نسخه
PDF
شماره ۴۲۹۱ - ۱۶ دى ۱۳۸۷ - ۸ محرم ۱۴۳۰ - ۵ ژانويه ۲۰۰۹ 
صفحه ۲
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
خورشيد خاموش
086550.jpg
غلامرضا تختى در روز پنجم شهريور ماه ۱۳۰۹در خانواده اى متوسط و مذهبى در محله  خانى آباد تهران به دنيا آمد. رجب خان ( پدر تختى) غير از وى ۲ پسر و ۲ دختر ديگر نيز داشت كه همه  آنها از غلامرضا بزرگتر بودند. «حاج قلى» پدر بزرگ غلامرضا، فروشنده  خوار و بار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعريف مى كنند كه حاج قلى در دكانش بر روى تخت بلندى مى نشست و به همين سبب در ميان اهالى خانى آباد به حاج قلى تختى شهرت يافته بود. همين نام بعدها به خانواده هاى رجب خان منتقل شد و به «نام خانوادگى» تبديل شد. رجب خان با پولى كه از ماترك پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه آهن زمينى خريده و يك يخچال طبيعى احداث كرده بود و از همين راه، مخارج زندگى خانواده  پرجمعيت خود را تأمين مى كرد. نخستين واقعه اى كه در كودكى غلامرضا روى داد و ضربه اى بزرگ و فراموش نشدنى بر روح او وارد كرد، آن بود كه مرحوم پدرش براى تأمين معاش خانواده  ناچار شد خانه  مسكونى خود را گرو بگذارد. تختى سالها بعد در آخرين مصاحبه  خود با يادآورى اين ماجراى تلخ مى گويد: «يك روز طلبكاران به خانه  ما آمدند و اثاثيه  خانه و ساكنينش را به كوچه ريختند، ما مجبور شديم كه ۲ شب را توى كوچه بخوابيم. شب سوم اثاثيه را برديم به خانه  همسايه ها و ۲ اتاق اجاره كرديم. چندى بعد روزگار، عرصه را بيشتر بر پدرم تنگ كرد تا اين كه مجبور شد يخچال طبيعى اش را نيز بفروشد. اين حوادث تأثير فراوانى در روحيه  پدرم گذاشت و باعث اختلال روحى او در سالهاى آخر عمر شد.» در چنان شرايطى، غلامرضا تنها ۹سال به تحصيل پرداخت. وى خود مى گويد: «مدت ۹سال در دبستان و دبيرستان منوچهرى كه در همان خانى آباد قرار داشت، درس خواندم، اما تنها خاطره اى كه از دوران تحصيل به ياد دارم، اين است كه هيچوقت شاگرد اول نشدم، اما زندگى در ميان مردم و براى مردم درسهايى به من آموخت كه فكر مى كنم هرگز نمى توانستم در معتبرترين دانشگاهها كسب كنم. زندگى همچنين به من آموخت كه مردم را دوست بدارم و تا آنجا كه در حد توانايى من است، به آنان كمك كنم. حال، اين كمك از چه طريقى و از چه راهى باشد، مهم نيست. هر كس به قدر تواناييش ...» غلامرضا، ورزش را از نوجوانى آغاز كرد. ورزش ابتدا براى او نوعى تفنن و سرگرمى بود. در همان اوان، خيال قهرمان شدن، مدتى او را به وسوسه انداخت اما از همان نوجوانى كه تازه به فكر باشگاه رفتن افتاده بود، اعتقاد داشت كه ورزش براى تندرستى و سلامت جان و تن هر دو لازم است.
