نسخه
PDF
شماره ۴۱۴۲ - ۱۱ تير ۱۳۸۷ - - ۱ جولاى ۲۰۰۸ 
صفحه ۸
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
SOMS CAMPEONES
SOMS CAMPEONES
Reyes de Europa كودك و دريا
071802.jpg
همين چند روز پيش بود كه يك نويسنده هوادار اسپانيا در توصيف علاقه اش به ماتادورها پاى صنعت ادبيات اين كشور را پيش كشيد و اعلام كرد اگر يكى از كتاب هاى نويسنده هاى اسپانيايى در داخل مرزهاى كشور لاتينى مورد استقبال قرار بگيرد، مطمئناً در ساير نقاط اروپا هم خواننده هاى خاصى مى يابد. بايد گفت همتيمى هاى تورس با اين فوتبال ناب اكنون خارج از مرزهاى كاستيل هواداران زيادى يافته اند. بله! در شب پيوند كاتالونيا، باسك و مادريد، جوانان نسل جديد اسپانيا «جهان وطنى» بودن خود را نشان دادند. كاسياس، پويول، كاپدويلا، مارچنا، تورس و حتى «ويا»ى غايب ديگر از آن اروپا هستند، نه براى باشگاه هاى خود و حتى براى مناطق بعضاً جدايى طلب اسپانيا! به فرناندو تورس لقب«ال نينو» به معناى «كودك» را داده اند. خيلى از ما هنگام تلاش او در راه كنار زدن مدافع آلمان، ياد سكانس هاى پايانى فيلم «پيرمرد و دريا» افتاديم؛ جايى كه «آنتونى كوئين» فقيد در نقش ماهيگير خستگى نا پذير داستان پس از ماه ها تلاش و با وجود شكست در صيد ماهى بزرگ، فرياد مى زند يك مرد هرگز به زانو درنمى آيد. آنچه در شب «وين» به نمايش درآمد تنها در كليات با موضوعات داستان فوق تفاوت داشت. اين بار به جاى آن پيرمرد، «ال  نينو» كودك اسپانيا «مد» درياى يورو ۲۰۰۸ را با جزر استارت هاى خود فرونشاند و كار را تمام كرد. آلمان همچنان آلمان بود و يوآخيم لو، «يوآخيم لوك ِ»خوش شانس كه تيمش فقط با اختلاف يك گل باخت! «لوئيز آراگونز» سرمربى تيم قهرمان اروپا در واپسين اظهارات خود به عنوان سكاندار ماتادورها گفت:«در قالب يك گروه متحد واقعاً خوب ظاهر شديم. تملك توپ را در اختيار داشتيم و خيلى خوب پاسكارى مى كرديم. خودنمايى در اين تيم جايى نداشت و به همين دليل توقف ناپذير نشان داد. مانند همه مردم اسپانيا بابت فتح يورو ۲۰۰۸ در پوست خود نمى گنجيم. اكنون به يك مدال و الگو تبديل شده ايم. دوستداران فوتبال از تمام تيم ها انتظار دارند مانند ما درون محوطه جريمه حريفان نفوذ كرده و گل بزنند. گفته بودم چنانچه نهايت تلاش خود را به كار گيريم، مى توانيم بر جام قهرمانى بوسه بزنيم. مى دانستيم فقط بايد به اين تيم اعتماد به نفس بدهم چون ساير فاكتورهاى لازم خود به خود درون بازيكنان ساخته خواهد شد. فرناندو تورس به عنوان اعجوبه اسپانيا و ليورپول قادر به انجام هر كارى است. اين جوان سرعتى و دريبل زن هنوز راه طولانى در پيش دارد و موظف است همچنان تجربه بياموزد. با اينكه نمى توانم احساسم را توصيف كنم اما مانند اعضاى تيم واقعاً هيجان زده هستم. عدم ابراز احساسات، شيوه من براى نشان دادن هيجاناتم محسوب مى شود.» «يوآخيم لو» سرمربى تيم آلمان هم اظهار داشت:«به اسپانيا و آراگونز تبريك مى گويم. آنها واقعاً جذب ظاهر شدند اما ما هم دست كمى از حريف نداشتيم. اسپانيا از شانس خود بيشترين