نسخه
PDF
شماره ۴۱۴۲ - ۱۱ تير ۱۳۸۷ - - ۱ جولاى ۲۰۰۸ 
صفحه ۷
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
آنچه از يورو ۲۰۰۸ نخواهيم آموخت
بهترين هاى يوفا انتخاب شدند
بهترين ها و بدترين هاى يورو ۲۰۰۸ از نگاه گاردين
آنچه از يورو ۲۰۰۸ نخواهيم آموخت
امضايت را پاى قلب ها بزن
تمام شد. قيل و قال هاى يورو ۲۰۰۸ هم به پايان رسيد. دوست داريم از كاسياس بگوييم، درباره خوش شانس آلمانى ها صحبت كنيم و تصاوير بديع پايان بازى را به حسرت هاى خود بيفزاييم اما چرا نمى خواهيم پس پرده را ببينيم؛ آنجا كه همه شبيه يكديگر هستيم. البته نه كاملاً شبيه. دروغ چرا! عده اى آن بالاها هستند و عده  اى نامشان جايى ثبت نمى شود. چه بهتر كه نشود! آخر آنها «آدم ناپيدا» هستند. اگر نمونه بخواهيد بايد از آن تصوير روى تى شرت سرجيو راموس در شب قهرمانى اسپانيا نام ببرم. «آنتونيو پوئرتا»ى فقيد هيچ وقت درون كادر نبود. هميشه آن عقب ها مى ايستاد تا مبادا شهرت جلوى صف ايستادن، كار دستش بدهد؛ غافل اينكه مرگ به طبيعى ترين شكل ممكن او را مشهور مى كند اما قصه مانايى آدم پشت پرده، قصه ما نه هنگام مرگ بلكه چند ماه پس از اين حادثه در يك بيمارستان شكل گرفت. همسر باردار او فرزندى به دنيا آورد و به احترام فوتباليست سويا كه ۵ ماه ناقابل صبر نكرد تا پسرش را ببيند، نام نو رسيده را «آنتونيو» گذاشت. بله! آدم پشت پرده نمرد و چقدر خوب مى شد همه ما چنين تقديرى براى خود رقم مى زديم. نه اينكه بميريم بلكه درست و حسابى سنگ زيرين آسياب باشيم تا روزى نوبت اين آسياب به ما هم برسد. فقط مى توانستى آنتونيو پوئرتا باشى و يك سال پس از مرگ، در شب بزرگترين افتخار ساليان اخير فوتبال اسپانيا، كنار معبود ابدى (فوتبال) و همتيمى هايت نفس بكشى. در زندگى هم مى توانى سال ها پس از جدايى در لحظه حضور داشته باشى و به هر جايى دلت خواست پرواز كنى. كافى است سايه ات كسى را آزرده نكرده باشد. فرقى هم ندارد چه كاره باشى. اگر فوتباليست باشى مانند «رائول» غايب بزرگ جشن اسپانيايى ها تلقى مى شود. اگر نقاش باشى مانند ون گوگ درست شب پس از مرگ به چنان ثروتى مى رسى كه با يك دهم آن مى توانستى هنگام زندگى حداقل يك زيرانداز تهيه كنى. اگر شاعر باشى مى  توانى به شهر پشت درياها سفر كنى و دانه دل مردم را از شفافيت دانه  هاى انار تشخيص بدهى. اگر هم نويسنده    باشى مى توانى بى خيال امضا زدن پاى مطالبت بشوى و سعى كنى روى ديوار دلها اسمت را حكاكى كنى. نه! ما آن اسكناس له شده و تغيير هويت يافته «آنتونى رابينز» در يكى از جلساتش نيستيم. مى توانيم به خدمت آن هوادار بتيس باشيم كه وصيت كرد خاكسترش را در ورزشگاه تيم محبوبش بپاشند. مى توانيم آن ۹۶ ليورپولى جان باخته در فاجعه هيسل باشيم و ترجيحاً كودكى كه با «آرم» ليورپول روى سينه اش به خاك سپرده شد. مى توانيم... حتى اگر پيرمرد كوه «لامادريدا»ى اسپانيا برايمان دعا نكند. مى توانيم.... ما كاغذ پاره نيستيم. شايد برگه ابريشمى باشيم. مى توانيم...
