نسخه
PDF
شماره ۴۱۴۲ - ۱۱ تير ۱۳۸۷ - - ۱ جولاى ۲۰۰۸ 
صفحه ۱۰
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
خجالت مى كشم با كفاشيان روبرو شوم
من عاشق ريسك و استرس هستم
تاج: بدهى ما به آزادى ۳ ميليارد تومان نيست
خجالت مى كشم با كفاشيان روبرو شوم
انصاريان :در استقلال از همه كمتر پول گرفتم
من عاشق ريسك و استرس هستم
071754.jpg
براى معرفى «على انصاريان» چه بايد گفت وقتى در فوتبال ايران همه او را مى شناسند؟ شخصيتى كاملا متفاوت با بقيه كه تمام عمر فوتبالى اش را در رفاقت گذراند و اصلا برايش مهم نبود كه كجاست و چه مى كند بلكه برايش مهم بود با كيست و بايد پشتيبان چه كسى باشد. اين تمام زندگى «على انصاريان» است. مدافعى كه ۹سال تمام پيراهن پرسپوليس را به تن داشت و يك سال استقلالى بود اما هيچوقت از محبوبيتش نزد هواداران سرخابى كاسته نشد. انصاريان مثل هميشه خيلى ساده و بدون هماهنگى قبلى به دفتر روزنامه ابرارورزشى آمد و وقتى تعجب يكى از همكاران را ديد به آنها گفت: آمده ام به خانه ام ابرارورزشى- سر بزنم، ايرادى دارد؟! ما هم آمدن وى را به تحريريه ابرارورزشى به فال نيك گرفتيم و ساعتى با او همكلام شديم. متن اين مصاحبه را در ادامه مى خوانيد.
•مصاحبه را با يك كلمه شروع كنيم، «استيل آذين».
-اصلا خوب نبود! ما از روز اول هم در اين تيم مشكل داشتيم. هيچ چيز درست و حسابى سرجاى خودش نبود. استيل آذين با «تئودور يونگ» استارت زد مربى اى كه يك تمرين دهنده خوب بود تا يك سرمربى و COACH  خوب. اگر يادتان باشد يونگ هم در استقلال و هم در پرسپوليس فقط نقش يك تمرين دهنده را داشت تا يك مربى به معناى واقعى. ارنج اصلى را سرمربى ها مى دادند يعنى آرى هان در پرسپوليس و «صمد مرفاوى» در استقلال.
•پس چه شد كه به اين تيم پيوستى ؟
-ديگر همه دليل اصلى اش را مى دانند و نيازى نيست در اين باره صحبت كنم. يادم مى آيد تازه داشت تيمى به نام استيل آذين شكل مى گرفت كه به شخصه هم با آقاى هدايتى صحبت كردم هم با على آقا و به آنها گفتم مى توانم كمكى به شما و تيمتان بكنم كه همان موقع آقايان گفتند بيا.
•اما تو در فوتبال ايران جايگاه خوبى داشتى و بايد خيلى حرفه اى تر تيم آينده ات را انتخاب مى كردى.
-بله اما من همين هستم كه مى بينيد.
•بالاخره همه مى دانند «على انصاريان» آدم باهوشى است. چه شد كه ريسك پيوستن به استيل آذين را قبول كردى در صورتى كه در سطح اول فوتبال ايران بازى مى كردى؟
-من ريسك بزرگى كردم. متاسفانه يا خوشبختانه من در زندگى ام ريسك هاى فراوانى داشتم اما شما بگوييد كسى باور مى كرد استيل آذين بالا نيايد؟ هيچكس فكرش را هم نمى كرد كه ما در ليگ يك بمانيم. اصلا از همان روزهاى اول كه نام پروين به استيل آذين رسيد همه گفتند اين تيم ليگ برترى خواهد شد اما ما در همان ۲ ۳، هفته اول گاف داديم و بازى هايمان را باختيم تا ديگر بت استيل آذين شكسته شود. چند هفته اى طول كشيد كه خودمان را پيدا كرديم و بعد از آن بود كه چند نتيجه خوب گرفتيم. در ميانه هاى فصل نيز حضور «فرهاد كاظمى» تيم را منظم كرد و استيل آذين توانست جايگاه خودش را پيدا كند تاجايى كه به عنوان تيم اول از گروه بالا رفتيم اما متاسفانه قصه خنده دار پلى آف پيش آمد و هرچه ساخته بوديم خراب شد.