شادروان تختى در مصاحبه اى با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجوانى اش مى گويد: «با آن كه علاقه ى فراوانى به ورزش داشتم، مجبور بودم كه در جستجوى كارى برايم. زندگى، نان و آب، لازم داشت. براى مدتى به خوزستان رفتم و در ازاى روزى ۷ يا ۸ تومان، كار كردم. دنيا در حال جنگ (جنگ جهانى دوم) بود، زندگى به سختى مى گذشت.» آشنايى حقيقى تختى با ورزش و كشتى در باشگاه «پولاد» آغاز شد. وى كه پيش از اين گودها و زورخانه هاى فراوانى ديده بود و شيفته  تواضع و افتادگى پهلوانانى كشتى و ورزشى باستانى شده بود، براى نخستين بار در سال هزار و سيصد و سى و نه به باشگاه پولاد (واقع در خيابان شاهپور سابق) رفت و به دليل علاقه و استعداد وافرى كه نسبت به كشتى نشان داد مورد توجه مرحوم «حسين رضى زاده» مدير آن باشگاه قرار گرفت. تختى، خود مى گويد: «رضى خان آدم خوبى بود، اگر كسى را نشان مى كرد و مى ديد كه استعداد كشتى دارد، دست از سرش بر نمى داشت. در گرماى تابستان لخت مى شديم و هر روز از ساعت دو بعد از ظهر تا چندين ساعت كشتى مى گرفتيم، از دوش آب گرم و حمام خبرى نبود. كشتى گيران براى وزن كم كردن، به خزينه مى رفتند تشكهاى كشتى را با پنبه پر مى كردند، اما خاك و خاشاك آن، بيش از پنبه بود.»
تختى كه پس از بازگشت از خوزستان (مسجد سليمان) روانه  خدمت سربازى شده بود، در سربازخانه با استفاده از فرصتها و توجهات فراهم شده، به  ويژه تشويق و حمايت دبير وقت فدراسيون كشتى كه در دژبان ارتش فعاليت داشت، تمرينات كشتى خود را بار ديگر آغاز كرد. تختى خود در اين باره مى گويد: «وقتى در سال ۱۳۲۸در مسابقه  بزرگ ورزشى (كاپ فرانسه) شركت كردم، در همان اولين دوره ضربه فنى شدم. اما تمرينهاى جدى و سختى كه در پيش گرفتم، مرا يارى كرد تا حقيقت مبارزه را درك كنم؛ اگر چه شور پيروزى در سر داشتم، اما كار و كوشش را سرآغاز پيروزى مى دانستم.» به اين ترتيب تختى با تمرين و پشتكار مثال زدنى رفته رفته خود را از ميان بازنده ها بيرون كشيد و سرانجام در سال هزار و سيصد و سى در وزن هفتاد و نه كيلوگرم به عضويت تيم ملى درآمد. وى در نخستين دوره  مسابقه هاى كشتى آزاد قهرمانى جهان (هلسينكى، ۱۹۵۱) با وجود آن كه هنوز ۲۱سال داشت، نايب قهرمان جهان شد. درخشش خيره  كننده تختى در رقابتهاى كشتى هلسينكى كه در نخستين حضور او در مسابقه هاى قهرمانى جهان و در فاصله  كمتر از ۲ سال از ورودش به ميادين ورزشى داخلى اتفاق افتاد، بيش از هرچيز نمايانگر ايمان و تلاش و اراده  كم نظير تختى و همچنين استعداد و مهارت فوق  العاده  او در زمينه  كشتى بود. گفتنى است در اولين دوره مسابقات قهرمانى كشتى آزاد جهان كه از لحاظ تاريخى ميدان معتبر و تعيين كننده اى براى كشتى ايران و جهان بود، تيم ملى كشتى آزاد ايران با تركيب كامل و در هر ۸ وزن آن زمان حضور پيدا كرد و با كسب ۲ نشان نقره (محمود ملاقاسمى و غلامرضا تختى) و ۲ نشان برنز (عبدالله مجتبوى و مهدى يعقوبى) در نتيجه اى درخشان و غير قابل تصور پس از تيمهاى ملى تركيه و سوئد عنوان سوم جهان را به دست آورد. مسابقات سال ۱۹۵۱هلسينكى (فنلاند) براى تختى آغاز راهى بود كه طى ۱۵سال آينده با كسب دهها پيروزى و فتح سكوهاى متعدد قهرمانى در بزرگترين ميادين