بهترين هاى يوفا انتخاب شدند
ماتادورها مقام اول را دارند
071799.jpg
رقابت هاى يورو ۲۰۰۸ با تمامى بدى ها و خوبى هايش به پايان رسيد و تيم ملى اسپانيا توانست با شايستگى تمام به عنوان قهرمانى دست يابد. در پايان اين رقابت ها كميته فنى رقابت هاى يورو ۲۰۰۸ به كمك يوفا ۱۰ بازيكن برتر اين مسابقات را انتخاب كرد كه حضور ۶ بازيكن اسپانيايى از نكات جالب اين انتخاب است.
هميت آلتينتوپ (تركيه)
هر چند نيهات قهوه  چى، بازيساز تيم ملى تركيه بازى هاى خوبى را در يورو ۲۰۰۸ از خود به نمايش گذاشت اما آلتينتوپ چيز ديگرى بود . تا جايى كه فاتح تريم سرمربى تيم ملى تركيه «درباره او مى گويد:» اگر تمامى بازيكنان شما مثل «هميت» باشند، هرگز شكست نخواهيد خورد!
آندرى آرشا وين (روسيه)
پس از سپرى كردن يك فصل خوب با زنيت و قهرمانى در جام يوفا خيلى دوست داشت با تيم ملى روسيه نيز به افتخارى بزرگ دست يابد اما هرگز نتوانست به اين آرزو برسد. آرشاوين در ۲ بازى اول روسيه محروم بود اما مقابل هلند، سوئد و اسپانيا خوش درخشيد تا يكى از ۱۰ بازيكن برتر شود.
ميشائيل بالاك (آلمان)
بالاك خيلى خوب توانست بر مصدوميت خود غلبه كند و با سلامت كامل قدم به يورو بگذارد. بازى هاى درخشان كاپيتان ژرمن ها نقش زيادى در حضور آلمان در فينال داشت.
ايكر كاسياس (اسپانيا)
يك سنگربان ايده آل. ايكر به خوبى توانست در يورو ۲۰۰۸ خوش بدرخشد. او در جدال اسپانيا مقابل ايتاليا دست به شاهكار زد و باعث شد طلسم ۸۸ ساله شكست ناپذيرى ماتادورها مقابل لاجوردى ها باطل شود.
لوكا مودريچ (كرواسى)
لوكا يك پنالتى مقابل تركيه از دست داد تا باعث حذف تيم كشورش شود اما بازى هاى خوب او در يورو باعث شد نامش در ميان بهترين ها قرار گيرد.
كارلس پويول (اسپانيا)
تا پيش از آغاز يورو ۲۰۰۸ خط دفاعى اسپانيا دچار مشكلات زيادى بود و به عنوان نقطه ضعف اين تيم حساب مى آمد اما هماهنگى پويول و مارچنا در خط دفاعى اسپانيا باعث شد تا كاپيتان بارسلونا به يكى از بهترين ها تبديل شود.
باستين شوان اشتايگر (آلمان)
بد شروع كرد اما رفته رفته خوب شد و با دور كردن حاشيه يكى از بهترين هاى آلمان نام گرفت.
ماركوس سنا (اسپانيا)
برزيلى تيم ملى اسپانيا در مركز خط ميانى اسپانيا مهره ايده آل نشان داد و در قهرمانى ماتادورها نقش عمده اى داشت.
وزلى اسنايدر (هلند)
اسنايدر با هلند آغازى طوفانى داشت و اگر خوش شانس بود مى توانست آقاى گل يورو شود اما حيف كه هلند نتوانست به حقش برسد.
ديويد ويا (اسپانيا)
بهترين گلزن يورو ۲۰۰۸ با هت تريك كارش را در اين رقابت آغاز كرد و هر چند به خاطر مصدوميت در فينال غايب بود اما با ۴ گل توانست به آقاى گلى يورو دست يابد.