•بزرگترين مشكل چه بود؟
-استيل آذين بد بسته شده بود. به نظرم بهتر بود ۷ ۸، بازيكن اسمى در تيم مى آمدند و باقى كه آرزوى بازى كردن كنار اين ستاره ها را داشتند به ما اضافه مى شدند اين بهترين تركيب استيل آذين مى شد درست مثل زمانى كه بهروزرهبرى فر، احمد عابدزاده، حسين عبدى، على دايى، يحيى گل محمدى به عنوان ستاره هاى پرسپوليس و بازيكنان باتجربه بودند و ما جوانان تيم كه آرزوى بازى كردن كنار آنها را داشتيم تمام تلاشمان را مى كرديم تا پرسپوليس در هر بازى به پيروزى برسد. در آن زمان بيشتر از بازيكنان باتجربه مى دويديم چون بيش از آنها انگيزه داشتيم اما در استيل آذين اصلا اينطور نبود. شما به ليست تيم ما نگاه كنيد. مثلا در پست هافبك ما ۵يا ۶ بازيكن تراز اول ايران را داشتيم اما در دفاع فقط ۴ نفر. از سوى ديگر بهترين گلرهاى ايران كه زمانى تك ستاره بودند در تركيب استيل آذين حاضر شدند و همين امر سبب شد تا به آنچه قرار بود برسيم، نرسيم.
•دوران آماده سازى قبل از آغاز فصل چه طور بود؟
-افتضاح بود! حساب كنيد ما ۳ ماه پى در پى فقط تمرين كرديم و موقع شروع بازى ها خسته بوديم. جالب اينكه برايمان اردوى سوريه را در نظر گرفته بودند كه به غير از زيارت هيچ خاطره خوشى از آن اردو در ذهنمان باقى نمانده. در بدترين شهر اين كشور و با بدترين شرايط تمرين كرديم و حاصلش همانى شد كه همه ديدند.
•عملكرد خط دفاع چطور بود؟
-خيلى بد مثل خطوط ديگر. ما در اكثر بازى ها گل خورديم.
•دليلش چه بود؟
-با سيستمى بازى مى كرديم كه نمى شد در آن جفت و جور شد. در ضمن ۲ مدافع كنارى من هم بازيكنان خارجى بودند كه به خوبى نمى توانستيم با هم ارتباط برقرار كنيم. وقتى بازيكن كامرونى ما انگليسى هم بلد نبود چگونه بايد به او مى گفتيم، برو، بمان، برگرد و...؟
•خودت چطور؟ نظرت در مورد عملكرد على انصاريان در خط دفاع استيل آذين چه بود؟
-ببينيد من در هر تيمى كه بازى كردم سعى كردم بهترين باشم. شخصيتم به گونه اى است كه از باختن و شكست خوردن بيزارم. حالا فرقى نمى كند كجا و چگونه اما نبايد ببازم. جالب است بدانيد من تنيس بلد نيستم اما وقتى با بهترين تنيسور هاى ايران بازى دستگرمى مى كردم هم دوست نداشتم ببازم با اينكه آنها مى توانند مرا به راحتى ببرند اما آنجا هم بايد برنده مى شدم.
•اما اين جواب سوال من نبود.
-هر كس يك نظر دارد اما من با اكثر كارشناسان كه صحبت مى كردم مى گفتند خوب بودى و به من نمره قبولى مى دادند. البته تعدادى از كارشناسان هم از بازى من لذت نبردند كه اين مساله را هم مى گذارم به پاى سليقه آنها وگرنه خودم از على انصاريان راضى ام.