بين المللى كشتى ادامه يافت. شادروان غلامرضا تختى در سال ۱۳۳۱(۱۹۵۲) در نخستين حضور خود در رقابتهاى المپيك با كسب ۶ پيروزى و قبول يك شكست مقابل «ديويد جيما كوريدزه» از شوروى صاحب نشان نقره شد. وى در اين مسابقه ها توانست حيدر ظفر ترك را كه سال پيش با غلبه بر تختى قهرمان جهان شده بود را شكست دهد. تختى در دومين دوره  مسابقات جهانى كه در خرداد ماه هزار و سيصد و سى و سه (۱۹۵۴) كه در توكيو برگزار شد، در وزن هفتم (هفتاد و هشت كيلو) به رقابت پرداخت كه با وجود پيروزيهاى درخشان و شايستگى فراوانى كه از خود بروز داد با قبول يك شكست غير منتظره مقابل«وايكينگ پالم» سوئدى از راهيابى به فينال بازماند و در نهايت عنوان چهارمى اين وزن را به دست آورد. تختى ۶ ماه بعد در يك ديدار دوستانه در سوئد، «پالم» را با ضربه  فنى شكست داد و باخت غافلگيرانه توكيو را به خوبى جبران كرد. شادروان تختى همچنين در سال ۱۹۵۵ در جشنواره  بين المللى ورشو موفق به كسب نشان نقره شد. اما سومين دوره  مسابقه هاى قهرمانى جهان (استانبول، ۱۹۵۷) تجربه  تلخى براى مرحوم تختى بود. وى كه در اين دوره از رقابتها، براى اولين و آخرين بار در وزن فوق سنگين آن زمان (۸۷+ كيلوگرم) كشتى مى گرفت، به دليل وزن بسيار كمتر نسبت به رقيبان با ۲ باخت حذف شد. پهلوان ايران با وجود حذف شدن در استانبول آبرومندانه كشتى گرفت و نتايجى كه به دست آورد با توجه به آن كه با وزن ۹۲كيلوگرم به مصاف كشتى گيران فوق سنگين رفته بود، در مجموع غير قابل قبول نبود. به عنوان نمونه «ديتريش» آلمان و «ايوان ويخريستيوك» روس، حريفان اصلى تختى در اين رقابتها ۱۱۰ كيلوگرم وزن داشتند و علاوه بر آن در وزن خود نيز از تجربه  خوبى برخوردار بودند. در بازيهاى المپيك ملبورن (استراليا) كه در آذرماه ۱۳۳۵(۱۹۵۶) برگزار شد تختى يك بار ديگر در وزن هفتم (۸۷ كيلوگرم) به مصاف رقبايى از شوروى، آمريكا، ژاپن آفريقاى جنوبى، كانادا و استراليا رفت و با شكست تمامى حريفان اولين نشان طلاى خود را به گردن آويخت. اين براى نخستين بار بود كه دو قهرمان از آمريكا و شوروى در يك سكوى معتبر جهانى پايين تر از حريف ايرانى قرار مى گرفتند. جهان پهلوان تختى در اسفند ماه همان سال با غلبه به مرحوم حسين نورى به مقام پهلوانى ايران دست يافت و صاحب بازوبند شد و در سالهاى سى و شش و سى و هفت نيز اين عنوان را تكرار كرد. جهان پهلوان تختى در سال ۱۹۵۸در بازيهاى آسيايى توكيو و مسابقات قهرمانى جهان در صوفيه به ترتيب نشانهاى طلا و نقره  اين رقابتها را به گردن آويخت و در مهر ماه سال سى و هشت (هزار و نهصد و پنجاه و نه) در چهارمين دوره  مسابقات كشتى آزاد قهرمانى جهان كه در تهران برگزار شد سومين عنوان قهرمانى جهان خود را كسب كرد. «بوريس كولايف»از شوروى تنها كشتى گيرى بود كه با امتياز به تختى باخت و در ۵ كشتى ديگر رقباى مجارستانى، لهستانى، فرانسوى، بلغار و ترك تختى با ضربه  فنى مغلوب پهلوان ايران شدند. تيم ملى كشتى آزاد ايران كه در رقابتهاى تهران با اكتفا به ۲ مدال طلاى غلامرضا تختى و امامعلى حبيبى با وجود برخوردى از امتياز ميزبانى در حفظ عنوان سومى سالهاى قبل نيز ناموفق بود در هفدمين دوره ى بازيهاى المپيك (ايتاليا، هزار و نهصد و شصت) تا مكان پنجم رده