بهترين ها و بدترين هاى يورو ۲۰۰۸ از نگاه گاردين
آنها را مهار كنيد
بهترين پوشش تلويزيونى
تلاش كارگردانان تلويزيونى بازى آلمان و تركيه فوق  العاده بود. در انگلستان نظرات كارشناسى «لاورو» و «موتى» جلوه زيبايى به جذابيت هاى بصرى رقابت مرحله نيمه نهايى داد. جالب اينكه «موتى» با گزارش بازى نهايى جام، به جرگه بازنشستگان پيوست. او گفت:« جاى دورى نمى روم. در جام جهانى ۲۰۱۰ حضور خواهم يافت تا ثابت كنم دوران من نگذشته است.»
بهترين ميزبان
بازل ۱۶۷ هزار نفرى، با جاى دادن ۱۵۰۰ هوادار با احساس هلند نشان داد غير از ناميده شدن به عنوان مهد (CSD) در ساير عرصه ها هم دست بر آتشى دارد. در «بازى» مى شد به راحتى از يك زندگى راحت نهايت بهره را برد.
بدترين تيتر
۱- اين تورنمنت آرشاوين است!
۲- آرشاوين در تور آبراموويچ
۳- بشتاب آرشاوين! رم با ۲۰ ميليون يورو منتظر توست!
بزرگترين گاف رسانه اى
«تله تكست» تلويزيون سوئيس سرود نئونازى ها را به رسميت شناخت و دومه نش هم اشتباه بدترى مرتكب شد. او قاطعانه اعلام كرد رومانى و هلند در آخرين بازى مرحله گروهى با تبانى موجبات حذف تيم او را فراهم مى آورند. او مى گفت هلند تيم خود را تغيير مى دهد و مى بازد. نتيجه چه شد؟ فرانسه ۲ بر صفر به ايتاليا باخت و هلند با همين نتيجه از سد رومانى گذشت. روسياهى به زغال ماند.
بهترين كشور
اتريش يا سوئيس؟ سوئيس شكلات هاى خوشمزه اى دارد و آنجا حق سيگار كشيدن نداريد اما اتريش كشور سهل گيرترى است.
بهترين وداع
دونادونى براى همه ما شخصيت قابل احترامى است. او يك حرفه اى به تمام معنا محسوب مى شود اما نمى توانيم قراردادش را تمديد كنيم. پيغام فدراسيون فوتبال ايتاليا پس از حذف دردناك لاجوردى ها، توضيح ديگرى نمى خواهد.
بهترين آناليز
جملات شاعرانه «رنسيرو» نويسنده روزنامه «آ اس» را بخوانيد. ۲۲ ژوئن منحوس فرا رسيد! بوفون و كاسانو را بگيريد! ۸۸ سال است ايتاليا را نبرده ايم! نااميد بمانيد! افسرده باشيد! تاسوتى و پاليوكا را هم مهار كنيد! زنده باد پادشاه خوان كارلوس!
Viva Espana!
071796.jpg
بالاخره طلسم شكست و تيم ملى اسپانيا بعد از ۴۴ سال توانست قهرمان يورو شود و اين قهرمانى باعث شد نه تنها طرفداران اين تيم بلكه تمامى مردم كشور اسپانيا دست به جشن و پايكوبى بزنند و اين قهرمانى را جشن بگيرند.اين جشن و شادى در شهر مادريد و ميدان كولون در اوج بود و هزاران تن از ساكنان پايتخت اسپانيا با بر پايى جشن و پايكوبى، قهرمانى تيم خود را جشن گرفتند.تردد و ازدهام جمعيت و خودروهاى سوارى به قدرى بود كه باعث برهم خوردن نظم عمومى شهر مادريد شده بود اما يك شب مگر هزار شب مى شود. هزاران تن از طرفداران تيم ملى اسپانيا با در دست داشتن پرچم كشورشان سرود شادى سر دادند و اين در حالى بود كه در اكثر شهرهاى اسپانيا نيز اين جشن و شادى بر پا بود. خوآكين ۴۸ ساله ساكن شهر سالامانكا در مصاحبه با خبرنگار رويتر گفت: ما بهترين هستم و از حالا خود را آماده مى كنيم تا فاتح جام جهانى شويم. تيم ملى اسپانيا در يورو بسيار خوب عمل كرد و با اتحاد كافى خود توانست قهرمان شود. روسيونين در مصاحبه با خبرنگار رويتر ضمن خوشحالى از قهرمانى ماتادورها در يورو گفت: كاسياس، تورس، فابرگاس و ويا بهترين بازيكنان جهان هستند. اين بازيكنان با بازى خوب خود ما را قهرمان اروپا كردند. دانى ۱۹ ساله نيز كه ا ز خوشحالى سر از پا نمى شناسد گفت: ما سال هاى زيادى براى رسيدن به قهرمانى صبر كرديم و حالا قهرمان هستيم، پس فوتبال دنيا بايد ما را باور كند. از سوى ديگر خوآن كارلوس پادشاه اسپانيا نيز پس از قهرمانى اسپانيا در مصاحبه با خبرنگاران گفت: بسيار خوشحالم كه قهرمان شديم. روزهاى سختى را سپرى كرديم اما خوشحالم كه توانستيم با قهرمانى به سختى ها پشت كنيم. من بسيار خوشحال هستم براى اين تيم، تمامى دوستان و تمامى ملت  اسپانيا و خوشحال تر از آن هستم كه سربازان اسپانيا توانستند به وظيفه خطير خود به خوبى عمل كنند.