•استيل آذين يك مشكل بزرگ داشت كه تا قبل از بسته شدن تيم شروع شد و تا پايان رقابت ها همراهش بود آن هم بحث حاشيه هاست. يكى از مهمترين حاشيه ها هم بحث بازوبند بود. نظرت در اين مورد چيست؟
-بله، ما از حاشيه ها ضربه خورديم اما باور كنيد بسيارى از اين حواشى ناخواسته رخ داد. قسم مى خورم من به دنبال بازوبند بستن در استيل آذين نبودم چون به هيچ وجه حاضر نيستم به خاطر «يك تكه پارچه» رفاقتم را با دوستانم بر هم بزنم. «ابراهيم ميرزاپور» ۲سال از ميادين به دور بود اما در بازى اول خودم رفتم و بازوبند را به او سپردم. متاسفانه خيلى ها دوست دارند بازوبند ببندند تا بزرگ جلوه كنند اما بزرگى به بازوبند نيست. از طرفى كمتر از ۱۰ روز بود كه تيم را بسته بوديم كه بين بازيكنان دعوا به راه افتاد. آن هم چه دعوايى اما من هميشه از اينگونه مسائل فرار مى كردم.
•قضيه درگيرى فرهاد كاظمى و على پروين چه بود؟
-درگيرى نبود اختلاف سليقه بود. اين امر كاملا عادى است و در هر تيمى به چشم مى خورد اما تصميم نهايى را هميشه سرمربى مى گرفت. البته اختلاف سليقه على آقا و كاظمى به حدى نبود كه نامش را درگيرى بگذاريم.
•به نظرت تعويض هاى كاظمى به خصوص مقابل سپاهان نوين در بازى برگشت درست بود؟
-من نمى توانم تشخيص بدهم كه درست بود يا غلط چون من فقط يك بازيكن هستم اما به نظر خودم بايد در دقايق پايانى به هر شكل ممكن نتيجه را نگه مى داشتيم.
•چرا هيچوقت اشكال باختن در دقايق پايانى در استيل آذين اصلاح نشد؟
-ايراد از خط دفاع نبود بلكه ما گل مى خورديم زيرا بازيكنانمان نمى توانستند در خط حمله گلزنى كنند. اگر خاطرتان باشد استارت صعود را زمانى زديم كه تراكتور سازى را در تبريز شكست داديم وگرنه ۲شكست بسيار تلخ در تهران و مقابل هوادارانمان متحمل شديم. به هرحال اين اشكال بازيكنان ماست كه در مقاطعى از زمان بازى آن هم در آخرين دقايق با خيال راحت بازى مى كردند. بازيكنان ما در اصفهان و مقابل سپاهان نوين در بازى برگشت آنقدر ترسو بودند كه با اينكه سوار بر بازى بوديم اما فقط يك مساوى كسب كرديم. در تهران هم همينطور شد سپاهان نوين در نيمه دوم برتر از ما بود و به ليگ برتر صعود كرد.
•نظرت در مورد صعود سپاهان نوين و پيام مشهد چيست؟
-فقط مى توانم بگويم ۲ تيمى كه فكرش را نمى كردند در پلى آف موفق باشند به ليگ برتر صعود كردند.
•اگر استيل آذين به ليگ برتر صعود مى كرد آيا هواداران پرسپوليس ۲ دسته مى شدند؟
-خير. پرسپوليس يك باشگاه نام دار است كه نان نامش را مى خورد نه نان نام بازيكنانش را.
•شايعه حضور «فيروز كريمى» به عنوان سرمربى در ديدارهاى پلى آف تا چه حد صحت داشت؟
-آقاى كريمى كه در آن زمان سكان هدايت استقلال تهران را به عهده داشت و تحت هيچ شرايطى نمى توانست به استيل آذين بيايد. اگر در آن موقع كريمى استقلال را رها مى كرد و به استيل آذين مى آمد تيم خودش خراب مى شد.
•با توجه به اينكه تو يك استقلالى بودى به نظرت فيروز كريمى در استقلال موفق بود؟
-او مربى بزرگى است اما حقيقت اين است كه استقلال بسيار بد بسته شده بود وگرنه حق اين تيم بودن در مكان سيزدهم جدول نيست. به هرحال خيلى خوشحالم كه «اميرقلعه نويى» به استقلال برگشت و توانست در بدو ورودش استقلال را قهرمان جام حذفى كند همين مطلب نشان مى دهد او به زير و بم اداره اين باشگاه كاملا آگاه است و مى تواند به درد استقلال در مواقع بسيار حساس بخورد.
•حرف استقلال پيش آمد. در خصوص آن دربى معروف صحبت كن. بازى رفت كه يكصد هزار نفر تشويقت مى كردند، هم استقلالى ها و هم پرسپوليسى ها.
