. مسافتى كه بازيكنان در زمين طى مى كنند، فوق العاده است. در اين ميان دروازه بان ها هم اغلب در نقش يك ليبرو ظاهر شده اند و پشت دفاع را به خوبى جمع مى كنند و در بازيسازى نقش درخشانى دارند.
۲- هلند و آلمان با صرفنظر از نتايج به دست آمده، متفاوت از ديگر تيم ها و در حد قهرمان واقعى جام نشان دادند. هلند هر چند حذف شد اما با فوتبال هجومى خود به فوتبال سرزمين لاله ها اعتبار مجدد بخشيد. آلمان هم هرچند در امور دفاعى پافشارى زيادى مى كرد، با اين حال در زمان لازم زهرش را مى ريخت. دفاع آلمان مثل دفاع يونان يكنواخت و كسل كننده نبود. اسپانيا هم در حد واسط هلند و آلمان قرار مى گيرد.
۳- تركيه سابقه بازى هاى درخشان در جام جهانى ۲۰۰۲ كره جنوبى- ژاپن را دارد، بنابراين نمى توان از اين تيم به عنوان شگفتى ساز ياد كرد. با اين حال نتايج خيره كننده اى كه شاگردان «فاتح» در دقايق پايانى مى گرفتند، واقعاً عجيب و قابل تحسين بود.
۴- اتريش در حد يك تيم درجه ۳ اروپا نشان داد. فكر مى كنم اگر اين تيم در جام ملت هاى آسيا هم بازى مى كرد،به مشكل برمى خورد. اتريش كه يكى از ۲ ميزبان يورو۲۰۰۸ بود، به اعتبار اين جام لطمه زد و از كيفيت رقابت ها كاست.
يونان با فوتبال دفاعى خود همه را آزار داد
۱- شيوه مهره چينى، كوچينگ تيم از نظر روانى و تمركز روى دستورات تاكتيكى صادر شده از جانب مربيان و بحث حفظ تيم از نظر روانى، در مرحله يك چهارم نهايى فوق العاده بود و تيمى مثل تركيه نشان داد فوتبال فقط قدرت بدنى،تكنيك و تاكتيك هاى پيشرفته نيست. اين تيم اگر درخشان ظاهر شد به خاطر روحيه فوق العاده بازيكنان و مربيانش بود. البته در بازى تركيه با كرواسى متوجه شدم يك مربى كاركشته و با تجربه مثل فاتح تريم چگونه مى تواند با اشاره انگشتان خود به بازيكنانش ديكته كند كه ۲ دقيقه ديگر براى زنده ماندن در يورو ۲۰۰۸ زمان دارند. در مقابل اما سرمربى جوان كرواسى از عهده انجام اين مهم برنيامد و تيمش در عين ناباورى باخت و حذف شد. آموختم تيمى كه شكست را حتى در لحظات وحشتناك قبول نكند، مى تواند هر غيرممكنى را ممكن كند.
۲- كارى به اينكه در فينال چه اتفاقى مى افتد و كدام تيم ها حذف شده اند، ندارم. به نظر من سازماندهى موذى گرانه آلمان و فوتبال شناور اسپانيا بيش از ديگر تيم ها به چشم آمد. يكى از اين ۲ تيم در حد قهرمان واقعى (نه خوش شانس) يورو ۲۰۰۸ ظاهر شد.
۳- تركيه با پيروزى هاى درخشان خود بخصوص در دقايق آخر نشان داد تيم شگفتى ساز جام است. اين تيم با بازى هاى زيبايش علاقه مندان زيادى براى خود پيدا كرده است.
۴- به نظر من بهترين تيم هلند بود كه متأسفانه به ناگاه از جام حذف شد. فوتبال زيبا و شناور اين تيم ديدنى بود. يونان هم بدترين تيم بود چون با يك شيوه كاملاً دفاعى رقباى خود و تماشاگران فوتبال را آزار مى داد.
فوتبال آلمان از نظر فنى بى نظير است
۱- اگر قرار باشد فوتبال هر چند سال يك بار پوست بيندازد و نوسازى شود بايد رقابت هايى در سطح يورو۲۰۰۸ اتفاق بيفتد. فصل آينده رقابت هاى باشگاهى به راحتى متأثر از يورو۲۰۰۸ خواهد بود و خواهيم ديد اغلب تيم هاى باشگاهى بزرگ با تأثيرپذيرى از تاكتيك هاى مدرن اين جام به ميدان خواهند رفت. مديريت فنى تيم ها به اضافه شيوه هاى ارائه شده در يورو۲۰۰۸ عالى بود.