با فيلم ، نژادپرستى را تحريم مى  كنيم
071787.jpg
يك كارگردان آمريكايى، يك شركت فيلمسازى آلمانى و انبوهى از بازيگران اروپايى از سراسر اين قاره سرسبز دور هم جمع شدند تا براى مبارزه با اعمال نژادپرستانه در يكى از بزرگترين رويدادهاى فوتبالى اروپا و حتى جهان فيلمى تهيه كنند و با نمايش عمومى آن طى اين رقابت ها به همه اهالى اين تورنمنت از فوتباليست و كادر برگزارى گرفته تا هواداران يادآورى كنند همه انسان  ها برابرند و بايد شعار مبارزه با نژادپرستى همه جا به گوش برسد. اكنون كه مسابقات به پايان رسيده است، مقامات يوفا، دست اندركاران ساخت فيلم و البته سازمان اروپايى مبارزه با نژادپرستى در فوتبال به حاصل كار خود در طول يورو ۲۰۰۸ نگاه مى كنند و از تأثيرات اين فيلم بر روند بازى   ها و به ثمر رسيدن اين هدف، خشنود كننده به نظر مى رسند. شعار اين فيلم در چند جمله خلاصه مى شود: زبان ها مختلف اما اهداف يكسان: نژاد پرستى را تحريم مى كنيم. همين شعار كوتاه و فيلمى كه در استاديوم هاى سوئيس و اتريش مكرراً براى تماشاگران پخش مى شد، تأثير فوق العاده اى و انكارناشدنى بر روى اين گردهمايى ورزشى گذاشت. اين فيلم قبل و بعد از هر مسابقه و البته در زمان ۲ نيمه بازى به نمايش در مى آمد و به همگان درس هاى برادرى و برابرى را يادآورى مى كرد. بوشه، كارگردان اين فيلم كه ۱۵ سال است در اروپا اقامت دارد و به فوتبال عشق مى ورزد. از سوى سازمان اروپايى مبارزه با نژادپرستى در فوتبال براى ساخت اين فيلم مستند انتخاب شد. او كه پيش از اين فيلمى كوتاه در رابطه با مبارزه با قاچاق انسان در فوتبال در سال ۲۰۰۱ ساخته بود اينك از آنچه كه با ساخت اين فيلم در يورو ۲۰۰۸ انجام داده است سر از پا نمى شناسد. وى در مورد فيلم خود گفت: زندگى در وين مرا با تشكيلات مبارزه با نژادپرستى در فوتبال آشنا كرد. من از فرصت خود براى بيان آنچه كه فكر مى كنم دنيا را به جايى بهتر و امن تر از نظر فرهنگى و شخصيتى براى فرزندانمان تبديل مى كند استفاده كردم تا سهمى در دفاع از حقوق بشر داشته باشم. پروژه ساخت فيلم در ۳۰ اكتبر ۲۰۰۷ كليد خورد. هدف فيلم گنجاندن تمام ، حقايق چند فرهنگى بودن اروپا و اهميت حضور همه آنها در رقابت هاى يورو در شكل يك فيلم كوتاه بود. بوشه ادامه داد: رقابت هاى جام ملت هاى اروپا يكى از اندك وقايع ورزشى است كه باعث مى شود تعداد زيادى از مردم در يك جا و در يك زمان دور هم جمع شوند و اين همان جنبه اى بود كه ما در فيلم روى آن تمركز كرده بوديم. مى خواستيم از همه نقاط