-هيچوقت يادم نمى رود. شك نكنيد كه آن روز يكى از تلخترين روزهاى زندگيم را پشت سرگذاشتم. من ۹سال باپيراهن پرسپوليس عجين شده بودم و همواره سعى مى كردم با استقلالى ها بجنگم اما در آنروز بايد برعكس عمل مى كردم. اصلا من بازيكن دربى بودم اما آن روز روز سختى بود. البته چيز زيادى از آن بازى به خاطرم نيست اما يادم مى آيد وقتى به عنوان آخرين نفر پا به زمين گذاشتم مورد تشويق هر ۲ سمت ورزشگاه بودم. در آن لحظات فقط به آسمان نگاه كردم و بغض داشتم. خيلى ها دوست داشتند چنين روزى را ببينند به خصوص آقاى مديرعاملى كه باعث رفتن من از پرسپوليس شد. آن دربى آنقدر به من سخت گذشت كه نفهميدم كى شروع شد و كى به پايان رسيد.
•يك قرارداد عجيب و غريب هم با تيم سايپا بسته بودى. جريان آن قرار داد چه بود؟
-سايپا در پلى آف بود و روزهاى سختى مى گذراند. قرار بود از جمع سايپا، صنعت نفت، شموشك و شهيد قندى يزد فقط ۲ تيم به ليگ برتر برسند به همين دليل مديران اين تيم از من خواستند برايشان به ميدان بروم. من هم قراردادم با پرسپوليس تمام شده بود و مى توانستم تيم خود را انتخاب كنم. آقاى دارابى سرپرست سايپا از من خواست با اين تيم قرارداد ۱۰روزه ببندم و هرچقدر مى خواهم پايين برگه قرارداد بنويسم من هم قبول كردم و خلاصه به همراه ايشان به فدراسيون فوتبال رفتيم و قرارداد را امضا كردم. بيرون از فدراسيون و هنگام برگشت آقاى دارابى به من گفت چقدر چك بنويسم؟ گفتم نيازى به چك نيست به من ۵هزار تومان بده همه چيز تمام است! پس از ماندن سايپا در ليگ هم آقاى هاشمى مديرعامل سايپا كه يكى از مديران خوب ورزشى است مى خواست فقط براى من پاداش در نظر بگيرد كه مخالفت كردم و گفتم هرچه هست بايد بين تمام اعضاى تيم تقسيم شود. اتفاقا همان تيم آمد و قهرمان ليگ برتر شد كه اتفاق بسيار جالبى بود.
•على انصاريان را به رفيق بازى مى شناسيم. آيا قرار نيست اين رفاقت ها روزى به اتمام برسد؟
-من آدم كسى نيستم اما با همه رفاقت مى كنم اما متاسفانه بايد بگويم بدترين دشمنان من روزى بهترين دوستانم بودند اما بلايى بر سرم آوردند كه ... بگذريم. بله شما درست مى گوييد من به خاطر رفاقت كارهاى زيادى انجام دادم كه دليلش اين شد كه مى بينيد. در اوج آمادگى تيم ملى را به خاطر ايستادن پشت دوستانم از دست دادم اما متوجه شدم دنياى فوتبال بسيار كوچك است و روزى كسى كه فكرش را نمى كنى مقابلت مى ايستد و روز بعدش بايد با او رفاقت كنى. خيلى وقت ها فكر مى كنم شايد ارزشش را نداشته باشد اما مگر مى شود على انصاريان را عوض كرد؟! من عاشق ريسك و استرس هستم. دوست دارم با همه فرق داشته باشم دوست دارم هميشه استرس داشته باشم.
•چند بازيكن استيل آذين در مصاحبه هايشان عليه پروين صحبت كردند. به شخصه اين كار را مى پسندى؟
-به نظر من هركس عليه بزرگان فوتبال ايران مثل پروين و حجازى صحبت كند در اصل عليه خودش حرف زده. متاسفانه كار اين عده را اصلا نمى پسندم و فكر مى كنم زيبا نيست عليه بزرگترين بازيكنان و مربيان ايران صحبت كنيم. گفتم كه فوتبال ما بسيار كوچك و يك روز مجبور مى شوى خلاصه با آنكه پشت سرش حرف زدى رو در رو شوى. خودم به دليل مصاحبه هايى كه عليه برانكو و بلاژويچ كردم در اوج آمادگى تيم ملى را از دست دادم. شك نكنيد كه اين مصاحبه ها آئينه ماست. مدتى پيش مصاحبه اى عليه «على كفاشيان» كردم و به انتقاد از او پرداختم اما بعد كه متوجه اشتباهم در طرح آن انتقاد شدم همواره از خودم خجالت مى كشم كه چرا چنين حرفهايى به زبان آوردم. حتى خجالت مى كشم با ايشان روبرو شوم. من مى دانم كه همه بازيكنان مشكل دارند اما قبول نمى كنم كه آنها فكر كنند با مصاحبه كردن عليه آقاى پروين مشكلاتشان حل شود.