بهره را برد و به همين دليل سزاوار كسب برترى بود. ناراحت هستم با اين حال در مجموع يك تورنمنت راضى كننده را سپرى كرديم. ۴۵ روز خيلى خوب را پشت سر گذاشتيم؛ ۴۵ روز پر از رؤياى با هم بودن! اين شكست مانع كاميابى ما شد اما نااميد مى شويم. هدف فعلى ما حضور در جام جهانى ۲۰۱۰ است. مدت زمان زيادى به بازى بدون توپ، تملك گوى چرمى، پاسكارى سريع و ميداندارى مى  انديشيد. فوتبال سرعتى و تحت فشار هر حريفى را به زانو در مى آورد. ۲ سال نشان داده ايم در اين عرصه حرف هاى زيادى براى گفتن داريم. اسپانيا هم استاد مؤلفه هاى نامبرده به حساب مى آيد. موفقيت آلمان در چند رقابت مهم قبلى علاوه بر افتخار، تجربيات زيادى را به ارمغان آورده است. بازهم مى  گويم اسپانيا عالى كار كرد. نبايد به خاطر اين باخت انرژى و شور و هيجان خود را از دست بدهيم. روبه جلو مى نگريم و روز به روز رشد مى كنيم.» «فرناندو تورس» راقم دومين افتخار تاريخ ملى اسپانيا هم اظهار داشت:«قهرمانى اسپانيا، هواى فوتبال اروپا را تلطيف كرد. سال هاى سال رنج هاى زيادى كشيديم و اكنون روى قله ايستاده ايم. من و ژاوى بارها دروازه لمن را به خطر انداختيم اما اين پيروزى متعلق به تمام اعضاى تيم است. با هم زنده ايم چون بدون همكارى موفقيت امكان پذير نيست. واى! تصور مى كرديم در اسپانيا هستيم. بى صبرانه براى حضور دراسپانيا و شادى كنار هموطنانم لحظه شمارى مى كنم. اكنون به جام جهانى فكر نمى كنم. فعلاً فقط شادى! خب! آرزو مى كنم در جام جهانى ۲۰۱۰ هم موفق شويم.» در پايان كتاب يا سناريو «پيرمرد و دريا» را بخوانيد و روحيات «كوئين» را با «آراگونز» پير مقايسه كنيد. غرور، وجه اشتراك آنها است. يكى به دنبال ماهى، تسليم نمى شود و ديگرى آن قدر مرد است كه حتى پس از قهرمانى فرياد مى زند امكان ندارد در تيم ملى اسپانيا بمانم!
فصل شاعران
تضاد، تقابل مى سازد. هنر چون هنر است، مقابل رياضى قرار مى گيرد. «تغزل» مقابل «اسكولاستيك» و جدل هاى كلامى مى ايستد و حرف خود را در دل ها جاى مى دهد. در اين راستا بازى آلمان و اسپانيا نبرد ۲ سبك متفاوت بود، رياضيدان مقابل شاعر. چه خوشبخت شديم كه در پايان، شاعر با رو كردن يك غزل البته نه چندان ناب، مچ رياضيدان معتقد به تك جوابى بودن ۲ به علاوه ۲ را خواباند.
۱- هيمشه دوست داشتم احساساتى ها پيروز ميادين فوتبال باشند؛ آنهايى كه بلدند چگونه به ابراز احساسات بپردازند. آنهايى كه مى دانند در صورت باخت چگونه به پهناى صورت اشك بريزند. آنهايى كه قادرند هنگام شادى ياد همه افراد غايب را زنده كنند. آنهايى كه مى توانند حتى چند لحظه از قالب «خود رنجور» خود بيرون بيايند و در «افيون» فوتبال غرق شوند.
۲- هيچ گاه دوست نداشتم آدم هاى ناخن خشك فوتبال، عاقبت بخير شوند؛ آنهايى كه در صورت باخت به روى خود نمى آورند (مانند آلمان فعلى) و تصور مى كنند خيلى منطقى هستند. آنهايى كه در صورت پيروزى شانه بالا مى اندازند و مى گويند خب! بعدى! آنهايى كه نمى توانند مست جادوى فوتبال شوند و عطر سيب برايشان هيچ گونه پايبندى ايجاد نمى كند.