بندى سقوط كرد. تختى كاپيتان تيم ملى و پر تجربه  ترين كشتى گير ايران كه در اين رقابتها در وزن هفتم به ميدان رفته بود، پس از پيروزى در پنج ديدار با در مسابقه  نهايى با قبول شكست مقابل «عصمت آتلى» از تركيه به گردن آويز نقره دست يافت. مسابقه هاى قهرمانى جهان در يوكوهاماى ژاپن ميدانى فراموش نشدنى براى كشتى ايران بود. تيم ملى كشتى آزاد كشورمان پس از حضور در ۸دوره مسابقات المپيك و جام جهانى در رقابتهاى جهانى ۱۹۵۹ژاپن، پر افتخار ترين حضور خود در تاريخ كشتى را رقم زد و با دريافت پنج نشان طلا، يك نشان نقره، يك نشان برنز و يك عنوان پنجمى به مقام قهرمانى كشتى آزاد جهان دست يافت. جهان پهلوان تختى كه در اين مسابقات در وزن ۸۷ كيلوگرم به مصاف حريفان رفته بود با حضورى مقتدرانه آخرين مدال طلاى خود را به گردن آويخت. كشتى گيران آزاد ايران در ششمين دوره ى رقابتهاى قهرمانى جهان در توليدوى آمريكا (۱۹۶۲) نيز حضورى شايسته داشتند. تيم ملى ايران اگرچه نتوانست مقام قهرمانى خود را در اين مسابقات حفظ كند اما كسب مقام سوم جهان نيز با توجه به كارشكنيها و ناداوريهايى كه در حق تختى و ساير كشتى گيران ايران روا شد نتيجه  قابل قبولى تلقى مى شود. جهان پهلوان تختى در اين مسابقات با حضور مقتدرانه مقابل «وان براند» آمريكايى، «مرويد» روسى و «عصمت آتلى» كه از قهرمانان صاحب نام وزن هفتم بودند از حيثيت كشتى ايران به خوبى دفاع كرد و در نهايت پس از تساوى با «مرويد» جوان تنها به دليل ۲۰۰گرم اضافه وزن نسبت به حريف از دريافت نشان طلا محروم شد و به گردن آويز نقره رضايت داد. قهرمان ارزشمند ايران در شرايطى در اين ديدارها شركت كرد كه از بيمارى خطرناكى رنج مى برد با اين حال عشق به ملت ايران او را به مصاف با بزرگترين قهرمانان جهان كشاند. شدت بيمارى تختى به حدى بود كه پس از ديدار فينال سريعاظ به نيويورك منتقل و روز بعد در بيمارستان بزرگ نيويورك تحت عمل جراحى قرار گرفت. در فاصله سالهاى هزار و نهصد و شصت و دو تا هزار و نهصد و شصت و شش، جهان پهلوان تختى با وجود سن بالا همچنان عضو تيم ملى ايران بود. اما تنها در بازيهاى المپيك هزار و نهصد و شصت و چهار توكيو شركت كرد كه در اين ديدار با بد  اقبالى از كسب چهارمين نشان المپيك خود بازماند و به عنوان چهارمى جهان اكتفا كرد. البته جانشينان تختى در مسابقات جهانى صوفيه (هزار و نهصد و شصت و سه) و منچستر (هزار و نهصد و شصت و پنج)  از دريافت حتى يك امتياز در وزن هفتم ناموفق بودند، اين امر در كنار عشق وافرى كه ملت ايران به جهان پهلوان داشتند، موجى از درخواستهاى مردمى و مطبوعاتى براى حضور مجدد تختى در رقابتهاى جهانى را برانگيخته بود. پهلوان سى و شش ساله ايران با وجود عدم آمادگى كافى و گذشتن از مرز بازنشستگى شركت در مسابقه هاى جهانى هزار و نهصد و شصت و شش (تير ماه هزار و سيصد و چهل و پنج) توليدو را پذيرفت. تختى در مسابقات انتخابى مسابقات جهانى هزار و نهصد و شصت و شش از نظر نتايج فنى و پيروزى با ضربه  فنى، بهترين چهره شناخته شده و به عنوان بهترين كشتى گير وزن هفتم ايران راهى آمريكا شده بود با اين حال كارشكنيها و برخوردهاى سوئى كه از سوى برخى افراد و مقامات نسبت به او روا مى شد روحيه  او را تضعيف كرده بود.