•اين روزها چه مى كنى؟
-فعلا بدنسازى مى كنم و تا چند روز آينده نيز تيم فصل بعدم را معرفى خواهم كرد. چند پيشنهاد از تيم هاى ليگ برترى دارم كه در حال بررسى آنها هستم.
•پيشنهادات سرخابى هم دارى؟
-شايد !
•اگر استقلال و پرسپوليس در يك زمان يك پيشنهاد مالى يكسان به على انصاريان ارائه دهند او كداميك را انتخاب خواهد كرد؟
-هيچ وقت به من نگوييد قيمت من چقدر است. من وقتى در استقلال بودم از همه كمتر گرفتم شايد در حد نفر بيستم استقلال با اينكه به خاطر اين تيم بينى ام را جراحى كردم و يكبار نيز ۶ساعت بيهوش شدم. متاسفانه با اينكه من به خاطر نظرى جويبارى و قلعه نويى به استقلال رفتم اما اين انتقال پايان خوبى نداشت. تا روزى كه از من ۱۰۰ميليون تومان نگرفتند به من رضايت نامه ندادند. حتى وقتى ۹۵درصد پول را داده بودم و فقط ۵ميليون تومانش مانده بود به من گفتند رضايت نامه مى خواهى بايد تسويه حساب كامل كنى.
•در يك كلام بگو على انصاريان با رفتن به استيل آذين اشتباه كرد يا نه؟
-اشتباه بود اما نه آنقدر كه بخواهند بزرگش كنند. من هميشه براى مربى ام فوتبال بازى مى كنم و خوشحالم در استيل آذين «بهروز رهبرى فر» مربى ام بود. هروقت براى استيل آذين به ميدان مى رفتم خاطرات خوش بازى كردن كنار رهبرى فر در ذهنم تداعى مى شد و همين برايم كافى بود. من روز جمعه ۱۴تيرماه ۳۰ساله خواهم شد اما متاسفانه يا خوشبختانه در فوتبالم به هيچ جا نرسيدم با اينكه همواره در فوتبال جزو مشهور ترين ها بودم. انصاريان در زمين پررو بازى مى كند اما بيرون از ميدان كاملا متفاوت است. فقط بايد بگويم تا امروز از رفاقت ضربه خوردم، همين.
•مى گويند شيث رضايى و محمد رضا مامانى مى خواستند اداى تو را در بياورند به همين دليل سعى داشتند حاشيه سازى كنند. اين حرف را قبول دارى؟
-متاسفانه بسيارى از ما تقليد را دوست داريم اما اگر على انصاريان شد على انصاريان به خاطر اين بود كه اهل تقليد كردن نيست. من كارم را به خوبى بلد بودم. قبول دارم كه حاشيه زيادى داشتم اما در كنارش فوتبالم از لحاظ فنى در سطح خوبى قرار داشت چرا كه دوست داشتم اول به فوتبالم فكر كنم بعد به حاشيه ها. به هرحال حاشيه سازى يك بازى است كه اين ۲ نفر قاعده بازى را بلد نبودند.
•اين روزها با چه كسانى بيشتر دمخورى ؟
-من از هر قشرى رفيق دارم اما پرويز پرستويى، محمدرضا فروتن و رضا صادقى كسانى هستند كه در نوع خود و در حرفه خود بى نظيرند. من از مصاحبت با آنها لذت مى برم.
• و حرف آخر؟
-ابرار ورزشى هميشه خانه من است و شك ندارم اين روزنامه كه اولين روزنامه ورزشى ايران محسوب مى شود با بودن افراد بزرگى همچون آقاى صفى زاده همواره بهترين و سالم ترين اخبار را در اختيار مردم ورزش دوست كشور قرار مى دهد.