***
۱- در ۳ دوره قبلى يورو، رياضى دانها بردند و اين بار فصل شاعران فرا رسيد. جمهورى چك در يورو ۹۶ مانند داستان هاى «ميلان كوندرا» نويسنده شهير اين كشور، تر و تازه بود اما ۱۵ دقيقه مغلوب منطق آنها شد. خنديدند و گفتند ۲ به علاوه ۲ مساوى با ۴ است .
۲- ايتالياى دوست داشتنى شعر فينال يورو ۲۰۰۰ را خوب سرود اما در لحظه جور كردن «ترجيع بند» كم آورد. درست همين موقع رياضيدان از راه رسيد و رؤياها را جمع زد. خنديدند و گفتند۲ به علاوه ۲ مساوى با ۴ است.
۳- يونان اصلاً بخشندگى الهه اى به نام «زئوس» را نداشت. پرتغال هم روح كاشف «ماژلان» را در ساق هاى فرزندان فوتبالى خود نمى ديد. اين شد كه يك ضربه سر، منطق را به رخ كشيد و بى روح ترين ميهمانى پايانى يورو شكل گرفت. خنديدند و گفتند ۲ به علاوه ۲ مساوى با ۴ است.
***
وقتى تورس شوت زد، دايره اعداد كم شد. شاعر،«غزل خوان» برد و رياضيدان اين بار نخنديد چون متوجه شد گاهى ۲ به علاوه ۲ مساوى با ۴ نيست. اصلاً شايد نيمه شب رؤيايى يورو تقابل از بين رفت. فراموش نكنيد بزرگترين شاعران، رياضيدان بوده و هستند!
بكن باوئر: «لو» بماند
«فرانتس بكن باوئر» كاپيتان سابق تيم ملى فوتبال آلمان كسب عنوان نايب قهرمانى اروپا در رقابت هاى يورو ۲۰۰۸ را سند بقاى «يو آخيم لو» سرمربى تيم ملى ژرمن ها در سمت فعلى مى داند. بكن باوئر اظهار داشت: «اسپانيا از آلمان بهتر بود و با شايستگى اين مقام را از آن خود كرد. اسپانيايى ها از بازى نخست خود كه مقابل روسيه ۴ بر يك برنده شدند تا بازى  نهايى كه مقابل آلمان قرار گرفتند، خوش درخشيدند. بكن باوئر در مورد تيم كشورش بيان داشت: با وجود باخت روز پايانى بايد از يواخيم لو و تيمش تشكر كنم. كسب عنوان نايب قهرمانى ارزشمند است و او بايد با قدرت به كارش ادامه دهد.» از ياد نبريم در مسابقاتى نايب قهرمان شديم كه فوق العاده سطح بالا بود.
«رائول» نبود...
جاى رائول خالى بود. احتمالاً پادشاه اسپانيا نيز روى سكوى افتخار متوجه شد جاى آن كسى كه مى تواند خيلى راحت در آغوشش بگيرد خالى است. براى ما هواداران گونزالس هم اتفاق تلخى رخ داد اما به هر حال عمر حضور «آراگونز» روى نيمكت تيم ملى اسپانيا پايان يافته و مى توان اميدوار بود «ويسنته دل بوسكه» تا آن زمان يك واقعيت تلخ رخ مى نمايد؛ آنهايى كه هميشه حضور دارند معمولاً در لحظه به بار نشستن زحمات خود يا ديگران غايب بزرگ نام مى گيرند. فقط كافى است به سرگذشت بزرگانى مانند مالدينى توجه كنيد. او ۲۰ سال تمام براى تيم ملى ايتاليا زحمت كشيد و بارها از لب چشمه، تشنه برگشت. «پائولو» از سراب نصيب برد و ديگران آب گوارا نوش جان كردند. حكايت رائول هم چيز متفاوتى نيست. او در شب هاى سرد اسپانيا گرمابخش جمع بازنده ها نام گرفت اما درست در گرم ترين ۲۴ ساعت «ال ماتادور» خانه نشين بود. خواه و ناخواه اسپانيا با او به ياد آورده مى شود چون فوتبال هميشه بند قهرمانانش بوده است.