اروپا چهره هايى را به تصوير بكشانيم. قسمت هاى مختلف مستند در جاهاى مختلف فيلم بردارى شد اما ما تركيب خوبى از آن به دست آورديم. از طرفى ما هم از هنرپيشگان استفاده كرديم و هم از آدم هاى معمولى تا بتوانيم ماجرا را طبيعى و ملموس تر جلوه دهيم. بوشه در ادامه توضيح داد: همه چيز در اين فيلم سمبوليك است. هنرپيشه هاى رومانيايى نماينده مردم اروپاى شرقى بودند. ما از هنرمندان هلندى براى يادآورى دوران مستعمراتى استفاده كرديم و البته ترك ها خود را با حضورشان در تك تك كشورهاى اروپا در فيلم به تصوير كشيدند. اين فيلم طى رقابت هاى امسال تأثيرات احساسى زيادى را بر روى هواداران مختلف گذاشت. وقتى يك توپ وارد دروازه يك تيم مى شد مردم ديگر يكديگر را مسخره نمى كردند. اين فيلم ۲ روز قبل از آغاز رقابت ها در استاديوم آليانتس آره نا آلمان پخش شد و در همان هنگام به طور مدام در رستوران رومانيايى در مركز شهر به نمايش درمى آمد. در صحنه اى از فيلم وقتى توپى گل مى شود بر روى اين پيام كه بايد جهانى و برادرانه فكر كرد تأكيد زيادى مى شد. پس از آنكه رقابت ها آغاز شد فيلم سفر ديگرى را آغاز كرد و اكنون يوفا آنقدر از اين فيلم خوشش آمده كه قرار است در تمام رقابت هاى ليگ قهرمانان فصل آينده نيز پخش شود. بوشه در مورد هزينه هاى فيلم گفت: يوفا در كنار كميته اتحاديه اروپا از لحاظ مالى فيلم را حمايت كردند. بدون پشتيبانى مالى آنها شايد ساخت اين مستند ممكن نمى شد. اكنون مى بينيم كه اين فيلم چقدر در كنترل رفتارهاى نادرست و نژادپرستانه مردم در اين تورنمنت ها مؤثر عمل كرده است و اميدواريم در رقابت هاى ليگ قهرمانان نيز همين طور با فايده باشد.
قهرمانى تقديم به «ويا »
071790.jpg
بازيكنان تيم ملى اسپانيا در پايان فينال يورو ۲۰۰۸ بر اساس قرار قبلى جام قهرمانى را به «ديويد ويا» آقاى گل مصدوم يورو ۲۰۰۸ تقديم كردند . مهاجم والنسيا كه خريداران زيادى دارد طى بازى مرحله نيمه نهايى تيمش مقابل روسيه مصدوم شد و با وجود تلاش پزشكان نتوانست مجوزحضور در حساس ترين بازى ملى دوران حرفه اى خود را به دست آورد .
سر فرود بياوريد به تعظيم و تكريم قهرمان
۱- ...و پايان جام را هم ديديم. قسمت بود انگار كه نفس بكشيم و زنده باشيم و براى اولين بار در طى اين سال ها قهرمانى اسپانيا را نيز ببينيم. «افسانه» قدرت جوانان آلمان در فينال چقدر راحت به «فسانه» تبديل شد. هر آنچه در ذهن كاشته بوديم از قدرت آلمان در بازى فينال اما پنبه اى شد كه با سوختنش جشن قهرمانى اسپانيا را روشن تر كرد.