قلعه نويى بازيكن تستى قبول نمى كند
همواره طى سال هاى اخير شاهد حضور چند بازيكن گمنام در تمرينات استقلال وپرسپوليس هستيم. اغلب اين نفرات فوتباليست هايى هستند كه سابقه مهمى در فوتبال ما ندارند و بواسطه آشنايى نزديك با افراد مختلف در تمرين حاضر مى شوند تا تست فنى بدهند. جالب اينجاست كه تقريباًً همه آنها نيز راه به جايى نبرده و خيلى زود از حضور در تمرينات معاف مى شوند. البته به نظر مى رسد اين وضعيت امسال در استقلال كمرنگ تر خواهد بود. بر اساس شنيده هاى ما؛ قلعه نويى معتقد است، استقلال به بازيكنان تستى احتياجى ندارد و مهره هايى را مى خواهد كه از نظر فنى قبلاً تواناى هاى خودشان را به منصه ظهور رسانده باشند به همين دليل قرار شده كه تا سر حد امكان هيچ بازيكن سفارشى براى آزمايش به سرمربى آبى پوشان معرفى نشود تا وقت كادر فنى صرف اين مسأله نگردد. لازم به ذكر است كه اغلب بازيكنان آزمايشى كه در تمرين استقلال و پرسپوليس حاضر مى شوند از اقوام و آشنايان فوتباليست هاى بزرگ هستند.
پرسپوليس با نيش و كنايه هاى مصطفوى درست نمى شود
حبيب كاشانى سال موفقى را در پرسپوليس پشت سر گذاشت اما جانشين او به جاى آنكه به فكر بستن يك تيم خوب و پرقدرت باشد، مدام به كاشانى نيش و كنايه مى زند و معلوم نيست با اين كارها چه اهدافى را دنبال مى كند؟مصطفوى گفته بود ما هرچه مى كشيم از مديران غير ورزشى است در حالى كه او يك تيم خوب و تقريباً كامل را از كاشانى تحويل گرفته و شايد سخت ترين كارش در فصل نقل و انتقالات تمديد قرارداد با چند بازيكن از جمله آقايى، نيكبخت و خليلى باشد. اين ساده ترين كارى است كه يك مديرعامل درپيش دارد و مصطفوى اگر همين كار را هم انجام ندهد مسلماً روزهاى سختى را پيش  رو خواهد داشت. چه بهتر كه داريوش خان فوتبالى به جاى نيش و كنايه زدن به مديرعامل قبلى به فكر روزهاى سخت آينده باشد و البته بداند كه مردم بنا به دلايل بسيارى حبيب كاشانى را دوست دارند و هرگز خدماتش در پرسپوليس را فراموش نخواهند كرد.مصطفوى در روزهاى اخير حداقل نام ۶ ، ۷ مربى خارجى را براى حضور در پرسپوليس مطرح كرده و چند بار حرف از مذاكرات نهايى با قطبى زده است اما غروب يكشنبه مدير برنامه هاى قطبى رسماً اعلام كرد كه تا اين لحظه حتى يك تماس هم با قطبى گرفته نشده و اصلاً او از پيشنهاد ۸۰۰ هزار دلارى پرسپوليس بى خبر است! چقدر خوب است كه باشگاه پرسپوليس لااقل كارى كند كه جلوى شايعات بى اساس و رديف شدن نام هاى بزرگ گرفته شود چون اين بيشتر به صلاح خود پرسپوليس است.