روزى كه پهلوان گريست
سه شنبه ۱۷ دى چهل ويكمين سالگرد درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختى است. انسانى كه پهلوانى را معنا كرد و پورياى ولى زمانه شد. «هيچ چيز نمى تواند مرا خوشحال كند؛ پول، مدال طلا، عشق و حتى عشق... نسبت به اين مردمى كه به فرودگاه آمده اند، احساس شرمندگى مى كنم. راستى چقدر محبت بدهكارم؟!من چرا بايد كشتى بگيرم؟ چرا بايد همراه تيم مسافرت كنم تا سبب اين همه مراجعت باشم؟ اگر پاسخ به اين پرسش را مى دانستم، من هم مى توانستم ادعا كنم چون ديگران هستم... وقتى كسى نداند چه عاملى سبب خوشحالى اش خواهد شد، بى ترديد نخواهد توانست بگويد چرا كشتى مى گيرد و چرا همراه تيم مسافرت مى كند.» به نقل از ايسنا، اين است آخرين گفتار جهان پهلوان غلامرضا تختى در هنگام عزيمت به آخرين سفر خود، در ميان خيل عظيم مردمى كه براى بدرقه او و همراهانش آمده بودند. آن روز خورشيد خنديد. آسمان اشك شوق ريخت. زمين به خود باليد. لاله سربرآورد. شقايق شكفت. آن روز پهلوان نه بر توسن افتخار و مردانگى كه بر ابرها سوار شد. دنياى قهرمانى را دور زد. از مرز پهلوانى گذشت و بزرگوارى و جوانمردى را تفسير كرد.پهلوانى كه مدال طلاى جهان و المپيك را نخواست تا جوانمردى را معنا كند. آن روز ستاره ها به پيشباز پهلوان آمدند. آن روز پهلوان از آسمان معرفت ستاره هاى مهر و محبت و عاطفه چيد. آن روز پهلوان عشق را به اين ستاره پيوند زد و آن را به مردمى كه دوستشان مى داشت هديه كرد. آن روز پهلوان گريست. اشك پهلوان موج شد و پيش آمد. دامنه آن موج به ناصر خسرو، پاچنار و سبزه ميدون محدود نشد. همه جا را در نور ديد. صخره هاى سنگدلى و بى تفاوتى را خرد كرد و در يك نقطه متمركز شد «بويين زهرا». بويين زهرا در آن زمستان سرد، سبز شد و آن روز آن تابلوى سبز بر شناسنامه پهلوان مهر سبز جاودانگى زد. آن روز خورشيد خاموش ماند. آن روز آسمان اشك حسرت ريخت. زمين لرزيد. لاله لب فرو بست و شقايق فسرد.آن روز خورشيد به تماشاى آخرين تابوت مردانگى نشست و از خجالت سربلند نكرد. آن روز آسمان مرگ مردترين مرد ورزش را به چشم ديد و گريست. آن روز تختى نه بر دوش هزاران مشتاق سينه سوخته كه بر بال ملائك به ابديت پرواز كرد و در ابن بابويه آرام گرفت.