۲- از قدرت آلمان هرچه افسانه ساخته بوديم، پنبه شد. رشته هايى كه تيم آلمان را در طول اين مسابقات به هم پيوند داده بود، مقابل اين اسپانياى افسانه اى پنبه شد. آلمان را مقابل اسپانيا خسته ديديم و بى انگيزه. ضريب اشتباهات فردى بالاى درصد استاندارد بود و بخت و اقبال نيز از يوآخيم لو و شاگردانش، روى برگردانده بود. آنچه رقم خورد نتيجه اى طبيعى و منطقى بود. پاى شانس و داورى را وسط نكشيد. تقدير را از مدت ها قبل با همين چيزها رقم مى زنند.
۳- سر تعظيم فرود مى آوريم مقابل تيم با شكوه اسپانيا و مربى بى همتايش. آراگونز همان طور كه ديروز هم نوشتيم تنها بازنده اين بازى است.نه «لو» از تيم ملى آلمان مى رود و نه آلمانى ها ناراحت اين باخت هستند. آنها ته دلشان مى دانند كه ثمره جوانگرايى شان در يورو۲۰۰۸ را در جام جهانى ۲۰۱۰ خواهند چشيد.آراگونز اما همان بازنده اى بود كه براى جام آمده بود. كسى كه حتى با اين جام نيز در اسپانيا نمى ماند و جاى خود را به مربى محبوبى خواهد داد. آراگونز اما در خلوت خود مى خندد. او كارش را كرد، او تاريخ را تغيير داد، او «محال» را ممكن كرد و در عين حال محبوب هم نشد. در سرشت او از روز ازل نوشته اند كه بايد دور محبوبيت را خط بكشد. حتى برق جام نيز اين خط نانوشته را پاك نمى كند.
اسپانيا! اسپانيا! اسپانيا!
از روزى كه فيناليست شدنشان قطعى شد مدام كلمه هايى را كه دوست داشتم در جشن قهرمانى «ال ماتادور» هميشه محبوبم به روى كاغذ بياورم را كنار هم مى چيدم و خدا خدا مى كردم بيهوده نباشد و آه خدايا! اين بار بيهوده نبود! طلسم شكست! ۴۴ سال گذشته و در جشن قهرمانى اول من حتى وجود خارجى نداشتم اما اين بار از روز اولش بودم، از پيروزى هاى پى درپى آنها كه اميدوار بودم اين بار بدون ناداورى، بدون بدشانسى و بدون اشتباه ادامه دار شود. بالاخره تورس اين رؤيا را با مخلوطى از رنگ سرخ و طلايى به همه هديه كرد. قهرمانى آنقدر غيرقابل باور بود كه نمى توانستم بالا و پايين بپرم، نمى توانستم فرياد بزنم و كلمه هايى را كه چندين روز كنار هم چيده بودم به ياد بياورم... اسپانيايى ها متحد و در كنار هم چه مادريدى و چه كاتالونيايى پرچم سرخ و زرد (يا به بيان بهتر طلايى) را در هوا تكان مى دادند و هلهله مى كردند. اسپانيا! اسپانيا! اسپانيا! اين صداى ماتادورها بود كه بدون رائول، بدون ويا و بدون گوتى جام را دست به دست مى كردند و با احتياط آراگونز پير را كه نشان داد هنوز دود از كنده بلند مى شود و خوش تيپى هم دواى درد قهرمانى از دست رفته نيست، را بالا و پايين مى انداختند. هميشه فكر مى كردم اگر ماتادورهاى سركش قهرمان شوند سنگ روى سنگ در ورزشگاه بند نمى شود اما شادى كردنشان آن شب به نظرم خيلى محجوبانه آمد. شايد آنها هم باورشان نمى شد. تنها چيزى كه تصوير اين شادى هر چند محجوبانه را كه با نور و شعله آتش بازى و آوازها و سرود ديوانه وار شادكامان ورزشگاه را عجين كرده بود رامخدوش مى كرد چشمان پر از افسردگى شوان اشتايگر بود! كاش طورى آنها هم شريك لبخند بودند، كاش تصوير چهره غم زده بالاك كه روزى در خيال دوستى نقش بسته بود حقيقت نمى يافت! كاش قهرمانى ماتادورها هيچ صورت گريانى نداشت. كاش اشك شوق با مويه شكست فرقى نداشت!