تاج: بدهى ما به آزادى ۳ ميليارد تومان نيست
من هيچ نقشى در انتقال فيرات به سپاهان نداشتم
«مهدى تاج نايب رئيس فدراسيون فوتبال در مصاحبه اى راديويى اعلام كرد: ليگ ۸۸-۸۷ از همان روز ۱۵ مرداد آغاز مى شود و تيم هاى ليگى ۵ روز يك بار به ميدان مى روند چرا كه امسال تيم ملى بازى هاى حساسى را پيش رو دارد و از طرفى ما ۳ يا ۴ تيم در ليگ قهرمانان آسيا خواهيم داشت. پس مجبوريم به فرض روزهاى يكشنبه، جمعه، سه شنبه و ... به فاصله ۵ روز بازى هاى ليگ را برگزار كنيم تا خللى در برنامه هاى تيم ملى كه اولويت اول و اصل ماست ايجاد نشود.» تاج افزود:«بازى هاى تيم ملى با فاصله زيادى برگزار مى شود و مثل مرحله اول نيست. از طرفى توقع مردم هم بالاست و ما بايد حتماً نتايج لازم را بگيريم و به جام جهانى صعود كنيم.»نايب رئيس فدراسيون فوتبال در مورد بدهى اين فدراسيون به مجموعه ورزشى آزادى گفت:« برخلاف اظهار نظر دوستانمان، ما عقيده داريم كه بدهى فدراسيون به اين مجموعه ۳ ميليارد تومان نيست و در اين زمينه بايد مذاكرات ديگرى را انجام دهيم.»تاج در مورد حضور فيرات در سپاهان گفت:«من هيچ نقشى در اين انتقال نداشتم و حتى از دست مسئولان باشگاه سپاهان ناراحت شدم. روزى در جلسه اى بودم كه آقاى دايى اين خبر را به من داد و شوكه شدم. باور كنيد كه خودم هم تا آن لحظه خبر نداشتم فيرات به سپاهان رفته و از آقاى دايى شنيديم البته دايى هم ابتدا ناراحت شد اما بعداً استدلال هايى آورد كه ما قانع شديم. او گفت مى توانم خلأ فيرات را پر كنم و البته ما به فكر يك دستيار جديد براى ايشان هستيم.»
۳۹ نفر در تمرين استقلال تست دادند!
071751.jpg
در تمرينات استقلال حدود ۳۹ نفر تست دادند تا بلكه كادر فنى اين تيم از بين نفرات مزبور چند نفر را انتخاب كنند. اين نفرات اكثراً سفارشى بودند به طورى كه نمى شد از كنار آنها گذشت اما شايد يك نفر از جمع ۱۰ ، ۱۲ بازيكنى كه براى تست دادن آمده بودند هم براى حضور در استقلال انتخاب نشوند استقلال تقريباً با نفراتى كه قلعه  نويى در نظر داشت به توافق رسيده و شايد فقط يكى، دو بازيكن ديگر جذب كند بازيكنان تستى را هم زياد نبايد جدى گرفت چرا كه بعيد است در نهايت سر از ليست ۲۵ نفره آبى پوشان درآورند.
اگر سقف قراردادها ۱۵۰ ميليون است...
چرا پرسپوليس به يك دروازه بان پيشنهاد ۲۳۰ ميليونى داد؟
محمد على آبادى در مصاحبه تلويزيونى اش گفته بود بهتر است ۲۰ درصد از قراردادهاى فصل گذشته كسر شود. داريوش مصطفوى هم در مصاحبه اى ديگر تأكيد كرد كه سقف قرادادها در پرسپوليس ۱۵۰ ميليون تومان است اما در عين حال شنيده مى شود اين باشگاه به سيد مهدى رحمتى پيشنهاد ۲۳۰ ميليونى داده بود كه البته در نهايت توافقى حاصل نشد و رحمتى در مس ماند.خود مصطفوى هم خوب مى داند كه با چنين مبلغى حداقل نيمى از بازيكنان پرسپوليس حاضر به تمديد قرارداد نمى شوند. در همين تيم بازيكن نسبتاً مؤثرى حضور داشت كه فصل گذشته ۱۰۰ ميليون گرفت اما حالا بر اساس گفته على آبادى بايد ۸۰ ميليون بگيرد در حالى كه از باشگاه هاى ديگر پيشنهاد ۱۸۰ ميليونى هم دارد.
مصطفوى «مدير هزينه» است؟
سازمان عابر بانك نيست
يك جمله از حبيب كاشانى هنوز در گوشمان زنگ مى زند كه مى گفت سازمان عابربانك نيست كه هر لحظه به ما پول بدهد. كاشانى البته روزهاى آخر از كمبود كمك هاى مالى سازمان دلخور بود و مى گفت در زمان انصارى فرد سازمان بيشتر به پرسپوليس كمك مى كرد اما به هر حال اين جمله يك واقعيت است كه سازمان عابربانك نيست و نمى توان هر لحظه از آنها انتظار پول داشت.على آبادى كه پيشنهاد داده بود از سقف قرارداد بازيكنان ۲۰ درصد كم شود در مورد كمك هاى سازمان در فصل جديد گفت ما نهايتاً يك و نيم تا ۲ ميليارد تومان به پرسپوليس و استقلال كمك مى كنيم. سازمان همين چند روز قبل ۲۰۰ ميليون تومان ديگر به پرسپوليس كمك كرد تا ثابت شود نيت آنها حمايت همه جانبه از مصطفوى است.