۲- ايتاليا هرچند حذف شد اما از مهره هاى بى نظيرى سود مى برد كه در صورت هماهنگى بيشتر مى توانست تمامى رقبايش را شكست دهد. از اين ايتاليا در جام جهانى بسيار خواهيم شنيد. هلند فراتر از حد تصور ظاهر شد اما حذف ناگهانى اين تيم تمام اميدها را براى تولد يك قهرمان نارنجى تبديل به يأس كرد.
آلمان اما تا روزهاى پايانى عالى نشان داد. بعضى ها بر اين باورند كه ژرمن ها با سيستم دفاعى پيش مى روند اما واقعيت اين است كه اين تيم بدون پايه و اساس حمله نمى كند تا ضريب ريسك پذيرى اش به حداقل برسد.
۳- تركيه شگفتى ساز جام بوده است. اين تيم هرچند هرگز نتوانسته در جمع بزرگان فوتبال اروپا مطرح شود، با اين حال دلهره را بارها به دل مدعيان انداخته و حتى آنان را با شكست سنگينى بدرقه كرده است. اين تركيه، فوتبالى درخور تحسين را ارائه مى كند.
۴- از بابت لذت بردن هواداران از فوتبال مجبورم رأى به برترى هلند بدهم اما تأكيد مى كنم فوتبال آلمان از نظر فنى بى نظير است. يونان چون نتوانست از اعتبار خود با صرفنظر از قهرمانى اش در دوره قبلى دفاع كند، ضعيف ترين تيم بود.
تركيه در جام جهانى ۲۰۱۰ براى بزرگان دردسرساز مى شود
۱- هماهنگى تمامى تيم ها چه در زمان حمله و چه در زمان دفاع چشمگير بود. بازى جوانمردانه ۹۹ درصد بازيكنان نيز قابل تحسين بود. ارزش هاى اخلاقى اين رشته ورزشى هرگز زير سؤال نرفت و شاهد زد و خورد بازيكنان در زمين نبوديم. هواداران هم كه فقط ۲ متر با زمين مسابقه فاصله داشتند آن هم بدون وجود هيچ گونه مانعى، هرگز به خود اين اجازه را ندادند كه وارد ميدان مسابقه شوند و ايجاد دردسر كنند. فرهنگ بالاى بازيكنان، مربيان و تماشاگران عالى بود.
۲- روسيه، هلند، آلمان و اسپانيا بهترين تيم هاى جام بودند. اينكه هلند به جمع ۴ تيم راه نيافت دليل نمى شود اين تيم را در حد قهرمان واقعى معرفى نكنيم. هلند هجومى ترين تيم يورو۲۰۰۸ بود كه با بدشانسى در وقت اضافه دوم مغلوب روسيه اى شد كه سرمربى هلندى اش از تمامى تفكرات ماركوفان باستن مطلع بود.
۳- بايد قبول كنيم فوتبال تركيه در اروپا، بزرگ و معتبر شده است. سوئيس، جمهورى چك و كرواسى چون تركيه را دست كم گرفتند چوبش را هم خوردند. اين تيم از قدرت بدنى بالا، تكنيك خوب و روحيه جنگندگى غيرقابل توصيفى سود مى برد. در فوتبال امروز و در رقابت هاى ملى كمتر مى بينيم كه همه بازيكنان يك تيم با تعصب و غيرت بازى كنند اما تيم شگفتى ساز تركيه از ۱۱ بازيكن اينچنينى برخوردار است. اين تركيه به جام جهانى ۲۰۱۰ برود، براى بزرگان دردسرساز مى شود.
۴- سوئيس و اتريش بهتر بود ميزبان اين رقابت ها نمى شدند تا اين قدر در خانه هاى خود سرشكسته نشوند. هر ۲ ميزبان، فوتبالى در حد متوسط ارائه كردند. سوئيس و اتريش در كنار يونان، ضعيف ترين تيم هاى يورو۲۰۰۸ بودند و از كيفيت رقابت ها كاستند.
فرانسه هوادارانش را عذاب داد
۱- تركيه ثابت كرد فوتبال ۹۰ دقيقه كه سهل است ۱۲۱ دقيقه هم هست. بلايى كه اين تيم با ستارگان نه چندان مطرحش در سطح اول جهان بر سر بزرگانى چون چك، كرواسى و… آورد،نشان داد نتيجه مطلوب در فوتبال به نام ها اختصاص ندارد. نمى خواهم پگاه گيلان را با تركيه مقايسه كنم اما اين تيم هم در جام حذفى در كلاس تركيه ظاهر شد و همه بزرگان پيش رو را با شكست بدرقه كرد. در فوتبال فقط داشتن مهره خوب و باتكنيك ملاك نيست. ملاك تاكتيك هاى كارآمد و نفرات متعصب است كه از نظر روانى توسط سرمربى كاملاً تجهيز شده باشند. تركيه با تكيه بر اين اصل در يورو۲۰۰۸ ميداندارى كرد.