مرورى برافتخارات جهان پهلوان تختى
كشتى ايران كه ازجمله پرآوازه هاى اين رشته در دنيا است به فرزندان صالحى همچون غلامرضاتختى كه درعرصه موفقيت و البته جوانمردى نمونه هستند به خود مى بالد. درآستانه سالگرد «جهان پهلوان تختى» مرورى داريم بر افتخارآفرينيهاى بزرگمرد تاريخ كشتى كشورمان كه در ذيل مى خوانيد:
• مسابقات جهانى هلسينكى فنلاند ۱۹۵۱ (مدال نقره)
• بازيهاى المپيك هلسينكى فنلاند ۱۹۵۲ (مدال نقره)
• مسابقات جهانى ورشولهستان ۱۹۵۳(مدال نقره)
• مسابقات جهانى توكيو ژاپن ۱۹۵۴ (مقام چهارم)
• بازيهاى المپيك ملبورن استراليا ۱۹۵۶ (مدال طلا)
• مسابقات جهانى صوفيه بلغارستان ۱۹۵۸(مدال نقره)
• بازيهاى آسيايى توكيو ژاپن ۱۹۵۸ (مدال طلا)
• مسابقات جهانى تهران ايران ۱۹۵۹ (مدال طلا)
• بازيهاى المپيك رم ايتاليا ۱۹۶۰ (مدال نقره)
• مسابقات جهانى يوكوهاما ژاپن ۱۹۶۱(مدال طلا)
• مسابقات جهانى توليدو آمريكا ۱۹۶۲ (مدال نقره)
• بازيهاى المپيك توكيو ژاپن۱۹۶۴(مقام چهارم)
صنعتكاران: واژه  پهلوانى برازنده  شخصيت او بود
086553.jpg
محمد على صنعتكاران در خصوص جهان پهلوان تختى گفت: شخصيت وجودى تختى برازنده دارا بودن واژه «پهلوان» است .وى در ادامه افزود: به نظر من پهلوان كسى است كه علاوه بر كسب عناوين قهرمانى، اخلاق حسنه نيز داشته باشد كه در اين ميان تختى در كنار واژه «پهلوان» زندگى كرد و با برخوردارى از مدالهاى فراوان و خصوصا اخلاق حسنه، جهان پهلوانى شد كه هنوز نام آن تازه است. صنعتكاران در خاتمه گفت: پرورش پهلوان به تربيت خانوادگى بستگى دارد اما خود ورزش نيز به انسان غرور و ارزش مى دهد و اجازه نمى هد كه دست به خطا بزنى. اين موضوع به فرهنگ جامعه و تربيت خانوادگى بستگى دارد كه در محيط هاى اردويى نيز بايد با كشتى گير طورى برخورد كرد تا روحيه  پهلوانى در ورزشكار شكل گيرد.
دبير: مردانگى و جوانمردى از ويژگيهاى بارز ايشان بود
«عليرضا دبير» قهرمان اسبق كشتى المپيك وجهان در مورد مرحوم آقا تختى گفت: من بسيار كوچكتر از آن هستم كه بخواهم در مورد آقا تختى صحبت كنم اما فقط مى توانم بگويم كه مردانگى و جوانمردى از ويژگيهاى بارز ايشان بوده است . وى در ادامه افزود: من كه آقا تختى را نديده ام اما وصف و ذكرخير ايشان را زياد شنيده ام . پدرم افتخار بچه محلى با مرحوم تختى را داشته و از كودكى براى من خاطرات زيادى از ايشان نقل مى كرد . مسلماً و صد در صد آقا تختى آدم بزرگى بوده كه خدا بعد ازرفتنش و مرگش هم او را اينقدر بلند مرتبه و بزرگ كرده و انسان خوبى بوده چون كه خداوند بزرگ همه را بزرگى و عزت نمى بخشد. دبير اضافه كرد: به نظر من تختى فقط متعلق به كشتى نيست و در فرهنگ ما نهادينه شده است و يك چهره عام و خاص مردمى است . بودن تختى در فرهنگ كشور را بايد به فال نيك گرفت و مى توانم بگويم مرحوم آقا تختى ، پهلوان ما بوده و هميشه خواهد ماند. قهرمان اسبق كشتى المپيك وجهان در خاتمه اظهار داشت : من به عنوان يك كشتى گير خوشحالم كه مرحوم تختى از جامعه كشتى است و همواره ايشان به عنوان الگو مطرح بوده و ما بايد از منش و كردار تختى درس بگيريم و سعى كنيم به طور واقعى و حقيقى آن را عملى كنيم.
حرف مردم
آقاى گلى برهانى
با گلى كه برهانى مقابل مس به ثمر رساند ثابت كرد كه مى تواند آقاى گل شود. آفرين به آرش.
طهماسبى - كرمان
بر سر پرسپوليس چه آمده؟
چرا پرسپوليس به اين روز افتاده است؟ تيم ما در بازى ديروز اصلاً نتوانست انتظارات را برآورده كند. چرا كسى به فكر دل هواداران نيست؟
محمودى - بابلسر