ماهى و ماهى گيرى
سازمان به جاى اينكه به پرسپوليس و استقلال ماهى بدهد بايد ماهيگيرى ياد بدهد. اين واقعيتى مسلم و غير قابل انكار است. اين ۲ تيم بايد دير يا زود از زير نظر سازمان خارج شوند و به فكر درآمدزايى باشند. البته در فصل گذشته بدهى هاى آنها حداقل زياد نشد اما اين مشكلى است كه به هرحال بايد حل شود. سازمان نيمى از بودجه پرسپوليس و استقلال را مى دهد و نيم ديگر را هم مثلاً تعاونى اعتبارى شهر مى دهد. خب اين وسط پس نقش مديران باشگاه چه مى شود و آيا آنها بايد هميشه فقط هزينه كنند؟
كسر قراردادها غير حرفه اى است
رئيس سازمان در تلويزيون گفت براى جلوگيرى از افزايش بى رويه قراردادها ۲۰ درصد از قراردادهاى فصل قبل ۲ تيم پرسپوليس و استقلال كم شود. با اين فرض مثلاً بازيكنى كه فصل گذشته ۲۰۰ ميليون گرفته بود بايد با ۱۶۰ ميليون تمديد كند اما آيا اين مقطعى است؟ آيا آن بازيكن مثلاً بايد قيد پيشنهاد ۳۰۰ ميليونى سپاهان و مس را بزند و با ۱۶۰ ميليون در پرسپوليس يا استقلال بماند؟ به اعتقاد ما تعيين سقف قرارداد يك كار غير حرفه اى است اما از طرفى قراردادها بايد شفاف باشد و بازيكن هر پولى مى گيرد مالياتش را هم بدهد. در تمام دنيا هم مبلغ قراردادها كاملاً مشخص است و اعلام مى شود و خبرى از قراردادهاى زيرميزى هم نيست اما در ايران همه چيز برعكس است. بازيكن در ظاهر ۱۵۰ ميليون مى گيرد اما در ۳ نوبت چك هاى ۱۰۰ ميليونى مى گيرد و طرفين هم راضى هستند!
مدير هزينه
مصطفوى براى مديريت در پرسپوليس نبايد فقط روى كمك هاى سازمان حساب كند. او بايد به فكر درآمدزايى هم باشد و بداند كه يك مديرعامل فقط نبايد «مديرهزينه» باشد. اصلاً اگر قرار باشد سازمان نقش عابربانك را بازى كند و فقط پول بدهد تا مديرعامل هزينه كند كه هركسى را مى توان به عنوان مديرعامل انتخاب كرد.
جذب گلزن ممنوع است؟!
استقلال گول جام حذفى را خورد
مثل اينكه استقلالى ها قصد جذب يك مهاجم گلزن را ندارند و قرار است مثل ليگ قبلى در اين زمينه مشكل داشته باشند. تنها مهاجمى كه تا به امروز به استقلال پيوسته عليرضا عباسفرد است كه او هم چندان گلزن نيست. از جمع مهاجمان سابق استقلال هم عليزاده، مجيدى و برهانى ماندگار مى شوند كه طبعاً هيچكدام گلزن نيستند و مى توانند مهاجم مكمل خوبى باشند. استقلال با توره هم توافق نكرده و حضور سياوش اكبرپور هم هنوز قطعى نشده است. ضمن اينكه بايد پذيرفت سياوش هم خيلى گلزن نيست و او هم همان كارى را انجام مى دهد كه امثال مجيدى و برهانى انجام مى دهند.استقلال نبايد گول جام حذفى را بخورد و تصور كند كه چون در آن مسابقات قهرمان شده پس در ليگ جديد و آسيا هم موفق مى شود. آنها بشدت كمبود يك مهاجم شش دانگ وگلزن را حس مى كنند و براى رفع اين مشكل هر چه سريعتر بايد دست به كار شوند.