۲- اسپانيا كاملترين تيم يورو۲۰۰۸ است. در فوتبال نتيجه حرف اول و آخر را نمى زند چون وقتى كارشناسان دور هم مى نشينند تا در مورد كيفيت يك تيم حرف بزنند، اشاره چندانى به نتايج آن تيم نمى كنند. البته اسپانيا در كسب نتايج هم خوب بود و به نظر من بهتر از آلمان، هلند، روسيه و... ظاهر شد.
۳- تركيه شگفتى ساز بى چون و چراى يورو ۲۰۰۸ بود. قبل از شروع جام هر كس براى خود يك تيم بزرگ را انتخاب كرده بود تا از فوتبالش لذت ببرد اما تركيه با تكيه بر مربى با تجربه اى به نام فاتح تريم و با سود بردن از مهره هاى با روحيه، تمامى نگاه ها را به خود خيره كرد. فكر مى كنم بعد از اين، همه بزرگان روى تركيه حساب ويژه اى باز كنند.
۴- فرانسه همان طور كه در جام جهانى ۲۰۰۲ بدترين تيم بود در يورو ۲۰۰۸ هم با داشتن يك دوجين ستاره كارى از پيش نبرد و فقط باعث آزار روحى هوادارانش شد. در كل معلوم نبود فرانسه براى كسب جام آمده يا انجام بازى هاى تداركاتى بى هدف؟!
... و ما كه« شيپورچى» فدراسيون فوتبال نمى شويم
۱- دلگيرى دايى، تاج و هيأت رئيسه از رسانه ها را چگونه بايد پذيرفت؟ شايد اساتيد دوست دارند ما مجبور به تعريف و تمجيد براى فدراسيون نشينان و شيپورچى تيم ملى بشويم؟ اينكه دوست دارند همه تعريف كنند و تاج به نمايندگى از فدراسيون مشتاق است تمجيد بشنود، بدعت خطرناكى است كه مى تواند پايه هاى دموكراتيك انتخاب ها را سست كند.
۲- شرايط تيم ملى حساس است، شرايط فدراسيون چندان بسامان نيست، فوتبال ايران هم چندان چهارچوب و ساختار منظمى ندارد اما وقتى صداها از داخل فدراسيون بلند مى شود و رئيس كميته انضباطى و مبارزه با دوپينگ اينگونه از اوضاع بد فوتبال مى گويند، چه انتظارى مى توان داشت تا ناظران بيرونى چشمانشان را ببندند و از اعلام حقايق طفره بروند؟ فريب افكار عمومى و سرپوش گذاشتن بر اتفاقات عيان، نه تنها هيچ سودى براى فوتبال ندارد بلكه مقامات فوتبالى را بدعادت مى كند.
۳- امارات را از پيش رو برداشتيم و سوريه را در خانه اش شكست داديم و كويت را در تهران برديم. آقايان واقعاً مى پندارند براى اين بردها بايد تا عرش بالا برويم و به تعريف و تمجيد بپردازيم؟ ما معتقديم ظرفيت فوتبال ايران آنقدر هست كه بتوانيم تيم هايى نظير امارات، سوريه و كويت را از پيش رو بردايم؛ حال آنها چندين برابر هزينه كرده باشند و يا از امكانات برخوردار باشند اما قدرت فوتبال ايران مقابل چنين تيم هايى تا بدان حد كم نيست. مشخص نيست چرا نامبردگان مى پسندند تا موفقيت هاى مقطعى و كم سوى آنان را پررنگ كنيم و جايگاه ويژه اى براى آن قائل شويم، در حالى كه شكست در اين ميادين مورد انتقاد است و دوستان بايد پاسخگو باشند.
۴- باور كنيد سقف فوتبال ايران بسيار بالاتر از آن است كه فكر مى كنيم. اين موضوع شعار نيست چرا كه تيم هاى باشگاهى ايران مى توانند بسيار راحت تر از اينها از عهده تيم هاى عربى درجه دوم برآيند. على دايى كه در تشنگى موفقيت همتا ندارد و به پله هاى ابتدايى پيروزى چشمداشت ندارد، نبايد اينگونه رسانه ها را مورد انتقاد قرار دهد. او كه در تك تك كلماتش عجز و نياز به حمايت رسانه اى ديده مى شود معلوم نيست چرا مى خواهد پيروز قرارداد برد - باخت به نفع خودش باشد،در حالى كه مى توان اين موضوع را تبديل به رقابتى برد - برد براى طرفين نمود. سقف آرزوهاى ما بالاست و يقيناً چنين موضوعى در انديشه دايى جايگاه ويژه اى دارد اما سرمربى تيم ملى با لحن گزنده و دلايل ناكافى مى خواهد با تفكرات بجنگد.